21 C
سائو پائولو
23 ژانویه سال 2020

من HIV مثبت هستم! چنین زمانی برای گفتن من HIV دارم!

پیش فرض تصویر
داستان های مثبت CD4 داستان های مثبت CD4 است

Sیا HIV مثبت! بله من دارم اچ آی وی! فقط همین حرف را بزن یک جزئیات صرف ، و همه چیز تحریف شده است ...

؟؟؟؟

داستان من ساده و معمولی است. هشت سال پیش توسط شوهر سابقم آلوده شده بودم. من بدون علامت هستم و فقط ویروس را در 1999 کشف کردم.

از جدایی در 1992 اتفاق افتاد.

اوراق قرضه بیشتر ایجاد نمی کنم دانستن اینکه من HIV مثبت هستم ما را برای همیشه به هم پیوند داده است!

Amarilis

از آن به بعد، من هرگز او را دیده ام، حتی اگر فرزندی نداشته باشیم.

اما ...

من می دانستم که او در اطراف 1994 در حال چرخش است اما حدس می زنم او جرات ندارد نزدیک شود. من اعتقاد دارم که زمانی که شما حساسیت سروتونین را کشف کردید.

بعداً ، از یک دوست که او را به طور اتفاقی در خیابان ملاقات کردم ، پیام غیرمستقیم دریافت کردم تا بتوانم پیام تهیه کنم آزمایش HIV.

من آرزو می کنم او به من گفته بود قبل از آن، چرا که پس از آن من ممکن است من درمان برای طولانی ترین زمان.

من در آموزش و پرورش مشغول به کار هستم و حدود سه سال پیش تصمیم گرفتم که کتابی بنویسم ایدزبا هدف کودکان پیش دبستانی؛ زبان بازیگوش ، ساده و کودکانه.

همیشه مرا در موقعیت ناقل HIV قرار دهید. فکر: من HIV مثبت هستم! نمی دانستم ، اما اینطور بود!

من در مورد موضوع تحقیق کردم ، مطالعه کردم ، مطالعه کردم و داستان را نوشتم همیشه فکر می کنم HIV مثبت هستم ، این فقط یک تمرین ذهنی بود ... .. من قبلاً بودم و نمی دانستم....

من نهایت دقت و احکام خود را برای جلوگیری از ترک هر نوع "تفسیر نادرست" ، ایده تعصب یا تبعیض انجام دادم ، همیشه ارزش همبستگی و شهروندی را ارزیابی کردم. این کتاب از لحاظ آموزشی مورد بررسی و تصویب قرار گرفت و تقریباً در همین زمان یک عمل جراحی ساده انجام دادم. این زمانی بود که آنها سرولوژی من را کشف کردند ، طعنه سرنوشت.

کارهای من در زندگی من ظاهر شده بود تا مرا به عنوان شخصی که من مبتلا به HIV مثبت هستم ، برای واقعیت خود آماده کنم!

به نظر می رسد که کار من در من ظاهر شده است زندگی تا برای واقعیت خودم آماده شوم

بعد از جدایی من، روابط جنسی من همیشه امن است.

اما - وای! - چقدر سخت است!

من اخیراً با یک مرد منفی ملاقات کردم ...

اشتیاق فوری ، و من می دانستم: من می دانستم چه کسی به این طریق یا راه دیگری خواهد آمد تا به من بگوید من HIV مثبت هستم

اشتیاق فوری، جنون، تمایل دیوانه برای دیدن، با هم بودن، برای لمس کردن، گوش دادن به همه این چیزها.

این رابطه تا زمانی که "چنین زمانی برای گفتن" بود ، گرم می شد.

دنیای من سقوط دوباره وقتی که من کشف کرد که چگونه این ویروس در. این اولین عشق من بعد از HIV بود.

در آن زمان، او موافقت کرد، گفت هیچ مشکلی وجود ندارد، و آنچه را که مزخرف است، اما با گذشت چند روز، فاصله بین ما تبدیل شدن به بیشتر، تا زمانی که ما صحبت کردیم.

لعنتی احساس طرد.

و من اینجا هستم ، زندگی می کنم ، خدا را شکر ، یک سال پس از کشف ، زندگی بهترین کاری که می توانم انجام دهم. بدون علامت ، من درمان خود را کاملاً حفظ می کنم و بسیار سخت کار می کنم تا پروژه هایی را که آغاز کرده ام ، برخی از آموزش ها ، دیگران و 55l.

آماریلیس

سعی میکنم به موقع به من برسم

مهم نیست چقدر انتخاب کنم، نمی توانم دقیقا در زمان و مکان حقایق را قرار دهم.

به یاد دارم که در 2003 ، شاید 2004 باشد من یک روز کاری در سانتوس بودم و می خواست با او دست بکشد

خوب، من قرار دادن یک جفت شورت، من در سانتوس، یک شهر شناخته شده در ساحل از شهرستان سائو پائولو بود.

من فقط می خواستم او را طاس بزنم

A ایده ساده بود، این همه:

- "در حالی که شما در آنجا مشغول کار هستید ، به این دریا گوش می دهید؟ بله ، من در ساحل هستم. " فقط موج بزنید ، سپس با او صحبت می کنید ، به عنوان دوستان خوبی که این متن اجازه داده است ...

و برادرش جواب داد: با خبر بد.

ما به سائو پائولو برگشتیم و ایده این بود كه من به دیدنش برگردم ، اما من هنوز هیولا در دریاچه بودم و نتوانستم آن را اداره كنم و وقتی كه قدرت كافی برای دیدن او داشتم به برادرش زنگ زدم و متأسفانه او از بین رفته است

خطای پزشکی در این ابعاد غیرقابل قبول قابل قبول است

به هر حال ، از آنچه که من هنوز به یاد دارم ، شاید او دوست نداشته باشد که من او را مثل این ببینم.

آنچه مرا ترساند این است که می دانستم که او با "بینایی تقریباً یک سال پیش دو برابر شد و ، خدا می داند ، او به سفر ، پیشرو ، برای صحبت با پزشک ، لاله لعنتی که در مقابل چنین تصویری ، به یاد نمی آورد.

چرا او نپرسید MRI لعنتی?

آنچه او را به قتل رساند لنفوم غیر هوچکینز بود

مقالاتی که ممکن است بخوانید

2 به نظر می رسد بحث در اینجا شروع می شود! شرکت کنید

آنا لوسیا 17/10/2016 at 18:55:15

این واقعا یک وضعیت بسیار دشوار است، ما باید در روز به خانه قوی.

و در اینجا ما این جواب را داریم
کلودیو سوزا 17/10/2016 at 18:59:45

او ازدواج کرده بود ... من ملاقات pessoalmentee او رابطه خود را باز کرد و گفت، شما ممکن است احساس جذب به کسی و شما می خواهید برای زندگی کاری با این فرد است. زنده باد! اما استفاده از کاندوم. او استفاده نمی کند، آن را اجازه داده این بیماری در سراسر بدن او توسط 9 سال ها پیشرفت، بیهوده تمام تلاش خود را در حفظ پایبندی عالی برای دارو درمانی، بهداشت شخصی و مواد غذایی، و همچنین صفحه نمایش در هر پنجره را به نگه داشتن پشه، بردارها ممکن بیماری، او با لنفوم غیر هوچکین زده شد و پس از 15 روز از غم و اندوه و عذاب، خدا او را به reposuso سزاوار اعطا، او tiha سال 43 و این سال 9 پیش بود. من من از دست دادن این دوست rebooked نیست

و در اینجا ما این جواب را داریم

سلام! نظر شما همیشه اهمیت دارد چیزی برای گفتن دارید؟ اینجاست! هر سوالی دارید؟ ما می توانیم از اینجا شروع کنیم!

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.

Automattic ، Wordpress و Soropositivo.Org و من در رابطه با حریم خصوصی شما هر کاری را انجام می دهیم. و ما همیشه در حال بهبود ، بهبود ، آزمایش و اجرای فناوری های جدید حفاظت از داده هستیم. داده های شما محافظت می شود ، و من ، کلودیو سوزا ، در این وبلاگ 18 ساعت یا روز کار می کنیم تا از جمله موارد دیگر ، امنیت اطلاعات شما را تضمین کنیم ، زیرا من پیامدها و عوارض انتشارات گذشته و مبادله را می دانم. من سیاست حفظ حریم شخصی Soropositivo.Org را می پذیرم سیاست حفظ حریم خصوصی ما را بدانید

نظر شما بسیار مهم است!

آیا می خواهید نظر خود را در مورد Blog Soropositivo.Org بیان کنید؟

در صورت تمایل ، ایمیل خود را تهیه کنید ، بنابراین ما یک پاسخ برای شما ارسال خواهیم کرد.

در صورت تمایل ، ایمیل خود را تهیه کنید ، بنابراین ما یک پاسخ برای شما ارسال خواهیم کرد.

ممنونم ما از بازخورد شما خوشحال هستیم و به زودی به زودی بازخواهد گ

%d وبلاگ نویسان مثل این: