Jackye، زنبور عسل (zum، zum) 10 سال با HIV است

زنبور کار می کند
Jackye خواهد زن از زندگی من شده است، اگر من شدند به نوشتن است که او زن زندگی من بود ... من ... نه و من اجازه او بروید، اگر فقط به این دلیل هیچ چیز می تواند او را در تلاش خود را برای تحقق متوقف! ... واقعیت این است که اگر سالها تا زمانی که من ملاقات زن زندگی من، و به فرانک، من در بر داشت. چیزی که من می خواهم به Zum Zum، این است که او یک مرد ناراضی، قادر است که مایل به تغییر جهان، به عنوان من سعی می کنم، زیرا این راه تنها می تواند دیدار این دختر از گیسوان مجعد، من به عنوان یک تصویر سیاه و سفید را دیدم ، او به من از طریق ICQ در یک زمان فرستاده می شود که به آن نیاز دقیقه 20 برای انتقال یک عکس! من می خواهم به فکر می کنم که او زنده است، با برادرزاده خود را افزایش یافته است، شاید با یک پسر و یا دختر خوشحال، من نمی دانم، لا پاتاگونیا، که او بسیار دوست داشت. اما من نمی دانم ... و درد است که لطمه می زند درد نمی دانستند ...

و ... به ابتکار خود و بی قراری شما را به شما تبریک میگوییم. Urgh خوشنودی نرم افزار. امید و خشم Vivas!

توانایی خشمگین شدن در آنچه کج شده است، از ناعادلانه است، از آنچه که غیرانسانی است، بهترین ابزار اندازه گیری است عظمت یک انسان.

بدانید، کلودیوسکه شهادت خود را در مورد حرفه خود را برای من مهم بود.

من از آنچه که من در آن لیست دیگر به عنوان خوانده شده صحبت می کنند، نمی دانم اگر به شما گفته است که بخشی از داستان زندگی او را.

داستان است که می تواند کمک بزرگی برای کسانی که ممکن است احساس خستگی یا شکست خورده باشد.

در "خود کمک کتاب" صلیب عقیده، که چگونه من از آنها بدم میاید آن تعمیم.

اما داستان زنده است، زننده از یک انسان است که در اینجا، inteirão، حقیقت، و به ما فرصتی برای به اشتراک گذاشتن در شادی او و هتک حرمتها را.

به یاد داشته باشید در حال حاضر، یکی دیگر از بیانیه، گروهی از مردم در تلویزیون، سال 4 وجود دارد، من فکر می کنم، و یا کمی بیشتر.

GIV گروه بود. من تا به حال امتحان من "معرف" هنوز در mãos.Nao سوختن بود کوکتل وجود دارد. آینده بسیار ترسناک به نظر می رسید ... و یا هیچ کدام.

امید کمی.

تنهایی، همدم من مرده، ترس، غم و اندوه بسیار زیاد است که من مخفی کرد و صدمه و حتی بیشتر است.

خب، این گروه در مبارزات انتخاباتی در تلویزیون زد:

یک مبارزه پیشگیرانه نیست اما از امید.

یک کیک تولد، این افراد آواز خواندن، شمع با تعداد ده، 10 سال زندگی با HIV.

و در پایان، تصویر، زیبا و خندان، با عنوان:

ده سال که با اچ آی وی زندگی می کنند!

من به یاد داشته باشید من احساس، من نمی دانم، فکر می کنم چگونه آن را احساس می کند، زمانی که یکی به خاک سپرده شده است نجات آتش نشانی باز می شود که سوراخ در زیر آوار و مرد فقیر پایین می بیند نور خورشید وجود دارد .. می تواند شکسته شود، but're زنده!

من فکر نمی کنم ممکن بود، و من اینجا هستم ...

و من بسیار امیدوارم که از آن، این افراد به من گفت:

"هی .. desistaaaaa! "

قلب من شروع به پریدن کرد در سینه اش qdo آن را در تلویزیون دیدم.

من می توانم زندگی می کنند برای دیدن برادرزاده من رشد می کنند تا در مورد رویای آینده برای یک مدت طولانی، احساس باد، خورشید، باران روی صورت من ... این امتیازات است که در اینجا زندگی بر روی این سیاره ...

و این ثانیه 30 در تلویزیون تغییر این دوره از همه چیز برای من است.

این بسیار مهم است.

و پس از آن آمد کوکتل، که هر چه آن است، صرفه جویی در کل یک نسل ...

بنابراین، سل، برای من بود، خواندن شهادت کلودیوس.

حرکت تند و سریع فوق العاده!

من کوشش کرده ام و موفقیت، به آرامی، از گرو در اوردن زندگی حرفه ای من (که راه می رفت کثیف) که عدالت به HIV فقیر انجام می شود، او خود را (از خودم در برابر من، لحاظ جسمی بیمار PQ، هرگز) اما دیگر کار FHC و باند که حکومت این کشور.

و سل نجات رابطه من با جهان است که از طریق رفت و تا کنون: من در اینجا و جهان وجود دارد ...

و من تا به حال پاسخ بسیار خوبی از زندگی است.

این پاسخ که زندگی داد کلودیوس بود، بیش از حد.

هنگامی که ما در زندگی نگاه کنید، به او فرصت بدهد، او همیشه پاسخ بسیار زیبایی است.

و این بی قراری از کلودیوس به من آلوده شده اند.

حالا که مسری است!

سرایت شیرین ...

علاوه بر این، HIV "مسری" است عفونی نیست.

و خسته کننده، و زشت و احمق است.

خب ... در حال حاضر من به خواندن آنچه که شما بچه های اینجا بنویسید.

من حداقل صرف خواهم کرد یک بار در هفته.

اما راه کلودیوس به من آلوده، شما ممکن است در اغلب موارد ...

آغوش

یادداشت سردبیر.

آیا زوم زوم؟ چند بار ظاهر شد.

سپس، خوب، پس او چیزی پیدا کرد، من مطمئن نیستم که چه چیزی به او داد یک ضربه جدید برای زندگی و دور از اینترنت نقل مکان کرد

من هنوز او را به یاد می آورم که به من می گوید زمانی که او یک جیپ را بدون داشتن صلاحیت دریافت کرد و فقط به دیدن پاتاگونیا رفت چطور بود؟

من دوست دارم فکر کنم که او زنده است، خوشحال و دوست داشتنی است، تماشای خواهرزاده او را رشد می دهد و هنوز هم آلوده به نارضایتی من با جهان.

کمک مالی خود را از طریق پرداخت پال btn_donateCC_LG


اگر شما احساس نمی امن با استفاده از carttão اعتباری خود را بر روی اینترنت و هنوز هم می خواهید به کمک مالی، لطفا با ما تماس بگیرید با استفاده از فرم زیر و ما جزئیات ارسال کنید. با تشکر از شما


کلودیوس

زنبور

لا با یکدیگر رقابت

https://www.youtube.com/watch?v=pG2BXpFAqbI

اگر شما می توانید، پشتیبانی کنید

ما پروژه های زیادی داریم، اما منابع نداریم.

از سوی دیگر، ما هزینه های عملیاتی ما را داریم، که کم نیستند.

اگر شما این کار را دوست دارید، می توانید به آن کمک کنید و آن را بخواهید، ما در واکنش ما همکاری می کنیم

با آنچه که می خواهید، ما را حمایت کنید.
این دکمه منجر به حرکت مالی نمی شود. اما، بله، تا زمانی که صفحه vakinha

در هیچ مصاحبه ای دیگر با من رفتار شده است و هرگز در مصاحبه ای که هیچ اتفاقی رخ نداده است، به استثنای Adtrid و Erotika MTV

بله، این عکس من است! برادر یا خواهر من از من خواست برای قرار دادن این تصویر متر پروفایل من! .... من در اینجا شرحی از من که یک فرد به عنوان "هتاک" طبقه بندی شده است. این، در واقع، حسن تعبیر به مرتب کردن آنچه در اینجا بود. من می دانم این است که یک "NGO"، که اشغال یک ساختمان داستان 10 با من همکاری می کند، و من سیاهههای مربوط از زمان مشارکت که خون آشام دیگر چرا که برای هر یک از افراد 150 که از سایت خودم بود، با کلیک کردن بر روی آنها، به طور متوسط، یک نفر وارد شد. وقتی وارد شدم و وارد شدم

پرسش و پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.

ما از کوکی ها استفاده می کنیم تا بهترین تجربه آنلاین را به شما بدهیم. با قبول استفاده از کوکی ها مطابق با سیاست کوکی ما.

پایان خط در اینجا یکی دیگر از گزینه Start را امتحان کنید بازگشت به بالا - کلیک کنید
%d وبلاگ نویسان مثل این: