20.9 C
سائو پائولو
28 ژانویه سال 2020

اضطراب و زندگی جنسی شما - Nutz و Boltz

پیش فرض تصویر

من، کلودیوس، صحبت کردن

یک سرووپوزیتیو و از طریق آنکمک خود را به Seropositive.Org دو نقطه هستند، آنها جداگانه، کاملا متنوع و بحث برانگیز هستند. این یک آکواریوم یا اتاق نمایشگاهی نیست، این متنی است که به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است. جنسیت یک سیرک بزرگ نیست و این واقعیت که من به این شیوه رفتار می کردم، امروز به من چگونگی انجام داد.

من یک شخص بهتر هستم؟

من به جرات نمی گفتم خیلی زیاد. شخص در حال ساخت، شاید بله

من اینجا سبز می شوم سبز امیدوارم !!!

زندگی جنسی یک مثبت HIV می تواند و باید زندگی جنسی عادی داشته باشد

مطالب پنهان کردن
مثبت بودن HIV و زندگی جنسی او می تواند توسط کوپید بهبود یابد
آیا به نظر من می آید؟ Rsrs نه از دور. من چاق نیستم !!!

من این متن را شروع کردم و خیلی زود ناراحت شدم من آن را دوست ندارم و من برخی از اظهارات از آن را دوست ندارد! بعد از آن من از آن لذت بردم، اگر چه او و من در بسیاری از متنوع و بحث برانگیز بودند.

او ایده "استثمار مردم با" را دوست ندارد اچ آی وی"در نیازهای عاطفی آنها. اما این بسیار سخت کار می کند (و من به آن احترام می گذارم و تحسین می کنم) برای کمک به شما از راه های دیگر ، و می دانیم ، بازپرداخت غیرمستقیم می آید ... و با حجم بیشتری از سایت دوست یابی.

Por volta de 2003/2004, talvez 2005 eu tive a idia brilhantemente estúpida de criar um site de relacionamento para pessoas com HIV. O Site ainda existe e está em http://www.amorpositivo.com! E não sou eu, decididamente, que o mantém lá.

فقط یک وب سایت برای حمایت از خود به عنوان یک خر است!

Engraçado…. Esta expressão era ouvida diuturnamente por mim, زندگی de meu falecido pai, que se queixava de eu “comer de mais”….

چه کار کنم؟

آموزش از O Velho Souza -

زندگی از نظر سرووزیتی

و فقط برای ثبت ، او به من گفت: وقتی كه به منطقه رفتم ، در خوزه پائولینو برگشتم - درمورد آن چیزهای زیادی برای گفتن دارم ... - من p ** را شستشو دادم (گویا شستشو مسئله عفونت اچ آی وی را حل می کند) و به من گفت وقتی می دانم ...

گهی در تمام این موارد این است که چیزهای زیادی به پایان رسیده است که ناخوشایند هستند و بنابراین سخنان، بی رحمانه و از طرف دیگر، بی شرمی باقی مانده است، بیان دیگری که از آن یاد گرفتم!

و، بعد از همه، با تغییر ارتعاش، اجازه دهید او به خوبی جایی که او هست، و اگر او نمی تواند به خوبی، اجازه دهید نماز من و کسانی که می تواند چیزی در مورد او و نام او را بگویم!

این داستان توسط کسانی که در این خط پیروز شده اند نوشته شده است، کار کمی انجام می شود و هیچ کس هر چیزی را که در مسابقه به دست آورده است به دست نیاورده است!

ایده بازگشت به "عشق مثبت" این بود که به همه فرصتی دهم که بتوانند کسی را پیدا کنند ، هزینه آن را بپردازند ، پست بگذارند ، از جمله آن ، همچنین در این بخش ، من "آوانگارد" بودم و فقط در هر ترم فقط 45,00 دلار می خواستم.

