اچ آی وی ممکن نیست بدن شما ممکن است علائم سمیتزایی داشته باشد

پیش فرض تصویر
داستان های مثبت ایدز ایدز پس از Dos 50 کاندیدیازیس بار ویروسی زوج های Sordiscordant داستان های مثبت پنجره ایمنی جوانان و ایدز آیا می توان جنسیت جنسی را انتقال HIV! رابطه جنسی دهانی ریسک چیست؟
ممکن است نباشد اچ آی وی! این عبارتی است که من تکرار می کنم ، در واقع تکرار ، ده ها بار در هفته برای تعداد قابل توجهی از مردم.
این خط کار در Whats 'App رفته است

اچ آی وی ممکن نیست ممکن است بدن شما فقط به علت اضطراب و استرس برای ترس از ابتلا به آلزایمر بدن شما باشد.

بنابراین داستان من خوانندگان عزیز را شروع می کنم، اما قبل از توضیح در مورد روانشناسی، من نیاز به بازگشت به جدول زمانی و همه چیز را که برای من اتفاق افتاده روایت می کنم. من با متون خیلی خوب نیستم، بنابراین اگر نقصی در توافق یا سایر "شکافها" وجود نداشته باشد، مهم آن چیزی است که من قصد دارم گزارش دهم. داستان من آغاز می شود در 15 اکتبر، در 15 اکتبر به یک سفر کسب و کار، پس از انجام همه که تا به حال به در آن شهرستان قبل از بازگشت به هتل من تصمیم به رفتن به یک نوار برای آبجو انجام داده، من باید گرفته اند 5 گردن بلند است، در حالی که نوشیدن در نوار متوجه شدم که یک دختر شد من به تماشای من ازدواج فقط نمی دادن طناب است.

مست، گرفتار، نعوظ (...)

اچ آی وی ممکن نیست
خوب، من دی جی هستم و من در خانه ای که در آن سرنوشت، با وجود تمام تلاش های من، کار خود را انجام دادم، من را در جایگاه * رئیس * "رقاصان" قرار دادم. رقصنده فرم ظریف و عرفانی است که آنها برای استفاده خود داشتند، که به آنها، صاحبان خانه ها کمک کرد، برای کشف جادوگری. و متأسفانه در آن شرکت کردم. من به صحبت به یک قاضی کردم و او گفت که در صورت حمله و دستگیری من می شود به عنوان یک * قربانی * اختصاص داده است، به این دلیل که "سیستم" برای من شکست خورده (و این قطعا یک حقیقت بزرگ) اجازه نمی من یکی دیگر از منابع ، و من آنها را نداشتم، اما به کارهایی که به طور خلاصه انجام شد، به طور خلاصه، آن را به سرقت، تجاوز و یا ترور شدم کمتر جدی بود. همیشه به من اعتماد می کنم که حتی در سخنرانی یک قاضی حامی حفظ حجاب فیزیکی و / یا مادی است. اما دختران به من گفتند که با "مردی که در قایق سواری گرفتار شده" بیرون می رود و برای نوشیدنی های بیشتر در هتل می پرسد. و این نسخه آنها است، مرد به سرعت خواب می گیرد و بدون خاطرات بیدار می شود. بقیه که می توانید تصور کنید جنس فوق العاده بود !!!
پس از گرفتن برخی از 5 و در حال حاضر وجود دارد از بغداد (من نوشیدنی نیست، هر دو قوطی در حال حاضر ترک من تغییر) من تصمیم به بازگشت به هتل. وقتی که من به ماشین من می دانم که آن زن جوان همان کسی است که من را تماشا کرده بود من به ماشین را دنبال کرده بود و برای کوتاه کردن متن، به حال رابطه جنسی سمت راست وجود دارد، ما جنس محافظت می شود، و یا تقریبا محافظت می شود، دهان فعال و فعال بدون کاندوم ساخته شد. روز بعد ، وجدان به خاطر خیانت به همسرم سنگین بود ، حتی بیشتر به دلیل اینکه باردار بود.

اچ آی وی ممکن نیستوزن در آگاهی و "شیر ریخته شده".

اما سوار ماشین شدم و به شهرم برگشتم ، زندگی آنچه در ادامه می آید ، فایده ای نیست که بر سر شیر ریخته (به معنای واقعی کلمه) باشد ....

