اضطراب و زندگی جنسی شما - Nutz و Boltz

تو هستی شروع => بیماری های Oportunisas => اضطراب و زندگی جنسی شما - Nutz و Boltz
?>
مثبت و زندگی جنسی شما

من، کلودیو صحبت کردن

یک سرووپوزیتیو و از طریق آنکمک های خود را به seropositive.Org دو نقطه هستند، آنها جداگانه، کاملا متنوع و بحث برانگیز هستند. این یک آکواریوم یا نمایشگاه نیست، این یک متن است که جدی گرفته می شود. جنسیت یک سیرک بزرگ نیست، و این واقعیت که من به آن رسیدم این کار را امروز انجام دادم.

من یک شخص بهتر هستم؟

من به جرات نمی گفتم خیلی زیاد. یک شخص در حال ساخت، شاید.

من اینجا سبز می شوم سبز امید است !!!

زندگی جنسی یک مثبت HIV می تواند و باید زندگی جنسی عادی داشته باشد

مثبت بودن HIV و زندگی جنسی او می تواند توسط کوپید بهبود یابد
آیا به نظر من می آید؟ لعنتی حتی دور نیست من چاق نیستم !!!

من این متن را شروع کردم و خیلی زود عصبانی شدم من خواسته های خاصی از او را دوست نداشتم سپس از آن لذت می برم، اگرچه او و من بسیار متنوع و بحث برانگیز هستند.

او ایده "بهره برداری از افراد مبتلا به HIV" را در نیازهای عاطفی خود دوست ندارد. اما کار سختی است (و من احترام و تحسین آن را) تراشیده شده برای کمک به شما در راه های دیگر، و ما می دانیم، بازپرداخت غیر مستقیم می آید ... و در حجم بیشتر از سایت دوستیابی.

در حدود 2003 / 2004، شاید 2005 من ایده درخشان احمقانه برای ایجاد یک سایت ارتباطی برای افراد مبتلا به اچ آی وی داشته باشم. سایت هنوز وجود دارد و در http://www.amorpositivo.com است! و این قطعا من نیستم که او را در آنجا نگه می دارد.

فقط یک سایت برای حمایت از خود به عنوان یک کیک اسفنجی!

خنده دار ... این بیان روزانه توسط من، زندگی پدر پدر من، شکایت کرد که من "سرخوش" ...

چه کار کنم؟

یادگیری از O Velho Souza -

زندگی از نظر سرووزیتی

و فقط برای ضبط، او به من گفت: هنگامی که من به منطقه رفتم، دوباره در خوزه پائولینو - من تا به حال در مورد آن بسیار بحث ... - من شستشو P ** (به طوری که شستشو را حل مسئله عفونت HIV) و به من گفت وقتی که من می دانستم ....

در تمام این موارد، چرت و پرت این است که خیلی ناخوشایند باقی مانده است، و به همین ترتیب، بی رحمانه و کنار گذاشته می شود، برای بی احترامی، بیان دیگری که از او آموختم، باقی مانده است!

و بعد از همه، با تغییر ارتعاش، اجازه دهید او درست باشد، جایی که هست، و اگر نتواند درست باشد، دعاهای من و کسانی که می توانند چیزی درباره او و برای او بگویند.

این داستان توسط برنده نوشته شده است و در این راستا، کارهای کمی انجام شده است و هیچ کس هیچ چیزی را در جنگ نابود نکرده است!

بازگشت به «عشق مثبت» این ایده این بود که هر کس فرصتی پیدا کند که برایش پول بفرستد، از جمله، در این بخش، من "آوانگارد" بودم، و من فقط می خواستم $ 45,00 در هر ترم.

زندگی افرادی که به نوعی سروکار دارند، که به نوعی تلاش کرده اند تا بهبود پیدا کنند

Soropositivo.Org در https://soropositivo.orgبرای چی

برای نگه داشتن این اینجا بدون کشیدن از جیب من یا کیف پول، به عنوان من مجبور به ادامه و انجام، نگه داشتن این وبلاگ در اینجا!

تاکتیک من این بود که فردی را که من هست نشان بدهم تا ببینم آیا شخص میتواند علاقه مند باشد یا نه.

وقتی شخصی علاقه مند بود، یا واقعا دوست داشت آنچه را که می دانستم، شروع به صحبت در مورد کار من. و این زمانی بود که همه چیز به روشهای خاصی پیش رفت، و من در اینجا هستم

  • فرضیه 1: می توان در MACH 3 ترک کرد.
  • فرضیه 2: در WARP 9.9 فراموش می شود (شما نمی توانید سریعتر بروید، بنابراین، "او در همه جا، از جمله من خواهد بود 🙂 (تماشای ویجر این کار را می کند)
  • فرضیه 3: یک "نیاز ناگهانی برای نفس کشیدن" یک هوای تازه می آید، می رود و نمی آید
  • فرضیه 4: فرد باقی می ماند و به جلو، در مبارزه احمقانه او می گوید: "و من در اینجا گرفتن یک فرصت"
  • فرضیه 5: فوق العاده می گویند: شما می توانید من را آلوده و شما نمی شد! حالا من حتی بیشتر دوستت دارم! اما همه چیز به سرعت به پایان می رسد، زیرا ترس و گروه با صدای بلند صحبت می کنند (همچنین به من افتاد)
  • فرضیه 6: "خوشبختانه بعد از آن
  • فرضیه 7: فردی را با یک سرولوژیک مشابه می بینید و زندگی ساده تر می شود

Soropositivo.Org در https://soropositivo.org
[paypal_donation id = 150050]
برای شما یک فرد مبتلا به سرولوژی دیگری دشوار است زیرا حتی با U = U یا I = من جهل و ترس غلبه می کنم !!!

و، بله، من با شخصي با سرولوژي مشابه در زندگي ملاقات كردم. اگر در میان ما وجود دارد؟ وجود دارد، اما ما باید مسیر جدیدی را کشف کنیم، زیرا بین سالهای قدم زدن و زندگی مشترک، سالهای 22 چیزی است که اهمیت دارد و آنچه که باز می شود، به طور موقت بسته می شود.

در اینجا، اجازه دهید نویسنده متن را با سخنرانی خود دنبال کند.

چالش ها و چالش ها همچنان بزرگ هستند

من می دانستم وقتی که من با ویروس اچ آی وی تشخیص داده شد چالش هایی را برای دوستیابی ایجاد می کنم، اما من در مورد بسیاری از تفاوت های پنهان در قدم زدن در زمانی که شما یک فرد مبتلا به HIV هستید، نمی دانید.

البته، چالش های واضح، به ویژه آنهایی که مرتبط با آزار و اذیت هستند، وجود دارد. با این حال، من متوجه شده ام که قدمت و قدمت بسیار فراتر از تصور است و این به ندرت مورد بحث قرار می گیرد. در اینجا برخی از تفاوت های ظاهری که من تجربه کردم، وجود دارد:

قبل از شروع، باید چند چیز را توضیح دهم. ببینید، قبل از اچ آی وی، قدمت همه چیز برای من بود؛ یا باید بگویم، پیدا کردن کسی برای صرف بقیه زندگی من با همه چیز بود. وقتی دکتر به من گفت من HIV مثبت هستم، من عمیقا تکان دادم.

این اچ آی وی است
به نظر می رسد وحشتناک است؟ این فقط یک تصویر است او حتی به پیچیدگی و نبوغ مهندسی خود عدالت نمی کند.

وقتی به طور عمومی در مورد زندگی با HIV صحبت می کنم، اغلب در مورد چگونگی بیان کلمات دکتر با یک خفاش صحبت می کنم. من غرورآمیز گریه کردم، در داخل فرو می ریزم و اگر معجزه کنید، وقتی که (؟) "معرفت آگاهانه یا نگویید" وجود دارد، این یک سناریوی بسیار بد بود.

چیزهایی که در چند هفته آینده حل و فصل شد، اما گاهی اوقات من خودم را به کسی و هر کسی تحمیل کردم. من شروع به اندازه گیری پیشرفت با مقدار زمان بین راندگی ها کردم. بلافاصله پس از تشخیص من، معاشقه روزانه بود. با گذشت زمان، من یک بار در هفته لرزش می کنم، سپس هر دو، و سپس سه ماه، و در نهایت معاشقه کمتر و کمتر تبدیل شد.

همه می خواستم عادت کنم. (پوشش خورشید با غربال بی فایده است) من قبل از تشخیص من از سایت های دوستیابی نمی دانستم، و بنابراین، چند هفته بعد از تشخیص من، من متوجه شدم که سایت های دوستیابی برای افرادی که با HIV زندگی می کنند، باید وجود داشته باشد.

امداد و خوشبختی اما من ایده پرداخت را دوست ندارم!

و او درست است! مردان در این ساحل گم شده اند و آن را به آن سوسن می زنند

برای کمک و خوشبختی من چندین سایت دوستیابی پیدا کردم - برخی که باید پرداخت کنید، و بعضی از آن ها رایگان هستند. شخصا من متوجه می شوم که از نیاز به افراد مبتلا به HIV مثبت احساس خشنودی و نفرت نمی کنم.

کام همه پول در برنامه ها و فعالیت های اچ آی وی، باید بسیاری از سایت های دوستیابی رایگان داشته باشند (من اشتباه میکنم یا به دست آوردن غیرمستقیم است؟). این همان چیزی است که برای مراقبت از خود به عنوان دارو مورد نیاز است.

من در چند سایت دوستیابی ثبت نام کرده ام و بلافاصله زنان را دیدم.

Qeu امداد!

ظاهرا تعداد کمی از مردان قابل رویت در سایت های دوستیابی HIV وجود دارد و من به تنهایی از هوای تازه به بسیاری از زنان که، متاسفانه، در یک قایق بودند.

قبل از اچ آی وی، من در تاریخ قدمت بیشتری سرمایه گذاری کردم. حالا من بیشتر از همیشه عاشقانه

اما، به یاد داشته باشید، من هنوز هم معشوقه - و در واقع، من حتی نزدیک به آماده بودن برای یک رابطه، یک رابطه قوی و جدی نیست! اما من به هر حال تماس گرفتم فکر کردم آماده بودم و بنابراین "عادی بودم" و تصمیم گرفتم آن را امتحان کنم.

قبل از ادامه، من باید اینجا را متوقف کنم، زیرا بسیار مهم است که عملکرد ناخواسته اما بسیار مهم سایت های دوستیابی اچ آی وی را که من متوجه شده ام فکر نمی کنم کسی برنامه ریزی کرده یا برنامه ریزی کرده باشد بسیار مهم است.

ببینید، در حال حاضر، با وجود تماس های متقابل پزشکان من برای ارتباط با یک همکار که مبتلا به اچ آی وی یا یک گروه حمایت است، من یک روح زنده دیگر را با HIV یافتم. منظورم این است که می دانستم افراد مبتلا به HIV مثبت هستند.

می دانستم که هر روز در خیابان عبور می کنم؛ با این حال، بدون دانستن اینکه من هرکسی را که اچ آی وی داشتم دیدم یا ملاقات کردم احساس کردم که من تنها کسی هستم که در این سیاره زندگی می کند که مبتلا به HIV می شود. احساس کردم که من تنها بودم و تنها کسی بودم. حتی زمانی که من تشخیص داده شد، در 2012، خدمات مداخله زودهنگام وجود نداشت.

اولین نتیجه اختلال عاطفی من

بلافاصله پس از تشخیص، من از نوع دیگری از انحراف عاطفی دیگر نسبت به او رنج می بردم. از آنجایی که من در مورد بیماری کاملا چیزی نگفتم، و با عشق تازه به زندگی من که یکی از مهمترین چیزها در روانۀ من است، به این باور رسیدم که سرولوژی من "در تاریکی درخشید"!

هر کسی

من اعتقاد داشتم که هر کسی می تواند به من نگاه کند و می داند که من یک طرفدار بودم. ایدز از بین می رود، چون آنها در دهان لوکس من را صدا زدند (من هر دو بار کار می کردم: در سطل زباله و لوکس. دو بار در زباله ها کار کردم و کار خودم را آغاز کردم و آنجا پایان یافت.)

ضایعات عجیب و غریب !!! این بیان بدخواه و مرگبار را حفظ کنید. هرگز بدتر از چیزی شنیده نشد ...!

فعال و مدافع (من نمی دانم که آیا قفسه ی خوش شانس یا مشت آهن)

امروز، من یک فعال و مدافع هستم، بنابراین اکنون من یک نفر از افراد مبتلا به HIV مثبت را می شناسم، اما در زمان تشخیص من، هیچ کس را با ویروس HIV شناختم. من هر روز خدا را شکر می کنم توسط سایت های دوستیابی. اگر آن را برای سایت های دوستیابی نبود، من ممکن است هرگز کسی را که HIV مثبت بود دیدار نکنم؛ حداقل در آن لحظه.

وقتی متوجه شدم که سایت های دوستیابی HIV واقعا وجود دارند، اولین چیزی که فکر می کردم این بود که من فقط یک جامعه روشنفکران را کشف کردم. منظورم این است که مطمئنا افرادی که با چنین بیماری دچار فقدان اجتماعی (و یا من فکر می کنند) به عنوان داشتن HIV باید روشن و بنابراین افراد پیچیده، درست است؟

پسر، اشتباه کردم

افزودن من و مردم همجنسگرا، اشتباه نکن اما رویکردهای خاصی ... من بیش از این شایستگی ندارم ... من در اتاق گفتگو UOL برای افراد مبتلا به اچ آی وی بودم و کلودیوس (Straight) نیز بود. نه به این دلیل که می تواند "شکار" باشد! من به دنبال توصیفاتی برای وبلاگ بودم و همه چیزهایی که می خواستم نوع خاصی از رویکرد بود .... خوب، شما بچه ها که همجنسگرا می دانید که برخی از افراد در میان شما بیش از حد اهمیت زمانی که آنها به چیزی علاقه مند هستند و نیک فقط برای جلوگیری از این تمرکز خاص! اما ... برخی افراد ...

... برخی افراد هیچ محدودیتی ندارند!

کسی به من نزدیک شد و من مودبانه با یک بعد از ظهر خوب پاسخ داد.

- "خب، من نیک شما را می بینم، اما بپرسید که آیا شما دارایی ندارید؟

- "من 🙂! من به او گفتم

- "برای معلمان، من یکی هستم"

نه عزیزم معلم

سپس چیزی که دیده ام و می خندد

-Fulano غریبه اتاق را ترک کرد

رولینگ با خنده

لطفا، درست؟ ...

ساده تر یافتن روشنفکر استفان کینگ

این اشتباه بزرگ من بود. من به اشتباه نوعی کیفیت نورانی فوق العاده انسان را برای افرادی که با اچ آی وی زندگی می کنند، اعطا می کنم و به همین ترتیب آنها را بی فایق می کنم. آنها قبل از اچ آی وی انسان بودند و پس از اچ آی وی انسان هستند. با تمام نقاط ضعف و سستی که در هر کسی یافت می شود، تکمیل شده است.

به طور خلاصه، اگر ایدز قبل از ابتلا به اچ آی وی بود، پس از اچ آی وی، آنها عصبی بودند و این کاملا طبیعی و قابل درک است.

من در مورد تلاش برای تاریخ دادن فردی که HIV را منفی می دانستم، اما خیلی زود شما خود را در این معما پیدا می کنید: چه مدت باید صبر کنید تا کسی به شما بگوید که شما HIV مثبت هستید؟

آیا شما به فرد به طور مستقیم بگویید؟

آیا حق دارند فورا بدانند؟

از لحاظ قانونی، آنها حق دارند قبل از هر تماس جنسی، حق داشته باشند.

چنین زمانی برای گفتن توسط Amarilis در Memorian

خطر این است که اگر به مردم بگویید که شما در ابتدای نشست HIV مثبت هستید و آنها با شما ارتباط برقرار می کنند، شما به زودی خود را در موقعیتی قرار خواهید داد که بسیاری از افراد تصادفی که نشان نداده اند توانایی حفظ این اطلاعات شخصی شما در مورد محرمانه بودن شما.

از دست دادن کنترل محرمانه - ناامیدی کامل

همانطور که درصد افرادی که سولوژیست شما را می شناسند افزایش می یابد، میزان کنترل افرادی که می دانند و نمی دانند کاهش می یابد.

برای مسائل پیچیده، کنترل از دست دادن پیام را تحقق می بخشد و بنابراین چگونه دریافت می شود. اگر قبل از شمارش، صبر کنید و با کسی بیدار شوید، چه؟ وضعیت سرولوژیک شما?

آیا واقعا عادلانه است که از کسی بپرسید که شما شش ماه یا بیشتر از زندگی خود را به شما بدهید، در نهایت، آنها نمی توانند وضعیت HIV شما را بپذیرند؟ همچنین، چقدر عادلانه است که به فرد مبتلا به HIV مبتلا شود؟ این ها دو موضوع هستند که من سعی خواهم کرد آنها را به خاطر داشته باشم ...

در نهایت، من فقط تصمیم گرفتم کسانی را که اچ آی وی مثبت بودند نیز انتخاب کنم.

بنابراین من شروع به استفاده از سایت های دوستیابی کردم و به دلخواه من چندین تاریخ را ساختم.

در همان زمان، من در مورد صحبت در مورد وضعیت سرولوژیکی من فکر کردم.

در حالی که با شرکای بالقوه خود صحبت می کنم، گاهی اوقات ذکر می کنم که می خواهم ترک کنم.

صرف نظر از ترک، شرکای بالقوه من را مورد سوال قرار داد:

"آیا میخواهی مرا پیدا کنی؟ آیا شما می گویید که می خواهید ترک کنید؟ من می توانم صدای ترس را بشنوم. برای من خیلی سریع روشن شد که با توجه به نامعلوم بودن هر شریک بالقوه، منطقی است که وضعیت سرولوژیکی من برای خودم حفظ شود. به دلایلی به نظر می رسید که هیچ کس علاقه ای به دیدار از کسی که ادعا می کرد که مثبت اچ آی وی باشد را دوست دارد.

محکوم به تنهایی!

در اینجا من اذیت می شوم خنده هر کسی را آسیب نزند 🙂

بنابراین آرام شدم و من از تهمت بودن محروم بودم که تنها زندگی ام را صرف کنم.

اما در پایان 2015، من یک زن بسیار پویا و با استعداد را دیدم. ما مشتاق شدیم، و در اوایل 2016، من خانه خود را در کلیولند، اوهایو ترک کردم، و در خانه خود در دیترویت، میشیگان، با او رفتم.

ناگهان من خودم را در سمت مقابل مشکلات مشابهی یافتم که بعضی اوقات مرا تکان داد. ببینید دوست دختر من است کلر گازاماگره، فعال و وکیل بسیار صمیمی و بسیار عادی که متولد اچ آی وی بوده و در سراسر دنیا کار کرده است.

من از قانون کلر پیروی کردم با این حال، من در مورد عمومی نیست وضعیت سرولوژیک من. جستجوی ساده Google در Claire هفت تا هشت صفحه مقاله و مصاحبه با او را نشان خواهد داد که در آن او به طور آشکار درباره وضعیت مثبت وی HIV صحبت می کند.

به همین دلیل، من به شدت مایل به اشاره به کلر در صفحات رسانه های اجتماعی من بود.

من می دانم چطور است!

من به ندرت کلیر را به رسمیت می شناسم.

کلر و من اغلب در مورد آن صحبت کردند، و او با آن بود، اما من ترسیدم که دوستان متقابل ما را به عنوان یک دوست پسر بی حد و حصر، دوست داشتنی که من حتی دوست دختر من اشاره و یا ارسال هر عکس از او را ببینید.

برای مدت دو سال، وضعیت ارتباط من گفت "تک". روز بعد از آنکه بازنشسته شد، من ازدواج کردم و برای خودم صحبت می کنم!

من دوستانم را می شناسم و می دانم دوستان من ناراحت هستند و اگر آنها را در شبکه های اجتماعی که من با آنها زندگی می کنم ببینم، آنها گوگل را سریع می بینند و به سرعت متوجه می شوند که کلر به وضوح و عموم HIV مثبت است.

این مدت طولانی نیست که دوستان من A + B را اضافه کنند (یا بخوانید با اعتقاد) و فرض کنید که HIV مثبت هم هستم مشکل خیلی خوبی بود، کاملا متفاوت بود حتی اگر این اشتباه بود و دوستان من در مورد این فرضیه شک داشتند، در قلبم می دانستم که این فرض درست خواهد بود.

بهترین کار من این است که معنای کلر را در زندگی ام پنهان کنم.

یکی از موارد مثبت که در داخل من حل شده است این است که HIV مثبت بودن این است که من در حال حاضر گفتگوهای واقعی و پایدارتری با زنان داشته ام. قبل از اچ آی وی، تعاملات من با زنان، بیش از حد بود و من در نظر داشتم قصد رفتن به رختخواب را با هر زنی که ملاقات کردم.

در انتظار یک رابطه جنسی تقریبا همیشه انگیزه من برای هر گونه تعهد به یک زن در داخل من است. در خیابان ها، آنها برای بچه هایی مثل من نامی دارند "Captain Save-a-Hoe". (مترجم سعی خواهد کرد که در پایان خیلی بهتر شود)

من "کاپیتان" بودم.

دستورالعمل پنهان

من به اهدافم عادت داشتم، اما همیشه یک برنامه پنهانی داشتم.

اچ آی وی به من کمک کرد تا این را درک کنم.

من این را می دانستم که من شکار شدم و قصد نداشتم ریشه را هنگامیکه و در حالی که در شب زندگی کنم، شکار DJ، گاهی اوقات ماهیگیری، پیچیده تر بلافاصله پس از دوش من. بله! "حتی قبل از اولین قهوه من، در نوار Seu Chico، یک مرد بسیار خوبی بود که در ابتدا در اینجا ثبت شده بود.

و امیدوارم وقت پیدا کنم عدم درد نوروپاتیکالف) اگر به شدت درد داشته باشم، در سه دقیقه گذشته فلش مموری را در اینجا داشتم و به سختی می توانستم از فریادها استفاده کنم. من نمی خواهم از زمین و مردم که در آن زندگی می کنند بترسم این یک نوع تعادل تعادل است) و تمایل به صحبت در مورد آن ...

من شکار کردم چون من شکار کردم، به آینده نگاه نکردم.

پس از از دست دادن دختران من، یک داستان بسیار ماتریس که بله، درد عصبی روانی یا نه، من اینجا را بنویس، اما بعد از از دست دادن آنها، هیچوقت "گریه نکردم". من یک جهنم آسترال غیر قابل شناخت برای آنها زندگی کرده بودم و آنها را از دست دادم. اما هیچ کس دیگر من را دوست ندارد. من به دنبال مرگ نیستم، اگرچه معتقد بودم که قرارداد با ویروس اچ آی وی مطمئنا مرگ است. من فقط می خواستم فراموش کنم چه کسی فراموش می کند که او دو دختر را از دست داد و به دست یک شخص خارج از مرکزش، از مواد مخدر کاملا گمراه شده است. آیا شما فراموش کرده اید؟ یکی دیگر را به من بگو! من علاقه مند بودم، بله، و همیشه، در زنان با ذهن بیشتر. اما فقدان افرادی مانند آن در شب، در آن روزها، در آن "منطقه" سیستمیک و اندمیک بود ....

در حال حاضر، پس از اچ آی وی، تعاملات من با زنان بسیار واقعی است. قبل از اچ آی وی، من هرگز نمی دانستم که چطور جعلی بودم با زنان. من فکر کردم که من قهرمان ترین سیاره بودم.

در حال حاضر، من واقعا در مورد آنچه زن و من در مورد آن صحبت می کنیم، و این دستور کار پنهان من بود.

من الان در جای بهتر هستم من در ارتباط با کلر هستم که سه سال به طول انجامید و هنوز شمارش کرده ام. ما در ماه اکتبر 2017 پسر خود را کالوین داشتیم، و به دلیل اواخر ماه مارس 2019، ما یک پسر، آرون جونیور داشتیم.

من خیلی خوش شانس بودم که خیلی دیر رسیدگی به این بیماری را تجربه کرده ام - وقتی داروها خوب هستند، ما در مورد بودن هستیم غیر قابل کشف غیر قابل انتقال (I = I)، و ما ممکن است کودکان مبتلا به HIV منفی داشته باشیم.

توجه: این مستقل از دکترین علمی I = I است، اینجا ثبت نام کنید! غیر قابل کشف غیر قابل انتقال!
من توصیه می کنم که از او دور بمانید، اچ آی وی. کاندوم دور کافی است!

من همچنین از اچ آی وی خیلی بدست آوردم! اما همانند شور و شوق آرون، من یک ایمان را به اشتراک نمی گذارم. آیا زندگی با HIV است؟ بله، اما نگاه کنید، زیرا جلوگیری از ورود شما دشوار است، بدون HIV زندگی کنید

من صادقانه می گویم:

  • با تشکر از اچ آی وی، من عشق را پیدا کردمکه من را به دو بچه جدید من هدایت کرد
  • با تشکر از اچ آی وی، من اکنون بهترین دوستانم هستم.
  • با تشکر از اچ آی وی، من در حال فعالیت در فعالیت و حمایت، که به من یک هدف واقعی در زندگی من به من داده شده است که من قبل از اچ آی وی ندارم.
  • من به سرپنجه افتاده ام (چه ارزش دارد ؟؟؟)
  • و لابی کنگره. (لابی افتخار است! من هرگز در رزومه من در شغل های قبلی نمی گویم: "من یک لابی گر بودم" ...)
  • و به لطف اچ آی وی، من رویای خودم برای تبدیل شدن به زندگی را دارم برای تبدیل شدن به یک نویسنده.
  • کلر و من در حال حاضر در پروفایل مجله POZ، و داستان ما هنوز هم برای تبلیغ سایت دوستیابی رایگان شما استفاده می شود.
  • هیچکدام از اینها بدون اچ آی وی امکان پذیر نبود.

نکته مترجم: او تقریبا شما را دعوت به قراردادن با اچ آی وی می کند، و بچه ها، همینطور نیست!

بنابراین من تلخ نیستم، اذیتم میکنم.

این فراتر از چیزی است که من برای شما پیشنهاد می کنم !!! اگر متاسفانه تشخیص واکنش دریافت کرده اید، حقایق را قبول می کنید و حرکت می کنید. اما تو نمی توانی بگی:

- "وای، وای! بیایید ایدز بگیریم "

در دنیای امروز، آن را قابل کنترل تر از دیابت، و امیدوارم من امید به زندگی طبیعی دارم.

کسی به من بگو لطفا، طبیعی است، زیرا نزدیک، بسیار نزدیک است، هیچکس "طبیعی" نیست

زندگی با اچ آی وی وجود دارد

زندگی خوب است زندگی قطعا خیلی بهتر از قبل از HIV است.

آیا می توانید این را باور کنید؟

شش سال پیش، من هرگز باور نمی کردم که می توانستم بگویم.

من حتی یک دوست دارم که زن 75 است که HIV مثبت است. (من هم خیلی !!!!)

او فردی را در شصت سالگی که HIV منفی است، ملاقات کرد و در سال گذشته ازدواج کرد. Bia قبلا عشق خود را در زندگی خود پیدا کرده و تجربه کرده است!

بر تازه تشخیص داده شده است و نه خیلی جوان، نگران نباش

شما خوب خواهید بود (من قبلا مردم را در تازه تشخیص داده ام. عجله در آزمون!)

عفونت فرصتطلبانه تنها می تواند تمام امید را بدون تشخیص زودرس نابود کند

من و دوستانم مثالهایی از زندگی هستند زندگی و عشق هنوز هم ممکن است.

من می دانم که با اهانت های عمومی آسان نیست.

اما من اینجا هستم که به شما بگویم، بله، سنت آنتونی نیز برای شما جالب است.

آرون اندرسون فعال، مشاور و میزبان میزبان مسابقات پیشین است و همچنین یکی از بنیانگذاران ARISE (انجمن مهاجرین، مهاجران و بازماندگان انکشاف تجارت قاچاق انسان) است. او از کلیولند است و اکنون در دیترویت زندگی می کند.

اطلاعات مربوط به ترجمه

با توجه به "Captain Save-a-Hoe" من چیز زیادی به جز "Captain Saves A Hoe در Tradukka.com نداشتم، و وقتی که درخواست ترجمه" HOE "را داشتم، دستگاه ترجمه همان" نمی داند چگونه ترجمه شود " HOE و در بالای کادر جعبه ترجمه توضیح داده شده است که در مورد کیفیت موتور ترجمه صحبت می کند.

بهترین سایت ترجمه "hoe" را تایید کرد! اما این حکم قطعی را ترجمه نمی کرد و من برای پاسخ نهایی و بدون تعبیر رفتم که همان ترجمه را به عنوان Tradukka

ترجمه Cláudio Souza مقاله در من عاشق (و عشق خودم) پس از اچ آی وی، و شما می توانید بیش از حد بین 29 / 05 / 2019 و 04 / 06 / 2019

بازخوانی - لطفا برای این داوطلب !!!

[تماس با فرم 7 404 "یافت نشد"]

تبلیغات

انتشارات مرتبط

نظر و اجتماع زندگی با دوستان بهتر است!

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.