زندگی افرادی که به نوعی سروکار دارند، که به نوعی تلاش کرده اند تا بهبود پیدا کنند

Soropositivo.Org در https://soropositivo.orgبرای چی

برای نگه داشتن این اینجا بدون کشیدن از جیب من یا کیف پول، به عنوان من مجبور به ادامه و انجام، نگه داشتن این وبلاگ در اینجا!

تاکتیک من این بود که فردی را که من هست نشان بدهم تا ببینم آیا شخص ممکن است علاقه مند باشد یا نه.


وقتی شخصی علاقه مند بود یا واقعا دوست داشت آنچه را می دانستم، شروع به صحبت در مورد کارم کردم. و این جایی بود که مسیرها برای مسیرهای خاصی هدایت می شد، و من در اینجا هستم

  • فرضیه 1: فرد در MACH 3 رفته است.
  • فرضیه 2: شخصی در WARP 9.9 از بین می رود (شما نمی توانید سریعتر بروید ، بنابراین ، "او در همه جا ، از جمله من" قرار می گیرد) (تماشای ویوجر چنین کاری می کند)
  • فرضیه 3: "نیاز ناگهانی به نفس کشیدن" هوای تازه می آید ، یک فرد می رود و دیگر برنمی گردد
  • فرضیه 4: فرد در یک جنگ احمقانه می ماند و در جلو ، می گفت "و من اینجا شانس می گیرم"
  • فرضیه 5: فوق العاده این شخص گفت: شما می توانید من را آلوده و نداشته باشید! حالا من حتی بیشتر دوستت دارم! اما همه چیز به پایان می رسد به سرعت، به دلیل ترس و گروه صحبت بلندتر (آن را برای من اتفاق افتاده است)
  • فرضیه 6: "پس از خوشبختی
  • فرضیه 7: فردی را با یک سرولوژی مشابه پیدا می کنید و زندگی ساده تر می شود

Soropositivo.Org در https://soropositivo.org
[paypal_donation id = 150050]
برای یک فرد مبتلا به سرولوژی دیگری بسیار دشوار است، زیرا حتی با U = U یا I = I، جهل و ترس در راه هستند !!!

و بله، من با یک فرد با همان سرولوژیک دیدار کردم. آیا در میان ما وجود دارد؟ وجود دارد، اما ما مجبوریم راه خود را پیدا کنیم، زیرا بین قدم زدن و زندگی با یکدیگر، سال 22 چیزی است که با اهمیت در نظر گرفته شده است و آنچه باز است، به طور موقت بسته است.

در اینجا، اجازه دهید نویسنده متن را با سخنرانی خود دنبال کند.

چالش ها و چالش ها همچنان بزرگ هستند

من می دانستم که بعد از اینکه من به عنوان ویروس HIV مثبت تشخیص داده شد، چالش های زیادی برای قدم زدن وجود دارد، اما من از پنهان های پنهانی بسیاری که در قدم زدن وجود دارد، زمانی که شما فرد مبتلا به HIV هستید، نمی دانید.

البته، چالش های واضح، به ویژه آنهایی که مرتبط با آزار و اذیت هستند، وجود دارد. با این حال، من متوجه شدم که اچ آی وی مثبت و دوستیابی بسیار پیچیده تر از آنچه تصور می کردم، و به ندرت مورد بحث قرار می گیرد. در اینجا برخی از تفاوت های ظریف که من تجربه کرده ام:

قبل از شروع، باید برخی چیزها را توضیح دهم. ببینید، قبل از اچ آی وی، قدمت همه چیز برای من بود؛ یا باید بگویم، پیدا کردن کسی برای صرف بقیه زندگی من با همه چیز بود. وقتی دکتر به من گفت که من مثبت اچ آی وی هستم، عمیقا تکان دادم.

این اچ آی وی است.
این درست به نظر می رسد این فقط یک تصویر است او عدالت را به پیچیدگی و نبوغ مهندسی خود نمی دهد

هنگامی که من در مورد زندگی با HIV صحبت می کنم ، من معمولاً درباره چگونگی معادل سخنان پزشک با ضربه زدن به یک خفاش صحبت می کنم. من به صورت غیرقابل کنترل گریه می کردم ، در حال فرو ریختن در داخل بودم و هنوز هم معضلات هوشیاری "بگویید یا نگویید" وجود داشت ، اگر بگویید ، چه زمانی (؟) - این یک سناریو بسیار بد بود.

چیزهایی که چند هفته پس از آن آرام شد، اما گاهی اوقات من خودم را از هر کس و هر کسی دلداری دادم. من شروع به اندازه گیری پیشرفت با مقدار زمان بین حملات کردم. بلافاصله پس از تشخیص من، معاشقه روزانه بود. با گذشت زمان، من یک بار در هفته متوقف شدم، و سپس هر دو، سه ماه، و در نهایت، معاشقه کمتر و کمتر تبدیل شد.

همه می خواستم عادت کنم. (پوشش خورشید با غربال بی فایده است) من قبل از تشخیص من از سایت های دوستیابی نمی دانستم و چند هفته بعد از تشخیص من به این نتیجه رسیدم که سایت های دوستیابی برای افرادی که با HIV زندگی می کنند وجود دارد.

امداد و خوشبختی اما من ایده پرداخت را دوست ندارم!

و او درست است! مردان در این ساحل گم شده اند و آن را به آن سوسن می زنند

برای تسکین و خوشبختی من ، چندین سایت دوست یابی پیدا کردم - برخی از آنها باید هزینه کنید و برخی رایگان هستند. شخصاً من متوجه می شوم که از نیاز مردم افرادی که اچ آی وی مثبت هستند احساس لذت می کنند و از آنها خواسته نمی شود که سودمند باشند.

کام همه پول در برنامه ها و فعالیت های اچ آی وی، باید بسیاری از سایت های دوستیابی رایگان داشته باشند (من اشتباه میکنم یا این افزایش غیر مستقیم است؟). این همان چیزی است که برای مراقبت از خود به عنوان دارو مورد نیاز است.

من در چند سایت دوستیابی ثبت نام کرده ام و بلافاصله زنان را دیدم.

Qامداد!

ظاهرا، تعداد کمی از مردان قابل رویت در سایت های دوستیابی HIV وجود دارد و برای بسیاری از زنان که متاسفانه در قایق یکسان بودند، نفس تازه ای بود.

قبل از اچ آی وی، من در تاریخ قدمت بیشتری سرمایه گذاری کردم. حالا من بیشتر از همیشه عاشقانه

اما ، بخاطر بسپار ، من هنوز معاشقه می کردم - و در واقعیت ، حتی نزدیک به آماده بودن برای یک رابطه ، یک رابطه محکم و جدی نبودم! اما به هر حال تماس گرفتم فکر کردم من آماده هستم و به همین دلیل "من عادی بودم" و تصمیم گرفتم یکبار امتحان کنم.

قبل از ادامه، من باید به اینجا بپیوندم زیرا بسیار مهم است که توجه داشته باشیم که فعالیت ناخواسته اما بسیار مهم سایتهای دوستیابی HIV که من کشف کرده ام فکر نمی کنم کسی برنامه ریزی کرده یا برنامه ریزی کرده باشد.

ببینید، در این مرحله، با وجود درخواست های مکرر پزشکان من برای ارتباط با یک همکار که مبتلا به اچ آی وی یا یک گروه حمایت است، من یک روح زنده دیگر با HIV پیدا نکردم. منظورم این بود، می دانستم که افراد HIV مثبت وجود دارند.

می دانستم که هر روز در خیابان عبور می کنم؛ با این حال، بدون دانستن اینکه فردی را دیدم یا می دانستم که مبتلا به HIV می شد، احساس می کردم که من تنها کسی هستم که روی سیاره زندگی می کند که با ویروس HIV زندگی می کند. به نظر می رسید که من تنها بودم و تنها من بودم. حتی زمانی که تشخیص داده شد، در 2012 هیچ خدمات مداخله زودهنگام وجود نداشت.

اولین اختلال اضطراب پس از نتیجه من

به زودی بعد از تشخیص ، من از نوع دیگری از انحراف عاطفی به غیر از او رنج می برم. از آنجا که من هیچ چیز در مورد بیماری نمی دانستم ، و با عشق تازه به زندگی ، که یکی از مهمترین چیزهای روان من است ، به این باور رسیدم که سرولوژی من "در تاریکی می درخشد!

هر کسی

من اعتقاد داشتم كه هر كسی می تواند به من نگاه كند و بداند كه من "یك مددكار بود. اسیدها را زباله می زنند ، همانطور که مرا به دهان تجمل فراخوانی می کردند (من هر دو بار کار کردم: در سطل زباله و لوکس. دو بار در سطل زباله! من از آنجا "کار خود را شروع کردم و آنجا تمام شد!").

زباله های کمکی !!! این بیان شوم و مرگبار را حفظ کنید. هرگز چیزی بدتر نشنیده ...!

فعال و مدافع (من نمی دانم که آیا قفسه ی خوش شانس یا مشت آهن)

امروز من یک فعال و مدافع هستم، بنابراین در حال حاضر من یک نفر از افراد مبتلا به اچ آی وی مثبت را می شناسم، اما در زمان تشخیص من، هیچ کس را که مبتلا به اچ آی وی بود را نمی دانم. من هر روز خدا را شکر می کنم توسط سایت های دوستیابی. اگر برای سایت های دوستیابی نبود، من ممکن است هرگز کسی که HIV مثبت بود را دیدم؛ حداقل در آن لحظه.

وقتی که متوجه شدم که سایتهای دوستیابی HIV واقعا وجود دارند، اولین چیزی که فکر کردم این بود که من فقط یک جامعه روشنفکران را پیدا کردم. منظورم این است که قطعا افراد مبتلا به چنین بیماری دچار معلولیت اجتماعی (و یا به همین ترتیب فکر می کنند) چگونه باید از اچ آی وی انتقال یابند و بنابراین افراد پیچیده، درست است؟

پسر، اشتباه کردم

افزودن من و افراد همجنسگرا ، اشتباه نکنید. اما رویکردهای خاص ... من بیش از آن سزاوار نیستم ... من در اتاق چت UOL برای مبتلایان به HIV بودم و کلودیوس (راست) نیز همینطور بود. نه به این دلیل که می تواند "شکار" باشد! من در جستجوی توصیفات برای وبلاگ بودم و هر آنچه که می خواستم یک نوع رویکرد خاص بود .... خوب ، شما بچه های همجنسگرا می دانید که بعضی از افراد در میان شما وقتی که "به چیزی علاقه دارند" بیش از حد عینی هستند و نیک فقط برای جلوگیری از این تمرکز خاص بود! اما ... برخی افراد ...

… برخی افراد محدودیتی ندارند!

کسی به من نزدیک شد و من مودبانه با یک بعد از ظهر خوب جواب دادم.

- "خوب ، من نیک شما را می بینم ، اما می پرسم که آیا شما هیچ کاری ندارید؟

- "من 🙂! بهش گفتم

- "این برای معلمان خواهد بود ، من یکی هستم"

-نه عزیزم معلمان.

سپس چیزی که دیده ام و می خندد

-Fulano غریبه اتاق را ترک کرد

رولینگ با خنده

لطفا ، درسته؟ ...

ساده تر یافتن نورپردازی توسط استفان کینگ

این اشتباه بزرگ من بود. من به اشتباه به نوعی از کیفیت فوق العاده ای از روشنگری برای افرادی که با اچ آی وی زندگی می کردند اعطا می کردم و به همین ترتیب آنها را بی عدالت خواهم ساخت. آنها قبل از اچ آی وی انسان بودند و بعد از اچ آی وی انسان هستند. با تمام نقاط ضعف و سستی که در هر شخص یافت می شود، تکمیل شده است.

به طور خلاصه، اگر ایدز قبل از ابتلا به اچ آی وی بود، پس از اچ آی وی، آنها عجیب و غریب بودند و این کاملا طبیعی و قابل درک است.

من در مورد تلاش برای تاریخ فردی که HIV را منفی می دانید فکر کردم، اما خیلی زود شما خود را در این پازل پیدا می کنید: چه مدت باید صبر کنید تا به کسی بگوید که شما HIV مثبت هستید؟

بلافاصله به فرد بگویید؟

آیا حق دارند فورا بدانند؟

از لحاظ قانونی، آنها حق دارند تا قبل از هر گونه تماس جنسی مطلع شوند.

چنین زمانی برای گفتن توسط Amarilis در Memorian

خطر این موضوع این است که اگر به مردم بگویید که شما در ابتدای نشست HIV مثبت هستید و از ادامه رابطه با شما امتناع می کنند، خیلی زود می توانید خود را در موقعیتی قرار دهید که بسیاری از افراد تصادفی که نشان نداده اند توانایی حفظ این اطلاعات شخصی شما در مورد محرمانه بودن.

از دست دادن کنترل رازداری - ناامیدی کامل

همانطور که درصد افرادی که سزارین خود را می شناسند رشد می کند، میزان کنترل بر کسی که می داند و نمی داند کاهش می یابد.

برای مسائل پیچیده، کنترل از دست رفتن پیام را از دست می دهید و بنابراین، چگونه دریافت می شود. و اگر منتظر بمانید و قبل از شمارش، با کسی بمانید وضعیت سرولوژیک آنها?

آیا واقعا عادلانه است که از کسی بپرسید که شما شش ماه یا بیشتر از زندگی خود را به شما بدهید، در نهایت، آنها نمی توانند وضعیت HIV شما را بپذیرند؟ همچنین، چقدر عادلانه به فرد مبتلا به HIV است؟ این دو موضوعی است که سعی می کنم حافظه خود را حفظ کنم تا آنها را عملی کنم ....

در نهایت، من فقط کسانی را انتخاب کردم که HIV مثبت بودند.

بنابراین من شروع به استفاده از سایت های دوستیابی کردم و به من خوشامد گفتم چند جلسه داشتم.

تقریبا در همان زمان، من در مورد صحبت از serostatus من فکر کردم.

در حالی که با شرکای بالقوه خود صحبت می کنم، گاهی اوقات ذکر می کنم که می خواهم ترک کنم.

صرف نظر از ترک، شرکای بالقوه من را مورد سوال قرار داد:

"آیا می خواهید مرا پیدا کنید؟ گفتی می خواهی بروی؟ »من می توانستم ترس را در صدای آنها بشنوم. خیلی سریع برایم روشن شد که با توجه به ناشناس بودن هر شریک بالقوه ، این امر می تواند عاقلانه حفظ وضعیت سرولوژیکی خودم برای خودم باشم. به دلایل خوب ، به نظر می رسید که هیچ کس علاقه ای به آشنایی با شخصی که ادعا می کند HIV مثبت است ، نباشد.

محکوم به تنهایی!

در اینجا من عصبانی هستم خنده به کسی آسیب نمی رساند

بنابراین آرام شدم و من از تهمت بودن محروم بودم که تنها زندگی ام را صرف کنم.

اما در پایان 2015، من یک زن بسیار پویا و با استعداد را دیدم. ما مشتاق شدیم و در ابتدای 2016 خانه مان را در کلیولند، اوهایو ترک کردیم و در خانه خود در دیترویت، میشیگان، در آنجا رفتیم.

ناگهان، خودم را در سمت مقابل مشکلات مشابهی یافتم که بعضی وقت ها مرا ناراحت می کردند. دوست دختر من است کلر گازاماگره، فعال و وکیل بسیار صمیمی و بسیار عادی که متولد اچ آی وی بوده و در سراسر دنیا کار کرده است.

من کلر را به حامی حمایت کردم با این حال، من با توجه به وضعیت سرولوژیک من. جستجوی ساده گوگل از کلر هفت تا هشت صفحه مقاله و مصاحبه با او را نشان می دهد که در آن او به طور آشکار درباره وضعیت مثبت ویروس اچ آی وی صحبت می کند.

به همین دلیل، من در Cler من در صفحات رسانه های اجتماعی خودم بسیار مایل بودم.

من می دانم چطور است!

من به ندرت کلیر را به رسمیت می شناسم.

کلر و من اغلب در مورد آن صحبت کردند، و او با آن بود، اما من ترسیدم که دوستان متقابل ما را به عنوان یک دوست پسر بی حد و حصر، دوست داشتنی که من حتی دوست دختر من اشاره و یا ارسال هر عکس از او را ببینید.

به مدت دو سال ، وضعیت ارتباط من گفت: "مجرد". من مارا را یک روز پس از بازنشستگی ازدواج کردم و برای خودم صحبت می کنم!

دوستانم را می شناسم و می دانم که دوستان من ناراحت هستند و اگر شبکه های اجتماعی من را می دیدند، به گوگل می رفتند و به سرعت می دیدند که کلر به وضوح و به طور رسمی سرو مثبت است.

طول می کشد تا دوستانم A + B را اضافه کنند (یا با کرت) و فرض بر این است که من HIV مثبت نیز هستم. مشکل خیلی خوبی بود، کاملا متفاوت بود حتی اگر این اشتباه بود و دوستان من در مورد این فرضیه شک داشتند، در قلبم می دانستم که این فرض درست خواهد بود.

بهترین کار من این است که معنای کلر را در زندگی ام پنهان کنم.

یکی از موارد مثبت که در قلب من حل شده است این است که اچ آی وی مثبت این است که من در حال حاضر گفتگوهای واقعی و پایدار با زنان دارم. قبل از اچ آی وی، تعاملات من با زنان بیش از حد بود و من در نظر داشتم قصد رفتن به رختخواب را با تمام زنان ملاقات کردم.

در انتظار یک رابطه جنسی تقریبا همیشه انگیزه من برای هر گونه تعهد به یک زن در قلب من است. در خیابان ها، آنها برای بچه هایی مثل من نام دارند "Captain Save-a-Hoe". (مترجم سعی خواهد کرد که در پایان خیلی بهتر شود)

من در "کاپیتان" بودن خوب بودم.

دستورالعمل پنهان

من به اهدافم عادت داشتم، اما همیشه یک برنامه پنهانی داشتم.

اچ آی وی به من کمک کرد تا این را درک کنم.

من این را می دانستم که شکار می کنم و قصد نداشتم ریشه بگیرم که چه موقع و در حالی که شب زندگی می کردم ، شکار دی جی ، گاهی اوقات ماهیگیری ، بلافاصله بعد از دوش من پیچیده تر می شود. بله !!! "حتی قبل از اولین قهوه من ، در نوار چو چیکو ، مرد بسیار خوبی که وجود او را در اینجا ضبط کردم ، در ابتدا.

و امیدوارم وقت پیدا کنم عدم درد نوروپاتیکa (من نمی دانم اینقدر درد دارم ، در سه دقیقه آخر فلش به یاد ماندنی داشتم و به سختی می توانستم فریادها را تحمل کنم. نمی خواهم کف و افرادی که در آن زندگی می کنند را ترسانم.) این نوعی تعادل توازن است) و تمایل به صحبت در مورد آن ...

من شکار کردم چون من شکار کردم، به آینده نگاه نکردم.

بعد از از دست دادن دخترانم ، داستانی بسیار مودار که ، بله ، با درد نوروپاتیک یا نه که در اینجا خواهم نوشت ، اما بعد از از دست دادن آنها ، به هیچ چیز "گول" ندادم. من برای آنها جهنمی ناشناخته آسترال زندگی کرده بودم و آنها را گم کردم. اما هیچ کس دیگر مرا علاقه نکرد. من به دنبال مرگ نرفتم ، گرچه معتقدم كه انقباض اچ آی وی مرگ حتمی است. من فقط می خواستم فراموش کنم چه کسی فراموش می کند که او دو دختر را در کاکوفونی یک مهمان نوازی از دست داده است ، به دست فردی در خارج از مرکز خود ، که کاملاً توسط مواد مخدر فرو رفته است…. فراموش می کنی؟ یکی دیگه به ​​من بگو بله ، و همیشه ، در زنانی که ذهن بیشتری داشتند علاقه مند بودم. اما فقدان افرادی مانند شب هنگام ، در آن روزها ، در آن "منطقه" سیستمی و بومی بودند ...

در حال حاضر، پس از اچ آی وی، تعاملات من با زنان بسیار واقعی است. قبل از ابتلا به HIV، من هرگز نمی دانستم که چطور من با زنان مخالف هستم. من فکر کردم که پسر صادقانه ترین سیاره بود.

در حال حاضر، من واقعا در مورد آنچه زن و من در مورد آن صحبت می کنیم، و این دستور کار پنهان من بود.

من در جای بهتر (***) در حال حاضر هستم من در ارتباط با کلر هستم که سه سال به طول انجامید و هنوز شمارش کرده ام. ما در ماه اکتبر 2017 پسرم Calvin داشتیم، و ما یک پسر، آرون جونیور داشتیم، که به پایان رسیدن ماه مارس 2019 می رسد.

من بسیار خوش شانس هستم که خیلی دیر مبتلا به ویروس HIV شدم - وقتی داروها خوب هستند ، ما از بودن می دانیم قابل تشخیص است که قابل شنیدن نیست (I = I)و ما می توانیم بچه هایی داشته باشیم که اچ آی وی منفی هستند.

توجه: این مستقل از دکترین علمی I = I است، اینجا ثبت نام کنید! غیر قابل کشف برابر با غیر قابل انتقال است!
من توصیه می کنم که از آن دور بمانیم، HIV. کاندوم دور کافی است!

من همچنین از اچ آی وی خیلی بدست آوردم! اما مهم نیست که شور و شوق آرون چه قدر است، من اعتقاد ندارم. آیا زندگی با HIV است؟ بله، اما نگاه کنید، زیرا اجتناب از ورود آنها دشوار است، بدون HIV زندگی کنید.

من صادقانه می گویم:

  • با تشکر از اچ آی وی، من عشق را پیدا کردمکه من را به دو بچه جدید من هدایت کرد
  • با تشکر از اچ آی وی، من اکنون دوستان خوبی دارم.
  • با تشکر از اچ آی وی، من در حال فعالیت در فعالیت و حمایت، که به من یک هدف واقعی در زندگی من بود که من قبل از HIV نبود.
  • من به Capitol آمده ام (چه ارزش دارد ؟؟؟)
  • و لابی کنگره. (لابی افتخار است!؟ من هرگز در کارنامه خود ، در مشاغل قبلی نمی گویم: "من لابی بودم" ....)
  • و، به لطف اچ آی وی، من رویای خودم را می بینم برای تبدیل شدن به یک نویسنده.
  • کلر و من در حال حاضر در پروفایل مجله POZ، و داستان ما هنوز هم برای تبلیغ سایت دوستیابی رایگان شما استفاده می شود.
  • هیچکدام از اینها بدون اچ آی وی امکان پذیر نبود.

توجه داشته باشید مترجم: او تقریبا شما را دعوت به گرفتن اچ آی وی و، بچه ها، آن را مانند نیست!

سپس من تلخ نیستم، ایدز را در آغوش می گیرم.

این فراتر از چیزی است که من برای شما پیشنهاد می کنم !!! اگر متاسفانه متخصص تشخیصی را دریافت کرده اید، حقایق را قبول می کنید و حرکت می کنید. اما تو نمی توانی بگی:

- "وای ، وای! بیایید آن را دریافت کنید ایدز"

در جهان امروز، آن را قابل کنترل تر از دیابت است، و امیدوارم من امید به زندگی طبیعی دارم.

کسی به من می گوید ، لطفا ، آنچه طبیعی است ، زیرا نزدیک ، خیلی نزدیک ، هیچ کس "عادی" نیست

زندگی با اچ آی وی وجود دارد

زندگی خوب است زندگی قطعا خیلی بهتر از قبل از HIV است.

آیا می توانید این را باور کنید؟

شش سال پیش، من هرگز باور نمی کردم که بتوانم این را بگویم.

من حتی یک دوست دارم که زن سال 75 است که HIV مثبت است. (من هم خیلی !!!!)

او در شصت سالگی مردی که HIV منفی بود، ملاقات کرد و سال گذشته ازدواج کرده بود. Bia قبلا عشق خود را در زندگی خود پیدا کرده و تجربه کرده است!

بر تازه تشخیص داده شده است و نه خیلی جدید، نگران نباش

شما خوب خواهید بود (من قبلا مردم را در تازه تشخیص داده ام. عجله در آزمون!)

یک عفونت فرصتطلبانه تنها می تواند تمام امید خود را بدون تشخیص زودرس

من و دوستانم مثالهایی از زندگی هستند زندگی و عشق هنوز هم ممکن است.

با شناخت عمومی، من می دانم که این آسان نیست.

اما من اینجا هستم که به شما بگویم، بله، سنت آنتونی نیز برای شما ریشه دارد.

هارون اندرسون فعال، مشاور و میزبان میزبان مسابقات قبلی است و همچنین یکی از بنیانگذاران ARISE (انجمن پناهندگان، مهاجران و بازماندگان قاچاق انسان) است. او از کلیولند است و اکنون در دیترویت زندگی می کند.

جزئیات ترجمه

با توجه به "Captain Save-a-Hoe" هیچ چیز خیلی خوبی پیدا نکردم به جز "Captain Save Hoe در Tradukka.com. و وقتی درخواست ترجمه" HOE "را کردم ، همان دستگاه ترجمه نمی دانست که چگونه ترجمه کند HOE و در پاورقی جعبه ترجمه توضیحی ارائه کرده است که وقتی در مورد کیفیت موتور ترجمه صحبت می کنیم ، کاملاً خنده دار است.

بهترین سایت ترجمه "تأیید" تأیید شده است! اما این جمله ترجمه شده را ترجمه نکرد و من به دنبال جواب نهایی و غیرقابل هجوم که همان ترجمه Tradukka را داشتم رفتم.

ترجمه کلودیو سوزا مقاله در من عاشق (و عشق خودم) پس از اچ آی وی، و شما می توانید بیش از حد بین 29 / 05 / 2019 و 04 / 06 / 2019

نقد در انتظار - لطفاً برای این کار داوطلب باشید!

[contact-form-7 id=”149899″ title=”Fale Comigo”]

[wpforms id = "168676 ″ title =" false "شرح =" false "]٪ MCEPASTEBIN٪

کمی بیشتر برای خواندن شما

سلام! نظر شما همیشه اهمیت دارد چیزی برای گفتن دارید؟ اینجاست! هر سوالی دارید؟ ما می توانیم از اینجا شروع کنیم!

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.

Automattic ، Wordpress و Soropositivo.Org و من در رابطه با حریم خصوصی شما هر کاری را انجام می دهیم. و ما همیشه در حال بهبود ، بهبود ، آزمایش و اجرای فناوری های جدید حفاظت از داده هستیم. داده های شما محافظت می شود ، و من ، کلودیو سوزا ، در این وبلاگ 18 ساعت یا روز کار می کنیم تا از جمله موارد دیگر ، امنیت اطلاعات شما را تضمین کنیم ، زیرا من پیامدها و عوارض انتشارات گذشته و مبادله را می دانم. من سیاست حفظ حریم شخصی Soropositivo.Org را می پذیرم سیاست حفظ حریم خصوصی ما را بدانید