بازگشت به شهر من حدود دو هفته بعد از آن شب، انجام تمرینات به پایان رسید تا ترکیدن 3 فتق در گردن رحم، من بسیار بد بود، من به درمان با کورتیکواستروئید حال، آخرین تزریق من از استروئیدها در هفته 22 دسامبر 2 بعد از من بود کاندیدیازیس را در دهان داد!

جستجو در گوگل و نتایج شما

من CLUUDIO SOUZA، من نمی توانم گوگل پاسخگو باشم گوگل معتقد است که بهترین بر مبنای الگوریتم های آن ارائه می دهد. اما آنها فقط "الگوریتمی" هستند و ارزش قضاوت را ندارند! اگر آنها ...

من به تحقیق بر روی درمان رفتم و یکی از جستجوهای گوگل آنجا نوشته شده بود:

کاندیدیازیس ممکن است در مرحله حاد HIV به نظر می رسد، در همان زمان بود اهمیت زیادی نمی دهد، من شروع به انجام درمان خود به خود (فلوکونازول خوراکی نیستاتین +) نشان داده شده با داروساز، در عین حال او گفت:
مطمئن باشید که در یک هفته این اتفاق می افتد، این به دلیل تزریق هایی بود که انجام دادید! بعد از یک هفته، هیچ چیز از آن شفا یافت، اما قابل توجهی کاهش یافت درست در پایین زبان او وجود دارد. من به خاطر داشتم که رابطه جنسی دهانی ، جستجوی گوگل در مورد HIV صحبت می کند و همین ، وحشت نصب شده است و مطمئن هستم که من HIV مثبت هستم. من شروع به وحشت کردم ، عیسی، آیا من به HIV مبتلا شده بودم و هنوز هم آنرا به همسرم که باردار است منتقل کردم ؟! (صحبت کردن Cláudio: چرا همه افراد ، حتی من ، در هنگام خفه شدن از عیسی یاد می کنند؟) من شروع به ایجاد سندرم هراس ، OCD و سایر بیماری های روانپزشکی کردم ، در طی یک ماه من احساسات همه علائم مرحله را تجربه کردم. حاد (به جز تب) ، اما احساس گرما و درجه حرارت من همیشه در 37 °. (...) مصمم و با اطمینان است که اچ آی وی داشت گل یک بیماری عفونی، عفونی آمدن به نظر من او تمام آزمایش های لازم به تصویب رسید: HIV1 و 2، شمارش خون، گلوکز، کلسترول، در نهایت، آزمایش بسیاری است که حتی به یاد داشته باشید نیست.

متن سریع HIV
آزمایش سریع HIV در مراکز درمانی و مراکز تخصصی بصورت رایگان انجام می شود. اگر آزمون را بگیرید و مثبت است ، یک آزمایش تأیید دوم انجام می شود. اگر این اتفاق می افتد ، وحشت نکنید. در آنجا زندگی با HIV. این ممکن است دشوارتر باشد ، اما ما خوب می بینیم ، تا زمانی که از خود مراقبت کنیم. و کنکور ، خود آزمون هم یکسان است ، با تفاوت تاسف آور و تاسف آور که امتحان سرد است. اگر آن را در یک سینی نقره ای با آب خالص در یک کاسه کریستالی تحویل داده شده بود….

من HIV1 و 2 نسل چهارم را انجام دادم در بهترین آزمایشگاه در شهر، نتیجه: منفی است.

من به متخصص پوست متوسل شدم و او را اطمینان دادم آرام باش، اچ آی وی ندارید، اگر این امتحان را داشتید که قبلاً آنرا شناسایی کرده بودید ، آن را با پنجره بالاتر از حد توصیه شده انجام داده اید ، مشکل شما روانپزشکی است ، فوراً به روانپزشک و روانشناس بروید که آنها به شما کمک می کنند ، آنچه شما انجام می دهید ، سوماتیزه شدن است ، زیاد خوانده اید. گوگل ، درست است؟ من ، کلودیو سوزا ، به تازگی یک حکایتی معتبر را به خاطر آورده ام. در ورودی مطب پزشک ایتالیایی ، چیزی نوشته شده است که مانند این موارد پیش می رود: و یک موازی جالب وجود دارد. من چهار ماه در یک شرکت کار کردم و به همراه یکی از دوستانم از نگهداری رایانه های ارائه شده توسط مشتریان مراقبت کردم. من به جزئیات جادوگری این اثر نمی پردازم. اما یک مشاهده جالب از همکارم وجود دارد "آزمایشگاه"

او به من گفت، با اشاره به مشتریانی که با رایانه و یک تشخیص همراه بودند:

آیا کارت ویدیو "

و او به من گفت، مثل من به دفتر دکتر رفتم و به دکتر گفتم

"من دکتر سرطانی هستم."

ما خیلی خنده دار هستیم، اما هنگامی که به رایانه می آید، مشکل حل آن بسیار آسان است، اگرچه اغلب توضیح می دهد "کدام چیپ ست و هزینه تعمیر با BGA است گران است و هزینه های تجهیزات می کند زنده ماندن تجاری از کسب و کار اجازه نمی دهد و در نتیجه ما را مجبور به تغییر مادربرد" .... - پاسخ oara آن است که معمولا چیزی است که برای آن حرف ندا وجود ندارد اما از شما در تلاش برای توضیح چیزی ذاتی به حرفه خود را قبل از "لیمن" و بیان آشفته و نگران کننده از حیرت و تعجب فکر می کنم!

این بیشتر یا کمتر به زودی! (I.e. و با HIV مقابله کنید ، ایدز, WINDOW ایمونولوژیکی این بسیار جدی است ، و در خطوط عمومی ، خود دارویی راهی است که می تواند به آن از بین برود! من آنجا ترک کردم، ویران شد، فکر کردم چه گناهی عفونی بود کسی که همه چیز را احساس کرد و به من گفت که به روانپزشک مراجعه کند. (بدترین بیمار روانی دقیقا همان کسی است که می گوید او نیازی ندارد. به شدت مورد نیاز !!!!!!!!!) از آنجا که من به انجام آنچه که او گفت ، پایان دادم که درمان را شروع کردم و حدود 1 هفته پس از شروع دارو علائم از بین رفت ، اما مطمئنا هنوز در سر من کاشته شد، من HIV داشتم! در 4 ماهگی و هنوز مطمئن بودن از ابتلا به HIV ، نتوانستم تحمل آن را داشته باشم و مجبور شدم به همسرم بگویم ، - کلودیو صحبت کرد: یکی از زیباترین ژست های کرامت که تا به حال دیده ام و تاکنون برای من بی سابقه است - - ادامه یابد تمام امتحانات لازم را انجام دهید ، من به صورت سیلی خوردم (سزاوار - CSouza: موافقم) اما بیا ، پارانویای من آنقدر زیاد شد که من در همسر و پسر 10 ساله ام علائمی دیدم ، فکر کردم چند صد بار خودم را بکشم. بعد از گذشت 4 ماه من و همسرم به CAT رفتیم ، آزمایش سریع و نتیجه ای را انجام دادیم:

واکنش پذیر نیست

اما سر من، بنابراین وسواس بود و علائم آنقدر واقعی است که من باور نمیکردم بودند، نگاه سایت های منسوخ شده صحبت کردن در مورد ماه پنجره 6 9 ماه، پس از آن که مشکل من بزرگ و بزرگتر شد، زمانی بود که در یکی از این مطالعات این وبلاگ، که امروز من می توانم از دوست خود Cláudio Souza تماس بگیرم، آن را شامل تمام اطلاعات بیشتر در مورد ویندوز و بسیاری از چیزهای دیگر، اما من نمی توانم خودم را متقاعد کنم.

با روز 130 من به متخصص پوستم بازگشتم، خشمگین شدم، در اشک، و گفت:

دکتر، نمی تواند باشد من اچ آی وی دارم، امتحان خاصی به من بدهید من به یاد داشتم ، فقط یک مورد ، که برای من ، نمادین بود: بعد از گفتن من مرا به لبه ناامیدی کشید.من به برج می روم"! و من منتظر تماس پلیس بودم و سعی کردم ارتباط خود را با "چیزی" ببینم، این اولین بار نبود - او به من گفت: من ایدز دارم و آزمایش می کنم سپس متوجه شدم که او من را مسدود کرد و تا شش ماه بعد ظاهر نشد. وقتی پرسیدم: چه اتفاقی افتاده؟ آیا شما متقاعد شده اید؟ نه! سپس آن را مسدود کردم و بعد از اینکه من چیزی تصمیم می گیرم .... کسانی که می دانند من به خوبی می دانم. تصمیمات من یکپارچه است " بیایید با دوست روانی خود ادامه دهیم…. آنگاه بود كه فرمود: پسر ، من این را به تو ثابت خواهم كرد شما ایدز ندارید !!! من لازم نیست این امتحان را منتقل کنم، اما همانطور که من در حال تماشای ترس شما هستم، اطمینان دارم که من یک امتحان به نام Quantitative PCR، [مشاهده توسط Cláudio Souza: روش نامناسب و آن را غم انگیز من برای دیدن پزشکان عبور از این پیام] این آزمون فقط به افرادی که عاقل اچ آی وی هستند منتقل می شود و اگر شما آن را داشته باشید و آن را ندارید! شما در این ماه 4 بیش از 40 کپی خواهید کرد !!

کام روز 135 امتحان کردم، نتونستم پیدا نکنم !!

در آن زمان امداد امدادگر شدم، اما همانطور که هنوز در معرض وسواس بودم که معتقدم که هنوز HIV دارم، به گوگل برگشتم (لعنت گوگل) و در یکی از این تحقیقات PCR من کشف کردم که یک وضعیت به نام وجود دارد کنترل کننده نخبهفرد دارای ویروس است اما بار ویروسی غیر قابل کشف ، آماده ، وحشت دوباره نصب شد ، من صبر کردم ، منتظر ماندم ، منتظر ماندم و امروز با 6 ماه قرار گرفتن در معرض احتمالی ، تصمیم گرفتم آزمایش HIV دیگری را نیز انجام دهم ، لازم داشتم که با آزمایش های فعلی ، غیرممکن باشد که فرد پس از 6 سال HIV را تشخیص ندهد. ماه ها ، این اتفاق فقط در زمان کازوزا و فردی مرکوری اتفاق افتاد ...

[برخی از عبارات بی معنی هستند ، اما ...] من به همراه همسرم به CAT رفتم و فهمیدم ، نتیجه ، حدس بزنید که چه ؟! باز هم ، هیچ معرف !!! امروز درد و رنج من تمام شده است ، امروز تصمیم گرفتم به علم اعتقاد داشته باشم و از وضعیت پریشانی که در آن قرار داشتم خارج شوم!

امروز من باور دارم که ذهن قادر است، آن را تا به قدرت بی اندازه بعد از جستجو در گوگل در مورد psicossomatização، افرادی که به کور وجود دارد و پس از 6 ماه روانکاوی به را ببینید، اگر فکر می کنید که این بیمار، به شما خواهد شد بیمار شوید

بنابراین شما دوست من ، که تمام آنچه را که گذراندم می دانم (من از مواردی که 67 نفر امتحان را می شناسم می دانم و هنوز هم آن را باور نمی کنم) ، نکته من این است که از این حالت خارج شوید ، زندگی خود را ادامه دهید ، خوشحال باشید ، بسیاری از افراد می خواهند نتیجه اینکه شما بعد از امتحان معاینه می کنید و آن را ندارید ، و مجبور هستید تا آخر عمر در کنار این بیماری بمانید ، پس آن را بپذیرید و خوشحال باشید. برای من یک یادگیری بی حد و حصر وجود دارد ، و احترام زیادی برای افرادی که به این بیماری مبتلا هستند ، اعتقاد داشتم که 6 ماه مبتلا به ویروس اچ آی وی باشم ، زیرا این امر ناراحت کننده بود. اچ آی وی مجازات نیست، آن را مترادف با گناه نیست، بلکه طبقه، جنس و رنگ را انتخاب نمی کند. هیچکس سزاوار بیماری نیست. پیام من این است که من نمیخواهم از درد و رنجی که تجربه کرده ام رنج ببرم:

