داستان یک زن مبتلا به اچ آی وی که "یکی دیگر نیست!"

تو هستی شروع => داستان های مثبت => این زن HIV مثبت فقط یک دیگر نیست
این HIV مثبت است که فقط "یکی دیگر" نیست

این داستان HIV مثبت متفاوت است. فرشته .... حتی در محدوده ی تنهایی، این زن منتقدانه اجازه نمی داد خودش را پرحرارت کند، اما او بسیار، بسیار آزمایش خون

آیا می خواهید بدانید که زندگی با ایدز چیست؟ اینجا را کلیک کنید این لینک در پایین صفحه قرار خواهد گرفت!

یک زن HIV مثبت است "Sui Generis"

بله او هیچ کدام نبود! و باز به نظر نمی رسید. هنوز زمان ترس بود، تبعیض خام بود. به هر حال، من هرگز موفق به گرفتن یک شماره تلفن از این دختر، و در نهایت، زندگی حرکت می کند دور. چه اتفاقی برای او افتاد؟ خوب .... در این دنیا، که فرشتگان نیست، من او را نمی بینم، و هنوز هم کمتر می دانم هر چیزی در مورد او و حتی سرنوشت خود. با محاسبه های من، اگر شما، فرشته، هنوز در میان ما هست، شما نزدیک به 49، شاید 58 سال، شاید 57، من نمی توانم بگویم. من به مردم احترام می گذارم، و فقط می خواستم بدانم که آیا هنوز زنده است

در زندگی من، من همیشه به حال نیاز زیادی به ثابت کند که من می تواند دوست، همیشه به دنبال چنین عشق دیوانه وار، بدون مراقبت بزرگ، فکر کردن به آن میتواند این باشد که مرد در کنار من ناگهان در یک مهمانی می دانستند، یک سفر، در هر نقطه، تا زمانی که ناگهان بدون انتخاب زیاد بود.

من تمام تحقق را انتظار داشتم، که از "هرکس" آمده بود ... و با آن سعی کردم، جستجو کنم، به من بدن و روح را برای بسیاری به ارمغان می آورد البته، البته، از من سزاوار نبود ... و من نمیتوانستم آن را ببینم.

تا یک روز، در پایان 89، یکی از این تلاشهاست شما خودتان را پایدار می گذارید و ازدواج کرده ام. و آن طولانی بود، پایدار. (Infinito enquan .... Eita خوب سوال برای ناشر سه و شانزده Matina!)

مطمئنا او شایستگی زیادی نداشت که شاهزاده من را تحسین کند، اما بهترین ویژگی که پسر داشت، نشان دادن تمایل به حضور در کنار من بود ... و با من ادامه خواهد داد ...خدا میداند چه زمانی است.

و این چیزی بود که من بیشتر از همه دوستش داشتم.

HIV مثبت است؟ بله فرشته؟ من نمی دانم

این چیز بیش از 5 سال پیش بود، و دیگر من در کنار همسرم فریب زیادی ندیدم، اما من به او وفادار بودم و ترس زیادی از آن بود قدمت برای ترس از تنهایی را پایان دهید و ترس، بسیار، بسیار ترس، از افتادن به این جهان، به دنبال چنین عشق دوباره .... به خصوص در حال حاضر در این ایدز، اما ... خوب .... با زندگی که خودم را در این تحسین قرار دادم، همیشه تصور می کردم که من یک نامزد قوی برای مثبت بودن اچ آی وی بودم. من قبلا هرگز از کاندوم استفاده نکرده بودم و قبلا دوست پسر زیادی را دوست داشتم. اما کجا شجاعت تست خون است؟آزمایش خون؟

در یک مناسبت در 93، من تا به حال به انجام برخی از آزمون برای ورود به یک کار جدید، و من به امید که آنها آزمایش HIV پاسخ نمی شد ... و UFA، خدا را شکر درخواست نمی کنید.

و من آنجا بودم، زندگی ام را با دوست دخترم، کارفرمای من - من فوق العاده سالم، ارواح بلند، زنده ام.

من اچ آی وی مثبت داشتم و من این را نمیدانستم. "من ترسیدم"، اما ....

مثبت بودن یکی از چندین نفر
بله او هرگز حتی "مانند این بود،خیلی دوست دارم"! او همیشه از خود مراقبت می کرد. من به یاد چت به او و در یک نقطه او گفت که او قصد دارد به کار کردن و تنها پنج یا شش ساعت بعد دوباره آمد! او قطعا "منحصر به فرد" بود، تک تک او قطعا "منحصر به فرد" بود، تک تک

در اکتبر 96 این رابطه به پایان رسید بدون هیچ دلیل خاص ... آن اشباع همان و قطعا هر دو طرف بود.

من شروع به خواندن اطراف کردم و دوست پسر جدیدی را دنبال کردم - در حال حاضر فانتزی های جالبی وجود دارد، اما من می خواستم به آرامی در حال تلاش برای انطباق با زندگی "تنها زن" باشم.

یک ماه برای تشخیص HIV مثبت!

من خیلی وقت نداشتم - یک ماه بعد، این دوست پسری به من میآید که اجازه بسازه که او آزمایش HIV داشته باشد (شما می دانید چرا او در مورد انجام این آزمایش فکر کرد) و نتیجه مثبتی داد.

این هدیه من بود 40 سال از زندگی: تعهد به آزمون قبل از این بیانیه خود - مرد من با آنها عشق در طول 6 سال بدون داشتن از من محافظت ساخته شده ... و نه او خودش را به خوبی محافظت می شود. من، کلودیوس، هرگز نمی دانستم بار ویروسی شما! امیدوارم او تاکنون زنده است به دانستن غیر قابل کشف برابر با غیر قابل انتقال است!

نوار سنگین و گاو نان

تست سیجنسی مثبت اچ آی وی
دکتر نمونه خون را چک کنید

می بینید، درمان یک بار یک بار بود. در آن زمان او، فرشته، و من، و همچنین به عنوان مارا، بئاتریس پاچکو، باب ولپ و دیگران، مانند سیلویا آلمیدا از شروع درمان، درمان با داروهای آغاز شده، به آنها را، ما این تصور که ما در حال گرفتن آب بود با ذغال سنگ، به معنای واقعی کلمه. اما من فکر کردم: این زندگی است. یا حداقل بقا، بداهه نوازی زندگی تا زمانی که همه چیز را بهبود بخشد و، در واقع، آنها بهبود یافته است.

من به یاد داشته باشید که قرص های 44 شمارش شده را گرفته اید دو روز

امروزه یک تبلت با سه اصول مختلف فعال، اغلب یک بار مصرف روزانه، کافی است.

اما من قصد دارم در اینجا یک چیز احمقانه که در یک وبلاگ بنویسم و ​​آن را به اینجا آورده ام، بنویسیم. آن وبلاگ، از آن ماشین آشکار، که هرگز اسم شخصیش را نگفت. و مردم به او ایمان آوردند. بچه ها، من می خواهم زمانی که من می میرم و زمانی که من می نویسم یک کتاب بنویسد و تنها نامی که از این وبلاگ گرفته شده است، می توانید خاکستر خود را به کود گاو بچرخانید، زیرا این امر (سزاوار)

و این رنج بود ... دشوار بود، خیلی زخمی شد ... من می دانستم که من هیچ فرصتی برای منفی بودن آن ندارم ...احمقانه بود که من آلوده شدم ....

من فکر کردم که روز بعد من میمیرم، من حتی از نفس کشیدن ترسیدم، بنابراین من در هوا نمیترسم !!

و این سوال آمد:

"چه کسی به این بمب انتقال داد؟" و سپس فکر کردم:

- "استفاده از این نگرانی چیست؟ ... ما هر دو آلوده شده ایم ... ما باید از خودمان مراقبت کنیم".

افکار نورد در سر من: - "خدای من .... چه اشتباهی، من آن را به او دادم، چیز بدی است ....

من اچ آی وی مثبت بودم و از هر کسی که ممکن است از من گذشت، تسلیم شوم

سپس فکر کردم: "او آزادی زیادی داشت .... او به تنهایی بیرون آمد، او مطمئن شد که آن را گرفته و به من صدایی که مرا هدایت می کند، گفت: "شما آنچه را که خواسته اید دریافت می کنید، سونی را تحسین نکنید و نه کلمه او."

زمان بسیار دشوار به خصوص در جنبه های احساسی، چرا که تا امروز ویروس خانواده من را پنهان کن و بهترین دوستان من.

خوشبختانه من به داروهای بسیار خوبی رسیدم و بدنم به سرعت پاسخ داد، سپس بار ویروسی را افزایش داد و CD4 را افزایش داد.

من دوباره با یک دوست پسر دوباره با یک سال دیگر بودم ... من اعتقاد داشتم که ما "نیش" برای یکدیگر بودیم، اما به پایان رسیدیم.

او به زودی با یکی دیگر تنظیم کرد و من بازنشسته شدم.

از آن به بعد، برای من ارتباط جدی و خصوصا با جنسیت دشوار است، زیرا همیشه فکر می کنم باید بگویم که من برای کسانی که خواهان رویکرد جنسی هستند، مثبت هستم. بسیاری از آنها فرار می کنند و آنها را وحشت می دهند و برخی حتی به من اعتقاد ندارند؛ زیرا فکر می کنند افرادی که مبتلا به HIV هستند بیمار می شوند و زندگی بیمار را هدایت می کنند، در حالی که من یک زن فوق العاده سالم هستم، و معصومانه کنار، بسیار زیبا است.

این سخت ترین قسمت زندگی من است.

مثبت بودن و زیبا بودن و جذاب بودن! وظیفه دشوار

اما از لحاظ دیگر، زندگی ام خیلی زیاد شده است، اما خیلی در آن سالهای 4، زمانی که من به گذشته نگاه می کنم، احساسی احساس می کنم.

من، با این حیوان کوچک ترسناک زندگی کردم، شروع به مراقبت از من بسیار بیشتر، شروع به ارزش بیشتر خود را بیشتر و من تبدیل به یک زن سازگار، دانستن از ارزش من و من همیشه به دنبال بهترین برای من، در همه جنبه ها.

من دیگر کسی "زندگی" را قبول نمی کنم ... من دیگر "چیز کوچکی" را قبول نمی کنم ... من همیشه به دنبال آن هستم و سزاوار آن هستم که در این زندگی خوب باشد ..

یادگیری و یادگیری

من نیز آموخته ام که چیزها را بهتر ببینم و از آنچه بد است، از بین می روند.

اعتیاد من همیشه بسیار زیاد است، و در حال حاضر، با توجه به این تجربه، برای برخی از besteirinha کمی به من زد.

من کسی هستم که هرکسی را که مرا احاطه کرده است قدرت می دهد و به سختی می داند که حیوان کوچک من در داخل من است... این درس طول می کشد ... اما مطمئن بود!

HIV مثبت است؟ بله .... درست است اما هیچ کس نیست من مطمئن هستم!

من امروز خودم را دوست دارمبا اچ آی وی با من زندگی می کنند.

قبل از او (اچ آی وی) من فقط هجوم آوردم.

این داستان یک زن مبتلا به سرولوپتیستی است که دیگر کسی نیست که بیشتر از آن است، اما بله، داستان من از استحکام است به همه شما منتقل شود.

http://soropositivo.org/wp-content/uploads/2009/05/0niLOyhCd5g?rel=0

یک یادداشت مهم از ویرایشگر:

در حال حاضر، چندین پاراگراف فوق را در اختیار شما قرار داده ام، که می گوید روز تولد پیشین 40 نتیجه مثبتی بود! تقریبا بیست سال گذشت، فرشته، و من از شما چیزی نمی دانم و خواندن:

طغیان نمی داند دانستن اینکه چه کاری برای روزهای طولانی انجام می دهید، نه دانستن اینکه چگونه می توانید کارهایی را که فکر می کنید را متوقف کنید و نه دانستن اینکه چگونه اشک ها را در مقابل یک آهنگ متوقف کنید و نه دانستن چگونگی غلبه بر درد سکوت که چیزی را پر نکند، غلبه کنید.
بلند شدن نمیخواهد بداند. نمی خواهم بدانم اگر او با یک دیگر باشد، اگر او خوشحال باشد، اگر او باریک تر باشد، اگر زیباتر باشد. طغیان این است که هرگز نمی خواهم بدانم که چه کسی دوست دارد، و در عین حال، درد می کند.

ژوئیه 1988

https://www.facebook.com/CronicasDeMarthaMedeiros

در زندان این دوز برای ماموت است!

تبلیغات

انتشارات مرتبط

نظرات 7

پنجره ایمنی 30 روز است! چت با جرالدینوی 09/12/2018 at 21:11

[...] [22: 11، 2 / 5 / 2017] پاسخ: هر کس فکر می کند که ایدز دارد! [...]

پاسخ
مرگ و میر اجتماعی 1 / 3 از برزیل ها حاضر به کار با seropositive - Soropositivo.Org 11/12/2018 at 16:19

[...] میانگین تعداد افرادی که از کار با ویروس HIV واکنش نشان می دهند، به طور متوسط، 20٪ در جهان با توجه به تحقیقات سازمان ملل [...]

پاسخ
1 2

نظر و اجتماع زندگی با دوستان بهتر است!

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.