علائم بدتر از ایدز پیشگیری است

تو هستی شروع => یک زن می تواند یک مرد را تجاوز کند => علائم بدتر از ایدز پیشگیری است
?>

بدترین علائم HIV در واقع تعصب است. دوستانم با یک جزئیات شروع می کنم ("..."). یکی از این افراد ، شخصی که من به عنوان پدر دوستش داشته ام ، از بسیاری جهات ، تقریباً کلامی نشان داده است که از شرط من شرمنده است.

اغراق؟ نمی دانم! اما این دوست بسیاری از افراد را می شناسد که ممکن است علاقه ای به کار من داشته باشند و یا نتوانند علاقه ای به کار من داشته باشند و با موقعیت اجتماعی و قدرت خرید خود ، به برخی تبلیغات عمومی کمک کنند.

بنابراین این دوست من با هزار شیاطین ادعا می کند که کارآفرینان دوست ندارند در مورد بیماری ها بشنوند ، زیرا این چیزها ، بیماری ها ، نشان دهنده شکست است! و من می گویم این یک * u ** que-m & - *** iu است!

و بنابراین ، من دوباره تأکید می کنم:

علائم بدتر از ایدز پیشگیری است

زیرا او شما را به آرامی و با لبخندی بر چهره اش می کشد.

و به همان اندازه بد و دردناک است ، مهم نیست که چقدر واقعیت ها را آسیب رسانده ، بدترین علامت HIV پیش داوری ، تعصب لعنتی است ، زیرا ناگزیر به مرگ اجتماعی می انجامد!

چیز این است که موجودات کوچک عجیب وجود دارند که وجود واقعیت ها را انکار می کنند چیزهای مهم ایدز

ویروس ساده

و به توصیه ها و قوانین رفتاری که ارائه می دهد نگاه کنید!

وی از این نکته چشم پوشی کرد که 1 / 3 از برزیلی ها از همکاری در کنار فرد مبتلا به HIV یا ایدز خودداری می کنند.

با این حال ، و با این حال ، هیچ چیز بدتر از یک زن نیست که قادر به شنیدن نه! "

و می بینید ، شما زن ، خواه آن را دوست دارید یا نه ، می دانید که بسیاری از شما می توانید آن را برای عشق تحمل کنید!

و ببینید ، من آن را می دانم!

اما "نه"!

به عنوان مثال ، موردی که "بالرینای سابق لوور (نه موزه)" یک کفن شیشه ای را روی سر دی جی شکست.

جرمش؟ چه کرد؟

به یاد دارم که چیکائو از او پرسید:

چه کار کردی - و معلم من در هنر خواب آلودگی پاسخ می دهد:

- "این کاری است که من چیکاو نکردم"!

علائم بدتر از ایدز پیشگیری است

آیا ایدز گرفتم؟
این صورت است

شما از من درباره علائم HIV پرسیدید. اینها علائم ویروس است. ممکن است عجیب باشید ، اما همین است. ببینید ، به زبان پرتغالی این ویروس * نقص ایمنی بدن * خواهد بود.

اما ، بیا ، سعی کنید به این سؤال تکراری پاسخ دهید!

بعداً لینکهای دیگری برای شما قرار خواهم داد تا مثلاً چرخه زندگی HIV را درک کنید.

و سرهای کوچک خود را در آن قرار دهید تست SUS قابل اطمینان است

بنابراین خواهید فهمید که عفونت HIV ، نوعی بیماری ، ویروس چیست و ایدز کاملاً دیگری است ، مجموعه ای از علائم و نشانه ها.

علائم و نشانه ها و تجلی بیماری های فرصت طلب ، جایی که آنفولانزای خونین پذیرفته نمی شود! 😤😤.

تب دره ، خوب ، این می تواند ...

در عفونت HIV شما ویروسی را تجربه می کنید.

بله ، بله! و خوب تماشا کن ، آن را با همه زندگی می کنی ویژگی های ویروس.

و به همین دلیل است که در برخی افراد ، شما چیزی را متوجه نمی شوید!

من رفتم حامل HIV من مطمئن نیستم چه مدت! آنچه من می دانم این است که وقتی مار سیگار می کشید زشت بود و بله فکر می کردم

فکر کردم قرار است مثل یک گیاه متروکه در گلدان خشک شود

اگر ما در مورد ویروس سرخک صحبت می کردیم ، در مورد چرخه ای از 7 تا 8 صحبت می کردیم شاید 9 روز با خسارت فراوان و برخی مراقبت هایی که فقط مادران می دانند با فرزندان خود داشته باشند ، و به لطف خدا پایان خوش داشته باشند.

این علائم HIV Prejudice ، روان روان را از بین ببرد!

معدن تقریباً نابود شده!

در مورد آبله مرغان ، در هر حادثه ، شما نوع دیگری از ویروس را با یک دوره نسبتاً شبیه آنفولانزا تجربه می کنید! و آنفولانزا یک بیماری فرصت طلب یا تصویر تعریف کننده ایدز نیست!

بثورات پوستی می توانند دلایل زیادی داشته باشند که حتی تعداد زیادی از آنها را ذکر نمی کنم ، اما نگاه کنید:

  • خشکی پوست در زمستان
  • زخم
  • زوستر - اگر مبتلا به آبله مرغان هستید ممکن است زوستر ایجاد کنید

اما هنوز با HIV متفاوت است چرا عفونت HIV یک عفونت طولانی مدت است و واقعاً اثرات فاجعه آمیز برای دستیابی به آن را می گیرد ، زمان سکوت لطیف!

من می توانم با سیفلیس ساده باشم، اما سیفلیس توسط ویروس توسط شیوه زندگی دیگر ایجاد نمی شود که من نمی دانم تنظیم، در هر زمان به یاد داشته باشید:

من یک پزشک نیستم ، بنابراین همه آنچه که می توانم بگویم بر اساس چیزی است که من با ترجمه و زندگی یاد گرفته ام.

و ، من می دانم ، این خیلی زیاد نیست

Na عفونت HIV این برای برخی افراد وجود دارد ، و اعتراف می کنم که تجربه آن را در من متوجه نشده ام ، مرحله ای به نام مرحله حاد.

این مرحله مانند یک آنفولانزا یا هر ویروس دیگر به نظر می رسد ، مطمئناً با برخی از تب ها یا تب ها ، برخی از ناراحتی های بدن همراه خواهید بود.

جهنم تنبل ، تمایل به کار نکردن ، مطالعه نکردن ، ورود به دنیای کوانتومی و ناپدید شدن. این روزی انجام خواهم داد!

این یک داستان ترسناک ، تجاوز است.

این داستان بخشی از یک است. واقعیت این است که صلح را دزدید تا امروز

و در حالی که یک مددکار اجتماعی می گفت چنین شخصی با چنین الگوی رفتاری دیر یا زود مبتلا به HIV می شود ، من شک و تردیدهای خود را با خود دارم.

آیا باید برای کمک فریاد زدم؟

چه کسی به من ایمان می آورد؟ معدود افرادی که این را گفتم برای ساختن مسخره موهایشان!

واقعیت این است که در مقطعی از تاریخ من برخی از وضعیت DJ خود را برای چند هفته دوباره بدست آوردم.

تقریباً یک سال است که من با شما یک تماس جسمی دیگر به شما داده ام و طبیعتاً من در حال صعود به دیوارها بودم!

در آنجا دختری با نام مستعار هند وجود داشت که به دلیل اینکه فکر می کرد باید با من بماند ، از هم گسیخت! چیزی که هند نمی داند این بود که من هیچ جذابیتی برای او احساس نمی کردم! من هرگز نمی خواستم با شخصی مثل او باشم ، نوع من نبودم ، "Tchan" را نداشتم که باعث شد من از این حرفها بیرون بیایم ...

این همانطور که بود ، بیوتیپ او بود

من از ترس گفتن چیزی که اچ آی وی وجود دارد ، داشتم و بدون گفتن نمی توانستم این کار را انجام دهم.

این دزدگیر باعث شد از طریق نکات مشتری هند را لمس کنم.

با پائولو سرجیو….

هند موهای شما تا این مدت بی تاب ، سیاه به عنوان شب بدون نور ماه

این خانه دارای اتاق ها بود و این ویژگی دلهره زدن بود! و احساس می کنم خیلی ناراحت هستم که آنجا کار کنم!

من هرگز از کار کردن در چنین محیط هایی لذت نبردم. اما در آن لحظه خودم را دیدم بدون هیچ راهی برای خروج!

کلوپ شبانه مورد نظر در سائوپائولو نبود بلکه در سائو پائولو بزرگ بود! و تقریباً دو ساعت به من رسید تا از محل کار به خانه بروم و دو ساعت برای رفتن به محل کار!

بنابراین با مدیر خانه صحبت کردم و به او توضیح دادم که به دنبال خانه ای برای زندگی در آن شهرداری هستم و اینکه آمدن و رفتن به برنامه بسیار دشوار است.

چه می شود اگر او می تواند به من بدهد مدتی است که به تنهایی از یکی از آن اتاقها استفاده کرده ام!

و او این آزادی را به من بخشید اما گفت:

دلم می خواهد درب اتاق خواب خود را باز کنید ، زیرا اگر با نگاهی به آنجا گیر بیاورم ، فوراً شما را به چشم می خواهم!

هرچه می خواستم

مردم بهشت ​​، تنها کاری که میخواستم شروع کنم، و یک احتمال عالی وجود داشت! من نمی توانستم این خطر از دست دادن کار را بر عهده بگیرم. شاید بازگشتی بود ، من عاشق کاری که کردم کردم!

به هیچ وجه ، در آن مقطع زندگی من با یک زن درگیر شوم ، به خصوص که تازه فهمیدم که مبتلا به HIV هستم!

و من خوب می دانستم که به سختی خواهم داشت یک فرصت جدید به عنوان DJ آخرین فرصت من بود!

حتی اگر: بالا رفتن از دیوارها!

صعود به دیوارها! من؟ بله بله و بله! بیش از یک سال

به خاطر داشته باشید که تقریباً یک سال از آن زمان بود که من زنان را لمس کردم! و لعنتی است و هند از اوضاع استفاده کرد و وارد اتاق شد. من هنوز جوان بودم ، کمی بیش از 30 ، و هورمون ها در گلدان جوش بودند!

خیلی سریع او موفق شد من را "هیجان زده" کند ، و مرا ببخش خوشبختی ، "متناسب با من"! واکنش ارگانیک نشان دهنده رضایت نیست!

Verite ، Verte

اگر می گفتم مبتلا به HIV هستم مطمئناً با صدای بلند فریاد بادی گل رز را به واقعیت من می رساند و من کار را از دست می دادم!

من یک ترسو بودم؟ بله

حساس هستم؟ بله

من انتخاب داشتم؟ بله ، من داشتم ، اما نتوانستم آنها را ببینم!

بله ، من انتخاب هایی داشتم! اما من آنها را ندیدم !!!

اما من سعی کردم! گفتم متوقف شوید لطفا کاندوم را بگذارید! و او پاسخ داد: لازم نیست به نظر برسد که شما آن را ندارید! و من افزایش یافته ام:

- "و شما نمی توانید فقط با چهره ای که می توانم بشناسید و نمی دانید من دارم یا نه!"

- "اگر قبلاً همه چیز را انجام داده اید"!

در این مرحله از گفتگو آشکار است که او مطلقاً چیزی در مورد اچ آی وی و ایدز نمی دانست ، اما اهمیتی نمی داد که انقباض یا آسان بودن آن منعقد شود ، بنابراین خود را مرتباً در معرض خطر قرار می داد ، اما سالها بعد این تفکرات به نتیجه نرسید. بعداً!… (…)…

زمان ضبط؟ بله در کمتر از 30 ثانیه بعد من انزال کردم!

و او از بین رفته است. چند سال بعد من با یک درمانگر صحبت کردم ، او گفت که شخصی که این استدلال را دنبال کرده است و این خط سلوک را اتخاذ کرده است ، به سختی می تواند HIV را ببیند یا احتمالاً حتی می خواهد!

اما هیچکدام از اینها طی سالهای متمادی باعث آرامش من نشده است و تقریباً 25 سال پیش ، تقریباً ربع قرن است ، و من هرگز آن را دوباره نشناختم! و دردی که بیشتر صدمه می زند ، درد نمی داند!

من مطمئن نیستم ، اما معتقدم که چه کسی این را نوشت ، این جمله Cecilia Meireles بود اگر سسیلیا نبود ، مرا ببخش خانم ، نویسنده این جمله ، لطفا اصلاح را انجام دهید ، متشکرم!

خوشبختانه همه این دو تا شش هفته به پایان می رسد ، پزشکان و متون می گویند ، من آن را تجربه نکرده ام ، و کسی را که تجربه کرده است نمی شناسم و شاید آن را از نزدیک مشاهده کنم. من می دانم حداقل یک نفر نیز به یاد چنین چیزی زندگی می کند.

آنچه که ما در مورد عفونت HIV داریم، مرحله ای کاملا سکوت و بدون علامت است. اما از طریق اچ آی وی فریب نخورید، این یک ویروس نیست که "پنهان" باقی بماند.

HIV همیشه در طول عمر آن فعال است!

مشکل این است که با هر چرخه زندگی اچ آی وی، نسخه های جدیدی از خود تولید می شود که اگر درست فهمید، سلول T + CD4 را بیش از حد بارگذاری می کند!

سلول از یک لنفوسیت و بسیاری از شما را در آغوش خواهد شمارش خون و اعتقاد داشتند که با سقوط از لنفوسیت خود، اغلب گاه به گاه و اتفاقی کاهش حضور نوعی دیگر از زندگی، عامل اتیولوژیک دیگر، بسیار سبک وزن و باور شما از دست دادن ایمنی! (...)

آیا می دانید که شکلک که استفاده می کنید به شما می گوید که بسیار ناراحت هستید؟

برای مردم بسیار معمول است که به من بگویم:

لنفوسیتهای من کم است ... و شکلک های بی شماری را نشان می دهد که نشان می دهد او به شدت افسرده است! 😔😌😌😞😣😢😰😖

آنچه می فهمم این است که آنها بیشتر از بدترین علامت HIV می ترسند.

پیش داوری هستند افرادی که به دنبال من هستند ، استقبال می کنند ، آنچه را که باید بشنوند ، را نمی شنوند ، قانع نیستند و می دانید من چه می شنوم؟

... این برای همسر و دختر من است! من سزاوار آن هستم!

این یکی است بدترین علامت HIV: تعصب ”

نه برای من! این برای همسر و دختر من است. من سزاوار آن هستم!

می دانید ، مثل این است که آنها به من نگاه می کنند و می گویند: شما سزاوار آن چیزی هستید که می گذرانید ، مانند او بیمار شدید زیرا "یک زندگی زودگذر" زندگی کرده اید! روز دیگر ، در کلینیک درد سل ، در اولین مشاوره با متخصص بیهوشی ، درست بعد از گفتم که من فردی هستم که مبتلا به HIV هستم ، وی اخراج شده است ، بدون این که کلمات را وزن کنم.

- "چگونه HIV گرفتید"؟ آیا شما بسیار تبلیغاتی بودید؟

این بدترین علامت HIV است.

من باید به 685.254 حساب می کردم

من نیاز به یاد گرفتن صبر و حوصله ندارم که از طریق شبکه Wi-Fi بیرون بیایید. از آنجا که این بسیار سرنوشت است، زیرا این همان چیزی است که واقعا درباره 20 خود، ناامیدی، ترس، نفع و اغلب تعصب است.

CBC وضعیت ایمنی را تراز نمی کند و پزشک مشغول آنجا که در Itaquera است باید در حال پرورش مرغ باشد

شما در مورد خودتان تجربه می کنید آنچه را که شما یا بسیاری از شما به آن اعتقاد دارید، همان چیزی است که مردم از من دوست دارند تجربه کنند!

من می دانم که با این عبارت قوی شدم ، اما حقیقت این است که اندکی صیقل دادن ، کمی صیقل دادن ، آنچه شما شروع به تجربه می کنید ترس از بودن است از نظر اجتماعی در معرض همه چیزهایی قرار می گیریم که ما مبتلا به HIV گاهی اوقات مجبور می شویم از آن عبور کنیم.

این ریاضیات اصلی است که (...) می ترسد

و خوب ، من از این همه اغراق می دانم ، زیرا به اعتقاد من ، افرادی که به من می آیند ، اگر آنها اینقدر به من تحقیر شوند ، به نزد من نمی آیند!

و من خودم را در یک لحظه ببینید!

ایده اولیه این بود که در مورد علائم، عفونت HIV صحبت کنیم، و موضوع به نظر می رسد که در صفحه سوم این متن به نظر می رسد که در حال حاضر منسوخ شده است که در این مرحله هیچ مهلت و تعداد صفحات برای پایان دادن به آن وجود ندارد!

ماریا بتونیا متنی از فوزی اراپ را می خواند و من در اینجا یک جمله نقل می کنم:

"من را متهم می کنم! و برای ما اعتراف می کنم... "

زیرا و من باید از من شروع کنم !

نمی توانم بگویم که من در مورد HIV نمی دانستم! من بله را می دانستم و از این امر به خوبی آگاه بودم ، اما معتقدم این کار مانند صاعقه است. و اگرچه به نظر می رسد در زمان تشخیص ، واقعاً اینگونه نیست!

چرا؟

از آنجا که در غفلت از نابینایی احمقانه خود در عدم تمایل به زندگی خودم ، بی تفاوتی کاملی نسبت به زندگی و کیفیت آن ، بر اساس این عقیده که من جوان و ابدی بودم ، هیچ چیزی برای ترس نداشتم ، فقط فوراً با HIV مقابله می کردم. ایدز داشته باشید و بمیرید!

من قبلاً در متن دیگری با متنی صحبت کردم که در آن می گویم من در مورد شفا نمی فهمم و من واقعاً فکر نمی کنم

نه برای من!

و همانطور که در آنجا می گویم ، در مورد آن فکر می کنم ، برای مارا و برای شما!

و شاید شما مرا برای دیوانه یا گول زدن بکشید.

اما من این را به عفونت شناس قبلی خود گفتم ، که قبل از او پزشک نیز دوست بسیار خوبی است ، دقیقاً همانطور که من به مایا به درمانگر یا دکتر والریا روانپزشک خود گفتم:

اگر این درمان فردا بیاید ، برای رسیدن به آن خط نمی گیرم!

مسیحین؟ نه!

قربانی؟ اگر داستان من را می دانید آخرین چیزی که به آن نیاز دارم می دانید قربانی یا مسیحیت است!

زندگی به اندازه کافی ضربه زده است که من دیگر نمی خواهم کتک بزنم! و فکر می کنم به همین دلیل من به دنبال این روش درمانی نبودم!

شش ماه قبل از فوت پدرم ، من "کابین" را تماشا کردم.

و این فیلم منابع کافی برای تفکر در اختیار من گذاشت و برای اینکه واقعاً باهوش باشم ، هیچ مبنایی برای بخشش نداشتم.

در حقیقت چیزی برای بخشش وجود ندارد ، زیرا همانطور که به همه می گویم و به من گفت وقتی دستانم خراب شد ، من فقط با نشانگرها تایپ می کنم یا به Docs می گفتم ، باید حداکثر اعمال می کردم. گسترش به "قانون" من آموخته ام:

همه چیز همانطور که خدا می خواهد

این بدترین علائم اچ آی وی در من است: نوروپاتی HIV محیطی
شاید ببینید ، شما در نهایت اعتقاد دارید

و خوشبختانه ، من این قدرت را پیدا کردم که از شهر عبور کنم ، از نزدیکی Mandaqui تا Grajaú تا به او بگویم آنچه را که او برای شنیدن آرامش به او نیاز داشت ، برای او تعریف کردم و همین الان هم بعید دیدم!

او ، پدر من ، سباستیچی افونسو دی سوزا ، اشک ریخت !!!

از آنجا که به نظر احمقانه یا احمقانه یا غیر احمق بودن نیستم ، زندگی با HIV بود که مرا به این وضعیت شخص تحت بازسازی سوق داد! اگرچه من دوستی دارم که ممکن است از آن لذت ببرد و به من بگوید که چطور کلاودیو بهتر میشی ؟؟؟ !!!

او می داند من بهتر هستم!

اما نگاه کنید: شخصی که مجبور شد هر از گاهی و بارهای بی شماری از جهنم عبور کند و موفق به برخاستن شد و بهشت ​​را شناخت ، من اشتباهات زیادی کردم! بیش از حد قابل قبول است و همانطور که گلیسی گفت ، من باید تا پایان روزهای خود با ایده خودکشی مبارزه کنم.

من قبلاً این را می دانستم و خودم را معالجه می کنم!

اما اشتباهاتی که با چمدان من برای هر موجود زنده وجود نداشت ، مرتکب می شد. زمانی بود که من در هتلی جلوی کلوپ شبانه زندگی می کردم که در آن کار می کردم و نام هتل را نمی گویم زیرا مطمئناً Beto Volpe می داند و باعث خنده دار من خواهد شد!

صاحب هتل یک پرتغالی بود، نامی که از حافظه من فرار می کرد! اما من به یاد می آورم که او یک بار برای صحبت کردن دعوت شده است و اگر چه من نمی توانم به طور متنی از آنچه که او گفتم، آنچه را که انجام دادم، به من داد:

"مشاوره خوب"

او به همان شیوه ای که زندگی کرده بود بسیار توجه داشت و توجه من را به این واقعیت که هر روز صبح دختر دیگری وارد هتل شد که توسط منزل منتقل شد، کلید من را گرفت و منتظر ماند.

و می توانم بگویم که من بعضی از کلمات را به یاد می آورم:

- کلودیو! شما زندگی خود را دور می کنید ، هر دختری که به اینجا می آید تا در کنار شما باشد ، امید دارد! امیدی که از خواب بیدار می شوید و به او نگاه می کنید و ارزش ارزشمندی را که می توانید به هر زن بدهید در او می بینید:

آن را برای خودتان بسازید زیرا خانواده همسر ساختن از این خیابان ناپدید می شوند و هرگز به عقب برگردید!

خیابان Rua Bento Freitas بود، Beto هتل هتل دومینو بود و کلوپ شبانه Le Masque بود.

آیا می خواهید من تمام حقیقت را بگویم؟

بله ، رودهای عقل در سخنان او وجود داشته اند ، که فاقد من هستند ، عشق! عشق به من!

این رابطه جنسی بود و نه عشق

من عاشق جنس نبودم

و هدف بزرگ ارگاسم او هرچه در حد ارگاسم بود خوب بود.

پس از همه، تبلیغات روح کسب و کار است!

اما ، "من به عنوان دی جی برای Waza Plaza در Nestor Pestana رفتم".

در بعضی مواقع علی در ماشین پلازا فکر میکنم ایدز بگیرم!

من یک روز دیگر با یک دوست اظهار نظر کردم و برای شما توضیح خواهم داد!

خیابان نستور پستانا

در خیابان نستور پستانا کلوپ های شبانه 5 وجود داشت. قوی ترین واگن Kilt و Plaza بود.

من مطمئن نیستم که چگونه کارها در کیلت کار کردند ، اما پلاگین واگن یک مشتری داشت که ما را راهنمایی نمی کند:

در هر شهر دیگر شهرهای توکیو، لندن، آمستردام، پاریس هنگ کنگ هر روز یک پرواز هواپیما یا مسافران 2 یا 3012 یا 30 را با روح به هدف بعدی برمی گردانند:

در پنج روز آینده قراردادهایی را که باید نزدیک و جمعه، شنبه، یکشنبه یا دوشنبه آینده من را در خودروی پلازا ببندم بسته خواهم کرد!

و من یک نمایش با یکی از این زنان 400 انجام خواهم داد!

آیا می توانید باور کنید یا نه واقعیت این است که من تقریباً همه آنها را داشته ام و هیچ یک از آنها را نمی گویم نه خفه شده "شما باید از کاندوم استفاده کنید"! و حقیقت غم انگیز این است که من و این در متن جایی نیست که می گویم نمی خواهم شفابخشی کنم! من هم اهمیتی نمی دادم!

و بیایید بگوییم که من به این دوست من خطاب کردم و واقعاً به او نگاه کردم و گفتم:

دوست عزیزم ، من نمی دانم کی مبتلا به HIV شدم ، و هرگز نمی توانم بدانم! واقعیت ، غیرقابل انکار ، تغییر ناپذیر ، اما به عنوان بهانه ای نیست ، من به عنوان سانتریفیوژ عمل کردم ، و فاجعه بار فاقد مفهوم یا توانایی اندازه گیری میزان گسترش درد مرگ و انحلال هستم.

و این دوست من از آن غم و اندوه به دلیل اینکه خیلی خوب در آنجا جا دارد از آن شکلک استفاده کرد و من نمی دانم او کجا می توانست یا می تواند بیاید من بهتر شدم!

غم و اندوه فراوان و پشیمانی بیش از حد 😓😩😫😨

من می دانم که من در هدف نهایی این متن بیش از حد دور شده ام و قصد ندارم آن را پاک کنم!

آنچه من به شما صادقانه وعده داده ام آیا می توانید باور داشته باشید که کسی مانند من صادق است؟

آیا امروز 21 است 2019 20 هستند: 42!

در چند لحظه از ویژگی های ویرایش استفاده خواهم کرد که باید تمام این متن را کپی کرده و در جدول ویرایش وردپرس قرار دهید.

آنچه متفاوت از این نسخه است که در اینجا برای نسخه شما مشاهده خواهید کرد ، تصحیح اشتباهات املائی است که توسط رایانه ای انجام می شود که به یک گفته گوش می دهد! و در عین حال می توانید اشتباه کنید!

آیا این به این دلیل است که من پس از آن سوء تفاهم، نمی توانم تایپ اشتباه کنم؟

در تایپ اشتباهات تقریبا بدون عواقب است ، اشتباهاتی که من مرتکب شده ام وجودی است!

و شاید مجبور باشم سالهای بیشتر 50 را روی این وبلاگ کار کنم و طبق اعتقاد من به دنیای روح ، حداقل تأثیرات بسیار بی پروا بودن و چرا تمام حقیقت را نمی گویم؟

من نمی توانستم دوست داشته باشم ، و رابطه جنسی فقط سرگرم کننده بود

امروز می دانم و می دانم که در اینجا سکس چیزی است که خدا به ما داده است تا بتوانیم در زندگی شادی بیشتری داشته باشیم!

و این روزها در مورد وزن آنقدر عزاداری ، آنقدر درد ، آنقدر پشیمانی ، این همه افسانه و کسانی که چنین بینشی را ترجیح می دهند ، و من نمی توانم از هرگونه جذابیت لفاظی استفاده کنم.

و من معتقدم که شما باید درک کرده باشید که من در این کار خوب هستم ، اگرچه نه تنها در بلاغت بلکه در اعمال بلکه تمام این مسئولیت ها فقط و منحصراً بر عهده من است!

من هیچ کس نداشتم و خدا توصیه من را به صاحب آن هتل ارسال کرد که چند دقیقه به من نگاه کرد که انگار به کودک نگاه می کند!

و او به من به بهترین نحو عمل كرد كه پدری در قبال فرزند خود عمل كرد و اگر استراحت من در آرامش با عوامل "n" وفاداری محدود شد ، من نمی توانم از این عوامل به عنوان یك عامل دفاعی برای من استفاده كنم ، زیرا شما ممکن است اینگونه نباشید. باور کنید اما خیابان آموزش می دهد!

با سختی و کلاس های گران قیمت تحصیل کنید!

مدارس بیشتر، و من آموخته اند که بخاطر آن بود که قطعا توجه نکردید، و اظهارات چسباندن و یک شخصیت در یک فیلم، من حق را به شما نگاه و می گویند که در آن زمان موجب شد راحت نیست.

همه چیز همانطور که خدا می خواهد ، نه پدر مانولو؟

و قول می دهم که در متن بعدی فقط و فقط در مورد علائم بیماری اچ آی وی صحبت خواهم کرد!

اما فکر می کنم این درک شما از قبل امکان پذیر است که نمی توانم تحلیلگرانی را تغییر دهم به همین دلیل قسم می خورم قسم می خورم که هرگز تحلیلگران را تغییر نخواهم داد زیرا: Éline خیلی به من کمک کرد!

اما این مایا بود که به جای اینکه در اینجا بماند در این اتاق با سینه های بسیار با پرتره های بسیار و پرتره های بسیار پر از این درد بسیار است ، به من اجازه داد که مرا از طریق سه هزارتوی آگاهی خود راهنمایی کنم. آنقدر درد ، آنقدر درد و درد ، بله ، آنقدر درد!

نه تنها اخلاقی و جسمی بلکه سخت فکری نیز هست.

تازه تشخیص داده شده؟ واکنش دهنده مثبت HIV

اگر مقاله بعدی را بخوانید ، متأسفانه هیچ چیز تغییر نکرده است!

1 ویرایش اکتبر 2000

تبلیغات

انتشارات مرتبط

نظر و اجتماع زندگی با دوستان بهتر است!

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.