USEM SHIRT !!! در تمام ارتباطات، از جمله دهان و دندان
کاربر آفلاین است

درباره روانپزشک و تصمیم حرفه ای من در مورد حضورم در برنامه Whas. در ابتدا از این واقعیت که بیشتر در معرض دید قرار گرفته و برای همه پیشنهاد شده است:
من یک دکتر نیستم آنچه که من باید ارائه دهم، سالها تجربه خوبی و بدی نسبت به 1 / 4 تقریبا یک چهارم قرن است که در آن حتی در CRT-A داوطلبانه در طول زندگی در خانه پشتیبانی Brenda Lee شرکت کردم. کاملا دشوار است زندگی می کنند، اما آن منحصر به فرد، من را تغذیه کرد، به نوعی به من امیدوار بود، اما برای من از خدای الهی خواسته ام که مجبور به بازگشت
روانپزشک من ، روز دوشنبه گذشته ، XNUMX مارس ، از طرف من ، براساس معلومات خوب و ضمنی پنهان کاری در رابط پزشکی / بیمار ، از من دعوت شد تا "از لیست مخاطبین من پیمایش شود و به آنها اخطار داده شود که آنهایی که بدون تصاویر هستند ، در سطرها قرار دارند. به طور کلی ، از افرادی که پس از سودمندی من ، من را مسدود کردند. مفید بودن ...
او شوکه شد و با در نظر گرفتن وضعیت دردناکی استرس زا که من زندگی می کنم و تجربه می کنم، گفت: بله، تصمیم من برای این درب را بست, خوب انجام شد همانطور که گفتم از او در آخر متن مراقبت خواهم کرد. و من می نویسم ، من به دنبال چه چیزهایی بوده ام و هیچ ارتباطی با آنها ندارم ، پس از مسدود کردن ، به طور منظم این افراد و روانپزشک من دیدند که من در سال 2016 وارد می شوم. فقط کسانی که من خوب می دانم باقی خواهند ماند. دوست شدن! و ، می توانم یک عبارت را نقل کنم. یک نفر به من گفت:

"نه! هیچکدام از این !!!!!! ما دوستان هستیم، برای بقیه زندگی ما! "

خوب، من مسدود شده ام، و من می دانم که من حداقل دو هفته و بدون حتی خیلی زود !!!!

این اولین بار نیست که او به من توصیه می کند که "دست های خود را بشویم". بار اول زمانی بود که من ، آگاه شدم که به دلیل خطرناک زندگی در هنگام بازگشت ، نمی توانم دوره نامه ها را در UNIFESP ادامه دهم ، هنوز هم در قفل شدن یا ترک کردن ثبت نام تردید داشتم. در سال 2016 بود. من به شهر دیگری نقل مکان کردم ، تلفن همراه من تغییر می یابد و فقط افرادی که با من ارتباط واقعی دارند مسدود نمی شوند ، نه به عنوان یک کیف دانش و از امروز 20 (بیست و یکم مارس 2019) (دو هزار و نوزدهم) ، کار برای برنامه چه هزینه ای دریافت می کند ، "طرفدار" با هزینه 10,00 دلار $ در هفته ، که من برای ارتباطات از طریق TEXT بین ساعت 11:30 و 19:45 می توانم از آن استفاده کنم. دوستان ، دوستان کار ، و این کار است ، چیز دیگری است خوب ، شاید شما بخواهید در مورد آن بخوانید بیمار لندن یا داستان را از فردی که برای من مقصر بود، فریب دادم؛ من هیچ شجاعت برای گفتن نداشتم: اولین فاجعه من، اولین فاجعه پس از تشخیص عاطفی من:مارچیا 1996 +"من نمی دانم ... درباره من ، کلودیو سوزا => فیلم زیر با من بسیار صحبت می کند! https://youtu.be/NNBdJ7crU2M?t=101
گزارش

متن های زیر ممکن است مورد توجه شما قرار بگیرند!

سلام! نظر شما همیشه اهمیت دارد چیزی برای گفتن دارید؟ اینجاست! هر سوالی دارید؟ ما می توانیم از اینجا شروع کنیم!

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.

Automattic ، Wordpress و Soropositivo.Org و من در رابطه با حریم خصوصی شما هر کاری را انجام می دهیم. و ما همیشه در حال بهبود ، بهبود ، آزمایش و اجرای فناوری های جدید حفاظت از داده هستیم. داده های شما محافظت می شود ، و من ، کلودیو سوزا ، در این وبلاگ 18 ساعت یا روز کار می کنیم تا از جمله موارد دیگر ، امنیت اطلاعات شما را تضمین کنیم ، زیرا من پیامدها و عوارض انتشارات گذشته و مبادله را می دانم. من سیاست حفظ حریم شخصی Soropositivo.Org را می پذیرم سیاست حفظ حریم خصوصی ما را بدانید

%d وبلاگ نویسان مثل این: