18.3 C
سائو پائولو
12 ، دسامبر ، 2019

لونالوز! لونالوز! عشق نمایش زنده است!

پیش فرض تصویر
داستان های مثبت

عشق بی قید و شرط

سلام مردم! من عاشقت هستم

سلام این لوونا هست و من تو را دوست دارم

!!!!! من کمی به شما خندیدم ... به زودی من به لیست پیوستم من یک "خوش آمدید" خیلی خوب دریافت کردم ... و جواب ندادم، درست است؟ اما حقیقت این است من شما را دوست دارم، همه

فقط این بود که آرام بود ... فقط خواندن آنچه شما نوشتید ... من واقعا متاسفم ...

خوب، من تقریبا هر روز توسط ICQ "با Cláudius" صحبت می کنم و آن کسی بود که مرا اینجا گذاشت، ما در HIV از UOL.

خوب، من به آغاز ارائه من:

من 22 ساله هستم، من در سائو پائولو زندگی می کردم و زندگی می کنم، تقریبا 5 سال پیش، پائولو که 26 ساله است و HIV مثبت است. و من هرگز از او نمی ترسم: من تو را دوست دارم!

ما فقط به اتمام بود یک سال از آشنایی ... ما از سفر خوشمزه به Camburiú بازگشت و ما که ما می خواست به ازدواج تصمیم گرفته بود، همه چیز خوب بود ... اولین بار ما واقعا خوب بدون بحران بودند .... و من تا به حال (یا باور) غلبه بر مشکلات ما با گذشت او همجنسگرا بود ... یا نه، کشف کرده اند که دارای خصوصیات جنس نر و ماده من به خاطر اینکه من همسر اول او بود ... من در واقع هرگز از حد در مورد آن encanei اما آن سخت بود برای شنیدن جوک heteros و سم همجنس.

اما من همه چیز و هر کس، در مواجهه همه چیز و هر کس، به ویژه مادر من، که البته، در برابر قدمت غلبه کرده بود، هیچ کس درک آنچه که برای ما اتفاق افتاده بود ... پس از همه، از دوستان ما بودند، شب fervíamos و شب را در باشگاه های همجنسگرا و چگونه می تواند سقوط پسر همجنسگرا برای یک زن؟

و چگونه می توانید یک زن در عشق با یک همجنسگرا سقوط؟

به یاد داشته باشید Lunaluz، من به یاد داشته باشید .... شما گشت و گذار در یک موج بسیار بالا بود، و او نیز!

و دوستی؟

اشتباه گرفته شده؟ آیا عشق می تواند با سوء تفاهم ناگوار تاسف بگیرد؟

به این ترتیب آنها گفتند، آیا ما چیزها را گیج نکردیم؟

بنابراین هیچکس فهمید ... و حتی ما، اما واقعیت این است که ما برای یک سال با یکدیگر بودیم و دوستمان را مثل دیوانه دوست داشتیم، و هر روز بیشتر و بیشتر دوستمان داشتیم و بیشتر!

و هنوز بیش از شوخی، سوء سمی و اسکامبو، با سم خیلی زیاد!

و همچنین سوالات زشت مثل این است:

پس چطور این کار را انجام می دهید؟ چه کسی "مرد" در این رابطه است ... ببینید، شما ممکن است تعجب،

چگونه می توانستند چنین جهنمی را تحمل کنند؟


اما حقیقت این است ... ... خوب ... ما صلح خواهیم کرد .... و ما در صلح زندگی می کنیم

تا زمانی که یکی از همکاران ما برای اهداکنندگان خون مورد نیاز به جراحی داشته باشد و به آنجا رفت، خوب است!

شانس بزرگ برای انجام این کار تست اچ آی وی، بنابراین من می توانید شروع به مصرف قرص ... زیبایی است که می تواند رابطه جنسی بدون استفاده از کاندوم داشته باشند ......

من رفتم تا تستم رو بگیرم، حتی حیرت زده شدم!

لی مثبت .. اما این فقط خون من بود O +، چه زیبایی ... همه چیز غیر قابل انعطاف! ماس یا او ... ما؟

او آماده بود.

مسئول گفت که او "یک مشکل" با نمونه داده شده بود و آن نیاز به یک مجموعه جدید ... اوه ... درست است، گفت: آن را بیش از حد "چربی" در خون بود ... در مورد آن را فراموش کرده، اما او نگران شده بود و ساخته شده جدید مجموعه ...

من به یاد داشته باشید آن را دوست دارم امروز بود ... که بعد از ظهر گرم .. من با زیبا اختری و او با چهره ای عجیب و غریب وارد و گفت: او نیاز به صحبت با من به طور جدی، درب قفل شده اتاق خواب و دست من یک کارت حمل ... بخوانید: مثبت w ​​/ هپاتیت، HIV و HTLVبود ... نتیجه امتحانات ....... ....... نمی دانم به من چه کردم، اما .... باور نمی وجود دارد ... نوشته شده توسط یک ثانیه حتی عبور ذهن من است که آن را یک شوخی بود ... اما وقتی دیدم چشمان خود را به من متوجه شدم که .... اولین چیزی که به سر من بود سوال اگر او هنوز هم می خواست با من ازدواج کند .... من می ترسم که او می خواست به دور از من بود ... ما در آغوش گرفت، بوسید و عشق ساخته شده است .. نیمه برای اثبات خودمان که هیچ چیز عوض شده بود ...

از آن روز به بعد آغاز شده شهادت.

من فکر کردم او را فردا، آنفولانزا اول می میرند ... گریه کردم و در سکوت رنج می برد ... نمی تواند اعتماد را در هر کسی به خاطر او هر کسی را می خواهم نه اما من می دانستم که ... چندین آزمون تاییدی و من سل واقعی است که می تواند آلوده ..

از آنجا که سفر به Camburiú من در زمان قرص و کاندوم در طول روز 8 ما وجود دارد استفاده نمی کند ....

4 هنوز هم تا به حال به صبر ماه امتحان ... غم و اندوه به تکرار ... این چیزی است که من احساس ...در آن زمان، من می خواستم برای دادن تست مثبت من.. بسیار اشتباه بود و فکر کردم او را به رنج می برند کمتر اگر من هم مثبت که او نمی خواهد به تنهایی و احساس نمی مگر اینکه ..... چه مزخرف .... من خوشحالم که خداوند عاقل است و شنیده نشده درخواست من .... به هر حال ... من رنج می برد ... و خیلی ... اما من شروع به تحقیق در مورد AIDS، به دنبال گزارش در این موضوع علاقه مند بود، اما او بازی نمی کند .... هیچ چیز ..... در مورد آن ... تا زمانی که من پیدا کردم یک اتاق HIV UOL .. و همه چیز را تغییر ... من ملاقات بسیاری از مردم .. من متوجه شدم که همه چیز متفاوت بود ... من موفق به دریافت تعداد زیادی از پشتیبانی و می تواند سه سال درد و غم و اندوه است که من از آنجا بود که ما می توانیم در مورد حیوان خانگی بدون که توده در گلو من صحبت خالی ...

امروز، ما بزرگ هستند ... من مثبت هستم، من مثبت هستم ... خون کمتر، که تنها جایی است که حیوان خانگی من متوجه نشدم بود و او را بزرگ، لازم نیست که به مصرف دارو، کم CV ... CD4 بالا ... زیبایی، بسیار سالم، بسیار بهتر از آنکه قدیمی و ناخوشایند سروانگاتو ... و خیلی زیباتر ....

به هر حال ... که داستان من برای شما به دانستن کمی در مورد من ...

یادداشت سردبیر، خودم، این احمق احمقانه !!!

لونا ناپدید شد و من در مورد آن شنیده ام هرگز ...

واقعیت این است که ما مخالف جلسه کمی بد بخت که من بی ادب بود و به اعتقاد من، پس او شروع به اجتناب از من.

حیف است.

من و اشتباهات ...

توجه داشته باشید یکی دیگر از.

روز بعد از من ویرایش این متن Lunaluz من نوشت و آدرس ایمیل خود را به من داد تا ارسال. من که Pataquiva من نمی توانستم پاسخ به ایمیل و، متاسفانه، تماس از دست داده بود را نمی دانند.

لونا، اگر شما این متن را دوباره ببینم، لطفا با ما تماس بگیرید.

من خیلی تاسف این سوء تفاهم ها

من از سال 2000 تقریباً بدون کمک این وبلاگ را نگه داشته ام! ما در پایان 2019 هستیم

هیچ کس آنقدر فقیر نیست که حداقل یکبار هم نتوانند کمک کنند. انتخاب شماست. و خداوند به گزینه های شما شاهد است

برای کمک به 10,00 $ برای کمک به 20,00 $ برای کمک به 50,00 $ برای کمک به 100.00 $




























آنچه بعد از تصویر می آید این نیست که شما فکر کنید:
"وای! چگونه او رنج می برد!
این برای شماست که آن را در ذهن خود دریافت کنید که حتی بیش از آن بتوانید از آن عبور کنید!
وقتی می نویسم زندگی با HIV وجود دارد این و خیلی بیشتر است که من صحبت می کنم !!!
با وجود عفونت اچ آی وی ، و حتی به ندرت ، می توانم لبخند بزنم!
من آن را می دانم! پیراهن افتضاح است. من همین لبخند را با یک تیشرت دیگر امتحان کردم. اما دلیل لبخند دیگر جایی نبود! really واقعاً اینگونه است. بله ، آن لبخند بر من نادر است

مقالاتی که ممکن است بخوانید

یک نفر قبلاً چیزی گفته بود !!! و شما ، خواهد ماند!

سلام! نظر شما همیشه اهمیت دارد چیزی برای گفتن دارید؟ اینجاست! هر سوالی دارید؟ ما می توانیم از اینجا شروع کنیم!

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.

Automattic ، Wordpress و Soropositivo.Org و من در رابطه با حریم خصوصی شما هر کاری را انجام می دهیم. و ما همیشه در حال بهبود ، بهبود ، آزمایش و اجرای فناوری های جدید حفاظت از داده هستیم. داده های شما محافظت می شود ، و من ، کلودیو سوزا ، در این وبلاگ 18 ساعت یا روز کار می کنیم تا از جمله موارد دیگر ، امنیت اطلاعات شما را تضمین کنیم ، زیرا من پیامدها و عوارض انتشارات گذشته و مبادله را می دانم. من سیاست حفظ حریم شخصی Soropositivo.Org را می پذیرم سیاست حفظ حریم خصوصی ما را بدانید