22.9 C
سائو پائولو
18 ژانویه سال 2020

داستان یک اچ آی وی مثبت که نیست "یکی دیگر!

پیش فرض تصویر
داستان های مثبت شهادت افراد مبتلا به ایدز گواهی نامه HIV مثبت توصیفات از افراد مبتلا به ایدز زندگی می کنند مشتریان از افراد مبتلا به اچ آی وی شهادت شخصی از مثبت داستان های مثبت

این داستان HIV مثبت متفاوت است. فرشته .... حتی در محدوده ی تنهایی، این زن منتقدانه اجازه نمی داد خودش را پرحرارت کند، اما او بسیار، بسیار آزمایش خون

آیا می خواهید بدانید که زندگی با ایدز چیست؟ اینجا را کلیک کنید این لینک در پایین صفحه قرار خواهد گرفت!

یک زن HIV مثبت است "Sui Generis"

بله هیچکسی نبود و باز به نظر نمی رسید. هنوز زمان ترس بود، تبعیض خام بود. به هر حال، من هرگز موفق به گرفتن شماره تلفن از این خانم جوان، و در نهایت، زندگی حرکت می کند دور. چه اتفاقی برای او افتاده است؟ خوب .... در این دنیا، که فرشتگان نیست، من او را نمی بینم، و هنوز هم کمتر می دانم هر چیزی در مورد او و حتی سرنوشت خود. با محاسبات من، اگر شما، فرشته، هنوز هم در میان ما، آن را نزدیک به سال 49، 58 است شاید، شاید 57، من می توانم می شود جای تعجب afirmarNão. من به مردم احترام می گذارم و فقط می خواستم بدانم که آیا هنوز زنده است

در زندگی من، من همیشه به حال بسیار تا ثابت کنند که من می تواند به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست، همیشه سعی کردم دیوانه وار به عشق مانند بدون صلاحدید بسیار، از فکر آن می تواند این باشد که مرد بعد من به طور ناگهانی در یک مهمانی، یک سفر می دانستند، در هر نقطه، زمانی که آن را به طور ناگهانی بدون معیار انتخاب زیادی بود.

من از تحقق کامل انتظار داشتم که از "هرکس" بیرون آمد ... و با آن سعی کردم، جستجو کنم، به من بدن و روح را برای بسیاری به ارمغان می آورد البته، البته، از من سزاوار نبود ... و من نمیتوانستم آن را ببینم.

تا یک روز، در پایان 89، یکی از این تلاشهاست شما خودتان را پایدار می گذارید و ازدواج کرده ام. و آن طولانی بود، پایدار. (Infinito enquan .... Eita خوب سوال برای ناشر سه و شانزده Matina!)

مطمئنا او شایستگی زیادی نداشت که شاهزاده من را تحسین کند، اما بهترین مشخصه ای که پسر داشت، نشان دادن تمایل به حضور در کنار من بود ... و با من ادامه دهد ..خدا میداند چه زمانی است.

و این چیزی بود که من بیشتر مسحور شد و او شده است.

HIV مثبت است؟ بله فرشته؟ من نمی دانم

بیش از 5 سال پیش بود، و من در همراه خودم فریب بیشتری ندیدم، اما من به او وفادار بودم و ترس زیادی از آن بود قدمت برای ترس از تنهایی را پایان دهید و ترس، بسیار، بسیار ترس، از افتادن به این جهان، به دنبال چنین عشق دوباره .... به ویژه در حال حاضر در این ایدز، اگرچه ... خوب .... با زندگی که خودم را در این چرت زدن ادامه دادم، همیشه تصور می کردم که من یک نامزد قوی برای مثبت بودن HIV بودم. من قبل از استفاده از کاندوم استفاده نکرده بودم و بسیاری از دوستانم را مورد آزمایش قرار دادم. اما جرأت گرفتن تست خون چیست؟آزمایش خون؟

93 در یک مناسبت است، من تا به حال به انجام برخی آزمایشات را برای ورود به یک شغل جدید، و من آنها را برای تست HIV پرسید ... و UFA ریشه کن می شد، خدا را شکر خواسته است.

و من وجود دارد، زندگی کوچک من با شرکت دوست پسر من، empreguinho من - من فوق العاده سالم، روحیه بالا، زنده است.

من در حال حاضر HIV مثبت هستم و این را نمی دانم. "من ترسیدم"، اما ....

مثبت بودن یکی از چندین نفر
بله او هرگز حتی "مانند این بود،خیلی دوست دارم"! او همیشه از خود مراقبت می کرد. من به یاد چت به او و در یک نقطه او گفت که او قصد دارد به کار کردن و تنها پنج یا شش ساعت بعد دوباره آمد! او قطعا "یک" منحصر به فرد بود او قطعا "منحصر به فرد" بود، تک تک

در اکتبر 96 رابطه در نهایت بدون دلیل بسیار خاص به پایان رسید ... اشباع، و قطعا هر دو طرف بود.

من می خواهم به نگاه به اطراف و پیدا کردن یک دوست پسر جدید آغاز شده است - تا به حال برخی از توهمات شاهزاده جذاب در سر من، اما من می خواستم به آرامی پیش بروید، در تلاش برای انطباق با زندگی در "زن مجرد".

یک ماه برای تشخیص HIV مثبت!

آیا زمان زیادی ندارد - یک ماه بعد، دوست پسر سابق است که در پی به من هشدار می دهند که تست HIV (چه کسی می داند که چرا او mused در به انجام این آزمایش) ساخته شده و به یک نتیجه مثبت است.

این هدیه من از 40 سال زندگی بود: تعهد به آزمون، در مقابل این بیانیه او - مردی که با آن در طول سال 6 عاشق شدم، بدون اینکه از من محافظت کرد ... و همچنین از خودم محافظت نکردم. من، کلودیوس، هرگز نمی دانستم بار ویروسی شما! امیدوارم او تاکنون زنده است به دانستن غیر قابل کشف برابر با غیر قابل انتقال است!

نوار سنگین و گاو نان

تست سیجنسی مثبت اچ آی وی
دکتر نمونه خون را چک کنید

ببینید، درمان یک بار یک نوار بود. در آن زمان او، فرشته، و من، و همچنین به عنوان مارا، بئاتریس پاچکو، باب ولپ و دیگران، مانند سیلویا آلمیدا از شروع درمان، درمان با داروهای آغاز شده، به آنها را، ما این تصور که ما در حال گرفتن آب بود با ذغال سنگ، به معنای واقعی کلمه. اما من فکر کردم: این زندگی است. یا حداقل بقا، بداهه نوازی زندگی تا زمانی که همه چیز را بهبود بخشد و، در واقع، آنها بهبود یافته است.

من به یاد داشته باشید که قرص های 44 شمارش شده را گرفته اید دو روز

امروز، یک قرص با سه مواد مختلف فعال، اغلب در نظر گرفتن تنها یک روز، فقط.

اما من در اینجا در یک وبلاگ رب یک چیز احمقانه من و اینجا کشانده است. از جمله وبلاگ، این دستگاه ظاهری که هرگز نام شخصی خود گفت. و مردم به او ایمان آوردند. مردمی، من می خواهم به سوزانده شود، وقتی من بمیرم و اگر من نوشتن یک کتاب که ذکر یک نام گرفته شده از این وبلاگ، شما می توانید خاکستر من در سرگین گاو پرتاب، شما باید (بود) به دست آورده است

و این رنج بود ... دشوار بود، خیلی زخمی شد ... من می دانستم که من هیچ فرصتی برای منفی بودن آن ندارم ...احمقانه بود که من آلوده شدم ....

من فکر می کردم که قرار بود روز بعد به مرگ، ترسیده بودم که حتی نفس کشیدن به برخی از بیماری های موجود در هوا نمی رسد!

و سوال این بود:

"چه کسی آن را به به که این بمب؟؟" و سپس با خودم فکر کردم:

- "این نگرانی چه خوب است ... ما هر دو infectados..temos تر این است که ما برای ؟. مراقبت"

افکار نورد در سر من: - "خدای من .... چه اشتباهی، من آن را به او دادم، چیز بدی است ....

من اچ آی وی مثبت بودم و از هر کسی که ممکن است از من گذشت، تسلیم شوم

سپس فکر کردم: "او آزادی زیادی داشت .... او به تنهایی بیرون آمد، او مطمئن شد که آن را گرفته و به من صدایی که من را هدایت می کند گفت: "شما دریافت آنچه که شما خواسته، سزاوار نیست، سونی، و نه کلمه خود را."

زمان بسیار دشوار به خصوص در جنبه های عاطفی، چرا که تا امروز ویروس خانواده من را پنهان کن و بهترین دوستانم.

خوشبختانه من اقتباس بسیار خوبی به دارو و بدن من به سرعت پاسخ داد، به زودی رفتهاند بار ویروسی و افزایش CD4.

من دوباره با دوست پسر خود را برای بیش از یک سال بود ... من فکر می کنم به عنوان "چوب" به یکدیگر است، اما ما به پایان رسید در حال دور شدن است.

او به زودی با یکی دیگر چیده شده و من به عقب بازگرداند.

از آن به بعد، برای من ارتباط جدی و خصوصا با جنسیت دشوار است، زیرا همیشه فکر می کنم باید بگویم که من برای کسانی که خواهان رویکرد جنسی هستند، مثبت هستم. بسیاری از آنها فرار می کنند و آنها را وحشت می دهند و برخی حتی به من اعتقاد ندارند؛ زیرا فکر می کنند افرادی که مبتلا به HIV هستند بیمار می شوند و زندگی بیمار را هدایت می کنند، در حالی که من یک زن فوق العاده سالم هستم، و معصومانه کنار، بسیار زیبا است.

این سخت ترین جنبه از زندگی من است.

مثبت بودن و زیبا بودن و جذاب بودن! وظیفه دشوار

اما در موارد دیگر، زندگی من خیلی زیاد شده است، اما خیلی در آن سالهای 4، زمانی که به گذشته نگاه می کنم، احساسی احساس می کنم.

من، زندگی ناراضی با این اشکال، شروع کردم به خودم نگاه، من شروع کردم به درک بسیار بیشتر سازگار است و من یک زن بود، دانستن ارزش من و همیشه با در نظر گرفتن بهترین راه حل برای من در تمام جنبه.

نه بیشتر پذیرفته شده "هر" زندگی ... نه بیشتر پذیرفته شده "هر چیز کوچک" ... من همیشه به دنبال و سزاوار این زندگی خوب است ..

یادگیری و یادگیری

من هم یاد گرفتم برای دیدن همه چیز بهتر است، و چه چیزی بد است، من قدم دور.

حالت من همیشه بسیار بالا بود، پس از آن و در حال حاضر، قبل از این تجربه، آن را بسیار دشوار است برخی از besteirinha ترک من زده است.

من کسی هستم که به همه کسانی که مرا احاطه می کنند قدرت می دهد و به سختی می دانند که حیوان کوچکی که در داخل من وجود دارد... این درس طول می کشد ... اما مطمئن بود!

HIV مثبت است؟ بله .... درست است اما هیچ کس نیست از آن من مطمئن هستم!

من امروز خودم را دوست دارمبا اچ آی وی با من زندگی می کنند.

قبل از او (اچ آی وی) من فقط عصبانی شدم

این در اینجا داستان یک زن مبتلا به سرووزوپاتی ثبت شده است که دیگر کسی نیست که بیشتر از آن است، و بله، داستان من از استحکام است به همه شما منتقل شود.

http://soropositivo.org/wp-content/uploads/2009/05/0niLOyhCd5g?rel=0
یک یادداشت مهم از ویرایشگر:
در حال حاضر، چندین پاراگراف فوق را در اختیار شما قرار داده ام، که می گوید روز تولد پیشین 40 نتیجه مثبتی بود! تقریبا بیست سال گذشت، فرشته، و من از شما چیزی نمی دانم و خواندن:

طغیان نمی داند دانستن اینکه چه کاری برای روزهای طولانی انجام می دهید، نه دانستن اینکه چگونه می توانید کارهایی را که فکر می کنید را متوقف کنید و نه دانستن اینکه چگونه اشک ها را در مقابل یک آهنگ متوقف کنید و نه دانستن چگونگی غلبه بر درد سکوت که چیزی را پر نکند، غلبه کنید.
بلند شدن نمیخواهد بداند. نمی خواهم بدانم اگر او با یک دیگر باشد، اگر او خوشحال باشد، اگر او باریک تر باشد، اگر زیباتر باشد. طغیان این است که هرگز نمی خواهم بدانم که چه کسی دوست دارد، و در عین حال، درد می کند.

ژوئیه 1988

https://www.facebook.com/CronicasDeMarthaMedeiros

در زندان این دوز برای ماموت است!

مقالاتی که ممکن است بخوانید

4 به نظر می رسد بحث در اینجا شروع می شود! شرکت کنید

سلام! نظر شما همیشه اهمیت دارد چیزی برای گفتن دارید؟ اینجاست! هر سوالی دارید؟ ما می توانیم از اینجا شروع کنیم!

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.

Automattic ، Wordpress و Soropositivo.Org و من در رابطه با حریم خصوصی شما هر کاری را انجام می دهیم. و ما همیشه در حال بهبود ، بهبود ، آزمایش و اجرای فناوری های جدید حفاظت از داده هستیم. داده های شما محافظت می شود ، و من ، کلودیو سوزا ، در این وبلاگ 18 ساعت یا روز کار می کنیم تا از جمله موارد دیگر ، امنیت اطلاعات شما را تضمین کنیم ، زیرا من پیامدها و عوارض انتشارات گذشته و مبادله را می دانم. من سیاست حفظ حریم شخصی Soropositivo.Org را می پذیرم سیاست حفظ حریم خصوصی ما را بدانید

نظر شما بسیار مهم است!

آیا می خواهید نظر خود را در مورد Blog Soropositivo.Org بیان کنید؟

در صورت تمایل ، ایمیل خود را تهیه کنید ، بنابراین ما یک پاسخ برای شما ارسال خواهیم کرد.

در صورت تمایل ، ایمیل خود را تهیه کنید ، بنابراین ما یک پاسخ برای شما ارسال خواهیم کرد.

ممنونم ما از بازخورد شما خوشحال هستیم و به زودی به زودی بازخواهد گ