ترس از اچ آی وی چشم انداز زندگی من را تغییر داده است

پیش فرض تصویر
داستان های مثبت

مطمئناً دید زندگی من تغییر کرده است ، مطمئناً این دیدگاه تغییر کرده است ...

من می خواهم این شهادت را به اشتراک بگذارم ، همچنین با تشکر از یک دوست بزرگ ، کلودیو ، که به من در هر راه ممکن به من کمک کرد.

خوب ، من همیشه تصوری خیال انگیز از زندگی داشته ام ، فکر می کنم خیلی به دلیل روشی که بزرگ شده ام ، ساکت در گوشه ام ، کار کردن و مطالعه کردن ، مانند اکثر مردم ، با ایمان به مسئولیت من در همه چیز در زندگی ام اعتقاد داشتم ، وقتی بود که در بعضی از مواقع او ، عقل سلیم من ، در یک رابطه بدون کاندوم شکست خورد.

خوب ، در ابتدا من نسبت به آنچه انجام داده بودم بی اثر بودم اما با گذشت روزها ناامیدی از آلودگی احتمالی به وجود آمد.

و با این کار ، تمام سوالات من در ذهن من به مرگ ختم شد ، ترس وحشتناک از HIV از بین رفت ، به نظر می رسید که دیگر STD ها از اهمیت کمتری برخوردارند ، در این لحظه بود که من با وبلاگ Claudio آشنا شدم و با او درگیر شدم. ، و شجاعت امتحان پس از مکالمات بی شماری با وی حاصل شد.

ترس از امتحان

و شجاعت یک معاینه دوم نیز پس از گفتگوهای بی شماری.

ترس است ویرانگر، و تاکنون نتایج غیر واکنشی بوده است ، و عمیق در آگاهی من یا ناخودآگاه بودن ، هنوز هم در فردا عدم اطمینان را بر طرف می کند.

اما می خواستم آنچه را که جدا از کمک دوست من کلودیو بود ، بگویم ، این ایمان من به خدا و زندگی بود. امروز می بینم که من چنین زندگی متوسطی داشتم ، چنین طرز فکر کوچکی در مورد رنج دیگران.

امروز پس از این تجربه ، حتی آن گیاه در حیاط خلوت ارزش دیگری نیز دارد.

بالاتر از هر امکان ، هرگونه خطر

و ممکن است فکر کنید که این بیماری (عفونت HIV) هرگز بر من تأثیر نخواهد گذاشت:

- "این من نخواهم مرد" ...

من هم همینطور فکر کردم و از هم پاشید ... ما در هر زمان بارها و بارها مورد حمله یا ضربه قرار می گیریم!

آیا تا به حال فکر کرده اید که می توانید در موقعیت های بی شماری بمیرید؟ ... خب مطمئناً نه ، بعد از اینکه همه دنیا به دور دکمه شکم ما می چرخند.

در هر شرایطی از زندگی شما ، هیچ وقت ترس شما نباید از ایمان شما بیشتر باشد ، زندگی کنونی ، گذشته ای که از دست رفته است و آینده ، که ما نمی دانیم چه خواهد بود که بگذاریم آن را به زندگی و مراقبت هایی که انجام می دهیم بپردازیم. با او

- "به نیلوفرهای مزرعه نگاه کن"! ...

"بله ، او بود و درست بود!"

اما ما نیلوفرها نیستیم و مسئولیتهای ما فراتر از "شکوفه و محو شدن" است!

شاید من سالم یا مریض هستم که نمی دانم ... اما روش زندگی من و مطمئناً دید زندگی من تغییر کرده و تغییر یافته است و من از کسانی که بخشی از این تغییر بودند تشکر می کنم ...

متشکرم کلودیو

من به دلایلی که به بیگانگان نسبت می دهم ، این متن را ، درون وبلاگ از دست داده بودم.

و همچنین من در هارد اکسترنال که مدتهاست فراموش کرده بودم در سینه در خانه ام که دیروز دوباره وصل کردم ، گم شدم. چیزهای بیشتری برای گفتن و نشان دادن وجود دارد ، اما این وبلاگ دارای اولویت های تحریریه است و احساس می کنم به همه بدهکار هستم ، حتی به این باور که من بعد از همه غیر ضروری هستم! ...

الان افراد زیادی وجود دارند!

مسئله این است که من هیچ کاری نمی توانم انجام دهم تا سعی کنم مفید واقع شوم و توجیه کنم قبل از خدا و قبل از من ، حضور من در این سیاره زمین که از آن می ترسم ورود به حالت عذاب طولانی مدت داشته باشد.

خدا به من کمک کند ، من در دروسم اشتباه می کنم ، اما چیزها و چیزهای بیشتری را می بینم.

در حال حاضر هنوز زندگی روی زمین وجود دارد!

و به این ترتیب تکرار می کنم:

زندگی با hiv وجود دارد! (این سرنوشت سازی عمدی است)

متن را فهمیدی؟ آیا شکی وجود دارد؟ این بهترین روش برای صحبت است. من با برنامه چیست کنار گذاشتم

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.

Automattic ، Wordpress و Soropositivo.Org و من در رابطه با حریم خصوصی شما هر کاری را انجام می دهیم. و ما همیشه در حال بهبود ، بهبود ، آزمایش و اجرای فناوری های جدید حفاظت از داده هستیم. داده های شما محافظت می شود ، و من ، کلودیو سوزا ، در این وبلاگ 18 ساعت یا روز کار می کنیم تا از جمله موارد دیگر ، امنیت اطلاعات شما را تضمین کنیم ، زیرا من پیامدها و عوارض انتشارات گذشته و مبادله را می دانم. من سیاست حفظ حریم شخصی Soropositivo.Org را می پذیرم سیاست حفظ حریم خصوصی ما را بدانید