Antiretrovirals

یک ویروس ویروسی ظاهر می شود! 41.000! برای حساب کردن برابر است با مدت زمان

ویروس ویروس منجر به نارسایی PreEP شد
یک ضربان ویروسی ظاهر شد ، یک افزایش ناگهانی و غیر منتظره و غیر منتظره (این قابل بحث است) بار ویروسی وجود دارد ، و اکنون باید برای آن فرد سرویستر توضیح داد ، که آنقدر به شما و پزشکتان اعتماد کرده است ، چرا مجبور شد منتظر بماند پنجره ایمونولوژیک ، کابوس بسیاری از افراد ، بعدها برای حضور HIV معاینه کرد. حالا با من فکر کن او تمام ایمان خود ، تمام اعتماد به نفس منطقی خود را نسبت به چیز PrEP به وجود آورد. آیا او می تواند منطقی ، واقعی و معتبر باشد ، نتایج آزمایش اچ آی وی؟ بنابراین بسیاری از افراد با دلیل بسیار کمتر موفق نمی شوند. تصور کنید "blipado"!

من فکر می کنم شما باید به فکر آن شخصی باشید که به شما و پزشکتان اعتماد کرده است ، آنقدر بدون لنس (…) از ویروس مخلوط شده است.

چه وضعیتی! ضعف و تعصب ویروسیمن به یاد دارم که در درام شخصی آن روزها به خدا گفتم ، "پروردگار ، اگر دو صلیب وجود داشته باشد که حمل شوند ، که هر دو را بار می کنم! من نمی دانم! حقیقت را با جدیت صحبت می کنیم ، واقعاً جدی، من نمی دانم دو صلیب را حمل می کنم یا نه! و غالباً فکر می کنم با توجه به سهولت زندگی با ویروس HIV ، حتی کسی را هم که حمل می کنم نیست! و در ابتدای وبلاگ می گویم که زندگی با HIV وجود دارد و زندگی با HIV کمی راحت تر از گذشته است ، اما به همین دلیل نیست که باید چهره احمقانه خود را در وسط این همه قرار دهید و از آنجا با HIV زندگی کنید. !

بله ، بله ، بله! زندگی با HIV وجود دارد! اما ... من تقریباً به هر آنچه که دارم (…) می دهم تا HIV نداشته باشم

من این را به افرادی می گویم در حال حاضر HIV دارید امید خود را از دست ندهید و دروغ نمی گویم: گواهی می دهم و می مانم. است زندگی وجود دارد با HIV!

و خطرناک هر کسی!

اگر می توانید ، و انجام این کار بسیار آسان است ، حتی اگر از ابتلا به HIV جلوگیری کنید انتظار با او بهتر است! بنابراین ، لطفاً به درستی عمل کنید ، احمق نباشید ، از کاندوم استفاده کنید! و مطمئن باشید PREP بهترین نقش را با نقش های یک متخصص مراقبت های بهداشتی ترکیب می کند! هنگامی که در یک رابطه جنسی گاه به گاه از کاندوم استفاده می کنید ، یا نه ، و در اینجا ریاکارانه ظاهر نمی شوید ، ممکن است خود را پس انداز کنید. حکم اعدام نیست این مورد نیست. یا حتی ممکن است چنین باشد ، وقتی شخص ، به عنوان احمقانه من یک روز ، ترجیح داد "نمی داند". این چیز ، ترس از دانستن ، چیزی است که من به مناسبت دیگری با آن سر و کار خواهم داشت. اما مطمئن باشید ترجیح دادن به ندانستن ترجیح به مردن است ، زیرا وقتی خوش شانس هستید (...) خود را در حال توسعه یک سارکوما کاپوسی می دانید و پزشکان همیشه می دانند که در این موارد چه بگویند و چه کاری انجام دهند. در حال بازگشت ، در این رابطه ، گاه و بیگاه یا با استفاده از کاندوم یا کاندوم ، شما به انجام کارهایی مانند این می پردازید: کاندوم از ابتلا به HIV جلوگیری می کند و به شما در انجام یک چیز بسیار مهم کمک می کند: شما زنجیره انتقال را می شکنید! من ترسیم کردم ، برای گفتن اما می خواهم هم بنویسم. با وجود اینکه بیشتر و بیشتر از آنچه می نویسم آگاه هستم ، بله ، اما خیلی خوب نیست. و ، بله ، فراتر از خوب !!!

وقتی از کاندوم استفاده می کنید زنجیره انتقال را می شکنید! و من یک استدلال بسیار کوچک می دانم ، که سعی می کند با این استدلال کند:

من ایدز دارم ، کسانی که به من مراجعه می کنند و نمی خواهم از آنها استفاده کنم. هميشه مرا فاش كرد! خطرناک هر کسی

به این دلیل نیست که امروز شما می توانید یک ، دو یا سه قرص در روز مصرف کنید ، و این که من ، 25 سال پیش ، مجبور شدم 40 بار مصرف کنم ، این امر برای شما توجیه پذیر است که آن خطر را انجام دهید ، کابوس را تجربه می کنید تا از کابوس خودداری کنید!

PREP ، کاندوم و "عدم تطابق ظاهری" من با ضربه ویروسی

آیا من احمق هستم؟ سوء استفاده؟

بیایید ببینیم!

اکنون برای یادآوری اشاره کنید: چه اتفاقی می افتد اگر آن دختر که دوست دارید فکر نکند ایده خوبی است که با یک فرد مبتلا به HIV ازدواج کنید؟ من با افکار او مخالفم ، اما من تا زمان مرگ از حق فکر کردن و گفتن چنین دفاع می کنم! (از نویسنده انگلیسی است تالار اویل بیاتریس) جدا از جنس و جنس ، احکام و احکام ، تعصبات و تعصبات ، ما همیشه برای ما می جنگیم! حتی در نماز: … برای گناهکاران آمریکایی دعا کنید…. اما ... اگر آن شخص را که دوست دارید ، چه کنید فکر نکنید فکر خوبی است که با شما باشید, با توجه به اینكه دوست داشتن شما برای او ، نكات مثبتی را در رابطه با شخصی كه با HIV مبتلاست ، به حساب نمی آورد!

مردم هنوز هم چنین فکر می کنند! و تعداد کمی هم وجود دارد!

من مثل او فکر نمی کنم و من قبلاً این وضعیت را تجربه کردم ، این که بعداً می گویم. من به او گفتم که چرا شخص تصمیم گرفته است خود را به من اعلام کند و اینکه ، تا آن زمان رابطه مشتری با چه احتیاطی منعقد شده بود ، به یک رابطه احتمالی تبدیل شد که در حقیقت ، من نمی خواستم برقرار کنم. اعتراف میکنم این یک آزمایشگاه عالی بود ، زیرا وقتی گفت "دوستت دارم"! و من از او خواستم که صحبت کند ، در کمتر از چهار دقیقه او همه چیز را می دانست ، و بین اینکه مبهوت و حیرت زده شد ، وقتی او را به یاد آورد که خوب از کجا و چقدر از او محافظت کردم ، او به خوبی به یاد آورد ، اما کاملاً نادرست بود . خوب ، او گفت که او باید به بیرون برود ، پیاده روی کند و مانند موسیقی Racionais MC ، "هرگز برنگشت! سناریویی مانند این را تصور کنید ، با اطاعت خاموش و راحت من از I = من تا اینکه ، ناگهان ، دیگر غیر قابل کشف نیستم اما ... Ihhhhhhh (...) اما من چندین نظرسنجی انجام داده ام و نماینده٪ و افرادی با این فکر و فکر هستند.

نظرسنجی ها هیچ ارزش علمی ندارد ، اما غرفه داران عالی هستند

من حتی 22 درصد پاسخ ها را به یک سؤال ضبط کردم: چه می گویید ، یا اگر بعد از مدتی با شخصی که مبتلا به ایدز بود ، فقط با شما ارتباط برقرار کرده و حفظ می کردید ، چگونه پاسخ می دادید؟ بیست و دو درصد آنها گفتند آنها احساس خیانت می کردند! و من نمی توانم یک فکر صادقانه و منفرد را در درون خود بیابم که می تواند بدون شک به دلایل و درک آنها اعتراض کند! و ببین ، او 33٪ از افرادی که از کار در کنار افراد مثبت HIV خودداری می کنند ، کمتر از این درصد غم انگیز است ، بله! به سادگی ، سی و سه درصد از افراد مبتلا به HIV منفی و بازجویی از سرم امتناع از کار در کنار افراد مبتلا به HIV را! یا شاهد ، "مردم آن را دوست دارند" ، "با بیماری مانند آن"! وقتی او از من برای کار در مدرسه حمایت کرد ، با این شرایط ، من لزوماً باید به پروفایل او بروم و ببینم بهتر است ، چه کسی و "چه" کمک به یک فرد مبتلا به "! خط و افکار اینگونه" است. . بیا
  • مبارز راست گرای که نمی داند این چیست
  • مطلوب برای آزمایش مصرف شش ماهه مواد مخدر
  • موارد بیشتری وجود دارد ، اما همانطور که من ، فردی با روحیه قوی ، احساس تهوع می کنم خطر استفراغ را برای شما حفظ می کنم ، حتی به دلیل "ناپدید شدن" یا همانطور که گفتم "اسرارآمیز ناپدید شد" ، بعد از اینکه از من برای من غافل شد ، مثل این؟

این آرزو غم انگیز است که آرزو کنم کسی که نمی داند چگونه ببخشد (Renato Russo)

و من هرگز نتوانستم دلایل او را برای این آیه آشکار کنم. اما ، در آن زمان ، من خود را داشتم!

می فهمی؟ من از خطوط فکری خاصی پشتیبانی نمی کنم و ، نکته شماره یک ، من سعی نمی کنم دیدگاه های شما را تغییر بدهم ، نه ظاهرا. اما من نیمی از دوز کار خود را در آنجا انجام می دهم. حل می کنند؟ به من بگویید ، زیرا اگر یک چیز است که من هر روز یاد گرفته ام و کمی بیشتر یاد گرفته ام ، این همان چیزی است که مردم واقعاً فکر می کنند ، بله! مردم! انسان ها ، بشردوستانه ها را می گویم ، با وجدان ، عقل و احساسات! دلپذیر است یا نه ، اگر به آن فکر کنید ، آن را خواهید دید "این برای آنها ارزش ندارد"

می بینید ، اگرچه من HIV دارم ، اما مثل هر کس دیگری هستم! نه در بالا و نه در زیر بسیاری از درس

و به خاطر گفتن همه چیز ، من همیشه شخص خوبی نبودم آیا این تعصب اوست؟ شاید! اما او آن را به این روش نمی بیند و به شما در داخل پیچ و خم شیشه ای فکر می کند. یکی از این موارد در Play Center وجود داشت ، یکی که بسته شد. من شنیده ام که باز خواهد شد! اما من چیزی در مورد آن نمی دانم! علاقه من به پارک های تفریحی صفر بود. خوب پس من حدود 5 دقیقه در آنجا گم شدم ، هیچ چیزی مشکل من را حل نکرد و هزینه رنج های من با یک مشت در لیوان شروع شد. در حقیقت ، یک ضرب در باطل است ، زیرا در آنجا چیزی وجود ندارد که مورد اصابت قرار گیرد. وقتی که در آن بعد از ظهر وحشتناک ، تست تأیید را تایید کردم که آزمایش قبلی را تأیید می کند ، احساس کردم اینگونه است:

بی قدرت ، شکست خورده ، ناامید و با ترس هرگز زندگی نمی کردم ، دوباره در پیچ و خم شیشه ای قرار داشتم

من بهم ریخته و به یک طرف برگشتم ، که دیگر مهم نیست ، سعی کردم قدمی بردارم و صورتم را در شیشه پیدا کردم. برگشتم! اگر شیشه ضربات را احساس می کرد ، نشان نمی داد ، دست من در پارچه بود. ناتوان ، ناتوان و ناکام ، اکنون خودم را می بینم ، دقیقاً مثل لحظه ای که خودم را HIV مثبت دیدم. داخل شکسته شدم. به یک قلعه ، 1250 اتاق ، ده طبقه ، بمب ، آشپزخانه فکر کنید و دیوارهای بیرونی را در آنجا ، بسیار قوی و داخل آن تصور کنید ، همه چیز از بین می رود. به همین ترتیب من بیرون آمدم که فریاد کشیدم ، لگد زد و گریه کردم.

بعد آنجا نشستم. هیچ کاری نمی توانستم انجام دهم

آنها قبلاً متوجه ناامیدی من شده بودند و یک کارمند ، با تحصیل ناجوانمردانه درباره اسرار زمین شناسی ، مرا بیرون برد. مثل این فکر کنید ابتلا به HIV ، زندگی با ایدز بسیار شبیه به این پیچ و خم شیشه ای است. در بعضی جاها فقط آینه ها. آیا می خواهید پیشنهاد دهید؟ یک مشکل دشوار ، با نگاه به این ، کلیک راست ، آن را به یک برگه یا برگه دیگر ارسال کنید. به آنجا بروید و سپس به اینجا بروید و به من بگویید که خطر دارد. آن را بررسی کنید:

می توانید کلیک کنید و به خواست خود حرکت کنید! حدود بیست صفحه در زیر این لینک وجود دارد

بیماری های اپورتونیستی مرتبط با بیماری ایدز چیست؟
من دوست دارم که بتوانم در خانه یک دستگاه پین ​​بال دزد داشته باشم. یکی از ویلیامز وجود داشت: "لرد جنگل". یا آن الکتروشیمیایی طوفان طلایی دیگر! Ai ai !!!!

با مراجعه به PrEP و ویروس مخلوط می شوم:

کمی بیشتر در مورد آن: اگر می خواهید یک پسر یا دختر داشته باشید ، از راه "متعارف"؟ به همان اندازه که به این موضوع توجه می کنم ، PreP که چیزی بیشتر از یک کلمه متفاوت برای ART نیست ، درمان ضد ویروسی که از او می پرسم ، مثل خاله من جن؟

و ماریا چه می کند؟

سوال جاودانه ...
مردم می گویند بی خطر است که تقریبا هیچ خطری وجود ندارد. اما آیا متوجه شدید که من "تقریبا" قرار داده ام هیچ خطری وجود ندارد؟ این خط دیگری است که تقریباً گاهی اوقات از آن خارج نمی شود.
امید به زندگی با HIV یک امید به زندگی عادی است
اما در میان همه آن لحظه ها وجود دارد ... در انتهای این متن ، تاریخچه پزشکی خود را بیان کردم .در بعضی از لحظات رابطه پرخاشگرانه من با پدرم ، "استراحت در صلح" ، به او گفتم ، شاید سعی کنم چیزی را توضیح دهم. اما پدر ، من تقریباً این کار را کردم. و پاسخ جاودانه: این موضوع است (...) ، اما "تقریبا" ترک نکرد.

بله ، تقریباً ، تقریباً بدخلقی

برای قدیمی سوزا ، تقریباً بود ، باید بگوییم ، تقریباً یک نهاد و موجودی با قدرتهای چند نجومی ، قادر به تعیین مقصد !!! خوب به نظر می رسد ... بازگشت به موضوع ، وقتی وجود دارد تقریبا ، عدم اطمینان وجود دارد E جایی که عدم اطمینان وجود دارد... من اینجا را به یاد آوردم ، بند اول کتاب: "نینجا". متن از این طریق شروع می شود:

در تاریکی ، مرگ وجود دارد.

من چنین لرزهایی را احساس کردم که از خواندن خودداری کردم!

این زندگی با HIV است که عدم اطمینان بیش از 10 متر از من است ، مارا تماشای تلویزیون است! در واقع او در حال حاضر خوابیده است ، و به زودی ، در حدود ساعت 17:15 ، من او را بیدار خواهم کرد! چه کسی می تواند به من اطمینان دهد که در 5 دقیقه دیگر به هیچ وجه ناراحتی نخواهد داشت ، مربوط به HIV ، یا نه ، و تمام برنامه های ما ، رویاها ، خواسته ها ، آرزوها ، آرزوها و امیدهای ما همچنان در آنجا خواهد بود ، در حال حاضر غیرقابل تصور است.

بله درست است: زندگی با HIV وجود دارد! اما پرهیز از آن بسیار ارزشمند است و بهترین راه استفاده از کاندوم است

با صراحت صحبت می کنیم ، کاری که ما با PrEP انجام می دهیم این است که بدون هیچ دلیل خوبی این افراد را با پول پر کنیم. بسته به آنها ، 7 میلیارد نفر باید روزانه دو قرص مصرف کنند ، هر یک با قیمت متوسط ​​1,00 دلار ، هر روز 2,00 دلار ، هفت برابر شود!
برای یک مشت دلار
من عاشق بنگ بنگ هستم! صدای گلوله های گزاف گویی ، آن بچه های پلید ، بدون اینکه دوش بگیرند به مدت 18 ماه ، با دو گردان بر روی باسن خود ، هر یک از این سلاح ها قادر به شلیک نامحدود هستند. من اعتقاد دارم که حدود 30 عکس از یک شخصیت واحد و بدون توقف واحد برای بارگیری مجدد اسلحه ها ، با مهمات غیرقابل توصیف !!! صورتحساب 1,00 دلاری AU huge بزرگ! مبلغ چهارده میلیارد دلار در روز. آیا می خواهید یک ظرف دیگر درست کنید؟ همین کار را در آنجا انجام دهید ، زیرا من از آن خسته شدم ، زیرا این صدای انفجار ایتالیایی بود که این حماسه را به من داد! اما فکر کنید با من. دنبالم کن بسیار عاقلانه تر است ، بسیار عاقلانه تر است ، بسیار مناسب تر ، استفاده از کاندوم! من یک نوار ویدئویی در اینجا دارم ، که باید آن را بازگردانم ، که اولین ضربه اخلاقی ویرانگر و تحقیرآمیز من را ثبت می کند ، در این مبارزه ای که من به سختی چیزی می دانستم من قصد داشتم یک پسر پوستر برای کتاب داستانهای شجاعت باشم ، کاملاً آماده برای کاری که می خواهم بکنم و در اولین بیانیه خودم ، آنرا به وضوح ، بسیار واضح و روشن ، با یک رنگ سفید کاملاً درخشان که به سادگی غیرممکن بود ، روشن کردم ، که نمی توانم مطمئن باشم غیرقابل کنترل است. برای قرار دادن کاندوم ، رابطه جنسی را متوقف کنید.
Drª Vera Paiva از NEPAIDS
دکتر ورا پیوا ، از NEPAIDS ، یکی از محترم ترین متخصصان بهداشتی است که در مبارزه با ایدز مشغول به کار است ، می جنگد ، نه همیشه برنده است ، اما نوشتن داستان زندگی خود ، از مبارزات خود ، به عنوان یک متخصص بهداشت! وقتی سخنانم را تمام کردم ، احمقانه ، آن را با گذشت بگو ، او به دوربین نگاه کرد ، به من نگاه کرد و نمونه ای بد از من ساخت. تحقیر در میدان عمومی! او گفت:
- "دقیقا همین خط فکری است که ما باید از ذهن جوانان خود دور شویم"!
آیا تا به حال یک گوجه فرنگی خشک دیده اید؟ من فکر می کنم آنچه شما ندیدید فرآیند خشک شدن گوجه فرنگی در زمان واقعی بود ، که با افت قطره آب 50.000،XNUMX فریم در ثانیه از دست می داد! خوب ، مثل این بود که من برای اولین بار قاچاق شدم!

دکتر ورا ، شکایتی ندارد. خانم حق داشت ، او هنوز هست و همیشه خواهد بود.

این متن کوتاه را به عنوان یک تشکر بپذیرید. شما جزو اولین افرادی بودید که به نظر من مفهوم مسئولیت پذیری را که هنگام ثبت نام برای خودم پذیرفتم ، در برازنیک دامنه "soropositivo.org" قرار دادم. و من به خاطر آن متشکرم با مراجعه به PrEP و کاندوم لعنتی ، باید Drª Vera Paiva را تکرار کنم! عملا امکان متقاعد کردن یک دختر ، کودک 15 ساله وجود دارد (این یک بچه‌ی کودک است! و آنچه که فقیر است ، این کودک است که یک کودک ، فرزندان ایجاد می کند) ، هر بار که از کاندوم استفاده کنید از آنجا که از رابطه به رابطه ، کودک با دستگاه نعوظ و کودک با دستگاهی که دارای خواص گیرنده و دستگاه جوجه کشی است شروع به "فکر کردن" می کند و با اشتیاق صحبت کردن ، بعد از هشت هفته ، A و B شروع به دیدن یکدیگر به عنوان افراد خوب و خونسرد می کنند. "این وجود ندارد"، نگهبان خود را رها کنید و با سکوت و سکوت با استفاده از کاندوم متوقف شوید و سلام ، که چهره را می بیند ایدز را نبینید"!
عادت های شیطانی از طرف من بیماری ایدز دارم
حساب می کنم برای اینکه دی جی بودن و زندگی با نیاز به حساب کردن اوقات موسیقی ، BPM لعنتی و کافه ها. از طرف دیگر ، شاید به دلیل اینکه من دو بار بی خانمان بودم ، احساس همدردی بیشتری نسبت به کسانی که درد می کنند احساس می کنم و برای من غیر معمول نیست که به فردی با هدف نزدیک شوم و حداقل درک کنم که چگونه به آنجا رسید. این همیشه نتایج خوبی ندارد و اگر در یک میدان عمومی مورد ضرب و شتم قرار نگیرم ، مطمئناً حیف نیست ، زیرا حتی نمی توانم به طور موثری از خود دفاع کنم. روز دیگر دختری را دیدم که یکی از این کودکان است که بچه ها می کند. او در واقع به من نزدیک شد و از من خواست که یک ساندویچ بخرم. پرسیدم: کجا می خواهید غذا بخورید؟ او گفت ، در اینجا. - من ساندویچ را سفارش دادم و نام او را پرسیدم ، او گفت ، مهم نیست ، زیرا می تواند جعلی باشد و من آن را اصلاح کردم. - "چند ماه هستی"؟ - "خوب ، این می تواند بدتر باشد ، می توانستید با HIV مقابله کنید"! و او بدون تردید اصلاح کرد!
من قبلاً ایدز دارم.
لعنت برهنه! یک مناسبت عالی دیگر برای ماندن در سکوت گمشده! من می خواستم سیاره در آن لحظه ناخوشایند مرا باز کند و فرو برد. چرا با ششصد هزار شیطان مجبور شدم دهانم را باز کنم؟ من صورتحساب را پرداخت کردم و از او پرسیدم که آیا می توانم کاری بیشتر برای او انجام دهم ، او اصلاح کرد. دو پادشاه من می توانم یک سنگ بخرم. من یک لحظه فکر کردم و به دختر خودم فکر کردم ، که در ترک گم شده است ، به دختر بدون اسم و امید نگاه کردم و گفتم: این ، من نمی توانم این کار را در برابر شما انجام دهم ، متاسفم. و من دور رفتم ، شکم کامل ، من خالی دروغ گفتم ، که به صورت خودکار عمل می کند. چندی پیش من آنفولانزای ویروسی داشتم! بار ویروسی من 41 آمد.
می توانست 41000 بیاید یا با 410.000،XNUMX می تواند مال شما باشد!
بیایید بگوییم من یک فرد آزاد بودم ، که من با هیچ کس ازدواج نکرده بودم و با شخصی که معتقد است غیر قابل کشف است غیرقابل انتقال است ، با کسی دوست داشتم رابطه دوستانه ای برقرار کنم ، به چه چهره ای نگاه خواهم کرد و می گویم "عزیز من به شما نیاز دارم که یک آزمایش HIV داشته باشید "

چطور؟

چطور؟ او می گفت شما غیرقابل انتقال نبودید ، به هر حال چه اتفاقی افتاد؟

در زمان اعصاب که باید برایش توضیح می دادم ، هیچ بچه ای که من غیر قابل انتقال نبودم غیر قابل کشف بودم و غیر قابل کشف غیر قابل انتقال نیست!
چیزی رخ داده است
اتفاقی افتاد ، من آنفولانزای ویروسی کردم ، نمی دانم !!!!!!! تنها چیزی که من می دانم این است که ، در زمان تست ، 41.000 بود! چیزی شبیه به این:

"هاستون! ما مشکلی داریم "!

من می ترسم این را بگویم ، اما نه اینكه بگویم غیرمسئولانه خواهد بود (...). در آن بازه زمانی ، که در مورد آن نمی دانیم واقعاً چه مدت بوده است ، ما نمی دانستیم که من یک بار غیر قابل کشف ندارم و اکنون ممکن است شما با HIV مبتلا شده باشید. شما آن چهره را می شناسید که همیشه با عشق ، محبت ، تحسین ، اشتیاق به شما نگاه می کند ، نه فقط برای شما بلکه برای روشی که برای زندگی می جنگید ، چیزی بسیار زیبا که این آرزو را در آن بیدار می کند. تمایل به بودن با شماست. در کمتر از 5 دقیقه (چون من خوش بین هستم) تحسین و احترام به خشم ، ترس و عصبانیت تبدیل شده است؟ آیا او شما را به عنوان یک جادوگر یا صمیمی نمی بیند؟ کاندوم این مسئله را خیلی خوب حل می کند و در صورت ترکیدگی ، در 99٪ موارد به دلیل سوء استفاده و عدم نگرانی و عدم تحمل اتفاق می افتد! من در مخاطب کسی را می بینم که دستش را بالا می برد و من این سوال را قبلاً می دانم. بله ، من بدون کاندوم رابطه جنسی داشتم! و با خیلی از خانمها همینطور بود که شما فقط باور نمی کنید و ، بله ، این منطق را داد: من به HIV مبتلا شدم.
پس از آن ، حتی اگر دیر شود ، همیشه از مارما کاندوم استفاده می کنم.
همانطور که هیچ کس دیگری نیست. محافل محافظت می شود. من قبل از تصمیم به زندگی با مارا ، بیل را درست کردم ، اما این شخص ، برای انتقال HIV به شخصی ، آگاهانه ، من این کار را نکردم. خشم بله چون تو کسی بودی که دو برابر کردی! در ابتدا به او گفتید که در حال درمان پایدار هستید و بار ویروسی شما بیش از شش ماه غیر قابل کشف بوده است. در عمل ، این بدان معنی است که ، حداکثر ، در دو آزمایش ، در حدود 159 مورد و تعداد بیشتری از ویروس ها نسبت به تشخیص قابل مشاهده نیست. در برزیل ، این حد کمتر از 41 است ، اما این چیز بسیار پیچیده تر است. خوب ، تاریخ من نشان می دهد که من دو نوع مننژیت داشتم. پزشکان توجه مانند پزشکان در کاسا دا ایدز ، به درستی اجرا و خاموش در والس رقصیده شده توسط Alckmin و Dória ، امروز ما دارای SEAP هستیم ، هیچ قدم دیگری برداشت نکردم و مجبور شدم به دنبال یک کلینیک مغز و اعصاب باشم که برخی از آزمایشات را درخواست کرد که در ادامه توضیح خواهم داد. بلافاصله بعد از مننژیت دوم ، به دلیل بیمه درمانی من به کلینیک که قبلاً ذکر شد ، رفتم و او خواستار بارز بودن ، بار ویروسی CSF مغزی ، سرم خون و اسپرم شد. نتایج:
  • غیر قابل کشف در سرم خون
  • در مایع مغزی نخاع تعداد آنقدر زیاد بود که فقط فکر کردن باعث می شود مغز استخوان را منجمد کنم
  • و گروه خوبی از اسپرم وجود داشت. و این گروهی بود که قادر به آلوده کردن یک زن ، در واقع ، توانا و توانا بود.
آسیب پذیری زن AA
توجه داشته باشید ، زنان ده برابر در برابر عفونت HIV آسیب پذیر هستند و من در اینجا از روابط ناهمجنسگرا صحبت می کنم ، زیرا تعداد خوبی از افراد در مورد سایر موارد مراقبت می کنند. و شما ، به این ترتیب ، درگیر شدن در یک رابطه جنسی غیرواقعی ، آزاد و مسئولانه بودید ، زیرا ، همانطور که جزوه A ، جزوه B و نامه C می گوید ، شما می توانید مانند آن زندگی کنید و دختر ، به نقل از ماریسا… .. و آنچه برای عشق انجام نمی دهیم ، درست است؟? من به شما می گویم که برای عشق چه کاری انجام می دهید: غیر قابل کشف یا نه ، شما از کاندوم استفاده می کنید ، زیرا هنوز لیست بی پایان چیزهایی وجود دارد که باید به نام ناف خود به آنها توجه کنید! و نگاه کنید ، برای سی روز آینده این دختر شبهای خواب را که منتظر پنجره ایمنی است از دست می دهد ، زیرا هیچ چیزی برای گفتن شما وجود ندارد که قابل اعتماد باشد!
پس از همه ... شما "غیر قابل کشف بودید و بنابراین غیرقابل انتقال هستید.
و اکنون ، در حال حاضر ، تمام آنچه برای او باقی مانده است ، شمارش دقایقی تا پایان پنجره ایمنی است. چه چیز زیبایی از گه شما درست کردید ، درست است؟ بخش هایی از این متون ، دروس من است که براساس هر آنچه من آرام یاد می گیرم ، متن ها را دوباره ترجمه می کنم ، ترجمه می کنم Aidsmap , بدن, POZ و موارد دیگر
اما بسیاری از اینها براساس آنچه من از زندگی آموخته ام ، ضرب و شتم به من است و در بعضی مواقع عواقب اشتباهات دیگران را به من نشان می دهد. اشتباه نکنید. PrEP بهترین گزینه نیست

اگر نیاز به صحبت دارید و نمی توانید من یا Beto Volpe را پیدا کنید ، این گزینه بسیار متعادل تری است ، Beto ، می توانید پیام خود را نیز ارسال کنید. شاید بتوانم مدتی طول بکشم. پیام ها را بعد از ظهر ، اندکی بعد ، در واقع ساعت 20 بررسی می کنم.
تایپ کردن برای من سخت و دشوارتر است.
و من در پایان به یک فاصله بین یک پاراگراف و دیگری نیاز دارم.

اما از یک موردی که یاد گرفتم اطمینان داشته باشید:

زمان و صبر تقریباً همه چیز را حل می کند!
----------------------------



خلوت وقتی این پیام را ارسال می کنید ، به شما القا می شود که خط مشی رازداری و مدیریت داده های ما را خوانده و پذیرفته اید. [/ پذیرش]

خواندن توصیه شده در این وبلاگ

پیشنهادات خواندن

سلام! نظر شما همیشه اهمیت دارد چیزی برای گفتن دارید؟ اینجاست! هر سوالی دارید؟ ما می توانیم از اینجا شروع کنیم!

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.

Automattic ، Wordpress و Soropositivo.Org و من در رابطه با حریم خصوصی شما هر کاری را انجام می دهیم. و ما همیشه در حال بهبود ، بهبود ، آزمایش و اجرای فناوری های جدید حفاظت از داده هستیم. داده های شما محافظت می شود ، و من ، کلودیو سوزا ، در این وبلاگ 18 ساعت یا روز کار می کنیم تا از جمله موارد دیگر ، امنیت اطلاعات شما را تضمین کنیم ، زیرا من پیامدها و عوارض انتشارات گذشته و مبادله را می دانم. من سیاست حفظ حریم شخصی Soropositivo.Org را می پذیرم سیاست حفظ حریم خصوصی ما را بدانید

آیا نیاز به گپ زدن دارید؟ من سعی می کنم در زمانی که نشان داده ام در اینجا باشم. اگر جواب ندهم ، به این دلیل بود که نتوانستم این کار را انجام دهم. یک مورد که می توانید از آن مطمئن باشید. من همیشه در پایان جواب می دهم
%d وبلاگ نویسان مثل این: