تبلیغات
23.3 C
سائو پائولو
یکشنبه، 19، ماه مه، 2019

امروز، روز 13 ماه نوامبر 2016، برای من، Cláudio Souza 22 سال زندگی با HIV کامل شده است.

تو هستی شروع => داستان های مثبت => مشتریان شخصی => امروز، روز 13 ماه نوامبر 2016، برای من، Cláudio Souza 22 سال زندگی با HIV کامل شده است.
مشتریان شخصی

کلودیوس13 نوامبر از 2016، برای من، Cláudio Souza 22 سال زندگی با HIV

بسیاری از مردم در این تاریخ متولد شده اند و اگر شما در حال خواندن من هستید، امروز در این روز متولد شده اید و فکر می کنید "چقدر از زمانی که من متولد شدم زندگی می کردم؟"!

و قطعا شما را به یاد داشته باشید، در برخی موارد، داشته اند را در حال حاضر 18 سال دارند و یک "دی پایین تر" به منظور، برای مثال، به یک هتل با کسی، که احتمالا نمی خواهد اند برای اولین بار است، اما نه ... اما این اولین دستاورد شما ساخته شده پس از آن "وقف مرد" بود!

سپس درباره من فکر می کنم. اما نه با چشم ترحم، چرا که حیف بدترین احساس می توان برای من احساس، به خصوص اگر من درک است ...

من با چشم عقل نگاه کنید و ببینید که من شمارش را متوقف پنومونی زمانی که او هشتم بود و پنومونی ناشی از پنوموسیستیس حال، ذات الریه ناشی از یک عامل بیماریزایی به خصوص مهاجم و این که، به عنوان یک قاعده، می کشد در سه روز. و، با وجود که، من جان سالم!

در لیست حوادثی که من با سلامت من برای تشخیص ترومبوز تکرار آمبولی ریوی (من دو) بود، حمله قلبی، دو مننژیت، یکی ناشی از کریپتوکوکوس، یکی دیگر از عامل بیماریزایی واقعا تهاجمی و، با وجود این همه اما، من هنوز اینجا نوشتن.

اما این همه هیچ است. وقتی که من تشخیص داده شد، من یک DJ و یک سازمان الکترونیکی با بیش از سیصد اطلاعات تماس و، به صداقت، من فکر می کنم من به نام حدود بیست نفر از آنها و زمانی که پاسخ شروع به تبدیل شدن تکراری من متوجه شدم این امر می تواند زباله های بی فایده از زمان و این گوشی "پیشنهاد به تلاش برای پیدا کردن کمک."

من در سن سی سالگی به خیابانها بازگشتم و من می گویم برگشتم چون دوازده تا هفده ساله بودم و کمی بی خانمان بودم. اما این در حال حاضر در تماس بود و فقط به جلسه تضمینی (داستان های مثبت (sic) نگاه کنید) و به Cláudio Souza نگاه کنید. من فکر می کنم که تنها کلودیوس یا کلودیوس (نام امپراتور) و مترادف "مانکو" است. آره، میدونم، من پیچیدم ...

همچنین مهم جزئیات به اینجا گزارش می شود وجود دارد:

احتمالا در ماه مارس، در تاریخ تعیین هنوز خواهد شد کتاب خاطرات منتشر شد (یا بخشی نشر آن) تحت عنوان خاطرات یک مرد شب، که از نسخه دیگری از که توسط زنان در شب (...) داده شده است و، شاید، به عنوان پر حرف به عنوان خود را ... (...) ...

"دوستان آن زمان" تنها یک، که فقط به من صحبت می کند وقتی که من پاسخ، و از آنجا که هزینه تماس همان است، وجود دارد باید برخی از روابط متقابل وجود داشته باشد، وجود ندارد و من ماه ها و ماه بدون تماس او.

یک دوست، الیزابت کاسترو، -Bete، برای من نگاه ... - که می تواند، برای من، یک محل در مجلس پشتیبانی برندا لی و من می توانم، در سه ماه، بازیابی وزن طبیعی من از آن زمان، که 100KG بود. اما anjo_deprimido-825x510محیط زیست در حمایت خانه کثیف و دیوانه نیست در آنجا بود، با توجه به اینکه من نمی تواند بیرون رفتن به دنبال کار (من، آماری است که در خدمت به پول بیشتری را بود). اگر هر کسی می تواند به من توضیح دهید که چگونه یک کابل پلیس در آن زمان، می تواند یک گل GTI 2.0 دارند من بسیار خوشحال است، چرا که هم او بود که پس از یک سری از "کودتا"، فرض ریاست جمهوری از خانه و پس بله، آن لعنتی بود ...

اما، برای من، خیلی زیاد نبود، زیرا مجبور بودم یک فرد را دنبال کنید، Waldir، که از لحاظ فیزیکی قادر بود به مراقبت از خود و، به عنوان آنها کوچک بودند نیازهای خود را، من همیشه زمان برای کمک به حمایت از بیماران دیگر، به برخی از آنها امید دهد (من خودم تا به حال، وجود دارد دیدگاه بود کوکتل، به عنوان دوست دارید به تماس، نشده بود "اختراع"!

من دوستان و دوستان بسیاری وجود دارد و من به یاد داشته باشید یک دوره از حدود یک ماه است که من یک روز بدون شرکت در یک مراسم تشییع جنازه او به عنوان مورد زمانی که می شود من فکر صرف نیست ... (...) ...

او، در مراسم خاکسپاری هنوز نرسیده است.

آن را حتما به آمده است، اما من در مورد آن نگران نباشید.

قبل از اینکه من کشف وضعیت HIV من در نتیجه یک نوع از "بزهکار عاطفی" که امان از هیچ تلاشی به تسخیر یک زن، حتی اگر آن را به معنای نیاز به حساب "یک دروغ به او" بود ...

داروها را با کلمه ایدز در پس زمینه صورتیکه تغییر کرده است. در پر کردن برای اولین بار است که من با ج. گوادالوپ به من گفتن و جو در زمان حال برای رفتن به CRT-A را به یک بررسی تاییدی برای اچ آی وی، به دلیل اولین آزمون من داد مثبت است.

من از آن زمان گذشت از اصلاحات داخلی بسیار بزرگ و من جرأت می کنم از خودم بگویم، اکنون که من شخصا بهتر و به ویژه در حال حاضر، یک تحلیلگر را دیدم که حتی توانست به من کمک کند که چیزهایی را که وجدانم از من پنهان کرده بود، بازسازی کند. برای اینکه قادر به مقابله با آنها نیست، Maira. بله، من بی صبری هستم، گاهی اوقات سخت با کلمات، و در شرایط خاص، ترجمه های من به نظر می رسد بیشتر شبیه به dockworker در اسکله سانتوس، از آن شخص که در حالی که زندگی در خیابان، برای اولین بار، گاهی اوقات چیزی برای خوردن برای خرید یک کتاب ندارد، آن را بخواند، پول دیگری را دریافت کند. آن را بخوانید و آن را برای یک شخص ثالث مبادله کنید و به همین ترتیب خودم را در اختیار وسوسه خیابان ها قرار دادم، جایی که اغلب از زباله MC Donalds خوردم ...

این بخشی از این داستان نیست، اما من، پس از توسط هر دو مجلس حمایت گذشت، من را متقاعد کرد که وجود داشته باشد از خانه هیچ پشتیبانی برای من و به خیابان رفت.

مقوا Catei، کشیده آن چرخ دستی، تا به حال بین غذا خوردن و یا خواب انتخاب کنید، اما من انجام شده بود معدن. یک روز من در جیب من است R $ 15,00، من به گالری Paje رفت، خرید ده نفر از کسانی حیوانات خانگی مجازی، من صحبت با یک فرد، و او مرا آزاد به کار بر روی آن خیابان و من رفتم.

من فریاد زد: "در حیوان خانگی مجازی به پنج واقعی نگاه"!

و آن را مانند آب به فروش می رسد. به زودی من قادر به اجاره یک اتاق در خانه شبانه روزی بود، و برخی از زمان من در یک خانه وجود دارد در یاردیم ماریا دیرکه در Guarulhos زندگی می کرد. من کسی که، در تئوری، شرایط من را پذیرفته اند را ملاقات کرد، "برای من دوست داشتنی" و من دیدم که بود مورد در روز زمانی که او گفت:

- "که گه doencinha این شما!"

و من فکر کردم، "زباله زن من برای من مرتب!"

مجموعه ای از حباب های خنده دار و عناصر با سایه ترام.

من او را در یک باشگاه ملاقات کرد و در ابتدا من برای آینده این رابطه می ترسید، و در عین حال، من سعی کردم همه چیز من می توانم، تا زمانی که من نقل مکان کرد Poara به شهرستان از منشاء آن در São Paulo، و در زمان من دیدم که رابطه کند من بعد از دعوا و دعوا بیشتر، خسته، و یک روز پیش نرفتند، در زمانی که من در بستر همان نیست با او خوابیده بود، بیدار شد، و من به یاد داشته باشید آن را صبح روز شنبه بود و من دیدم او در نشسته جدول و گفت:

"صبح به خیر."

او پاسخ دهد و من قاطعانه تر بود:

- "گفتم صبح به خیر"

و او به من چپ است با:

-"چگونه می توانم یک روز خوب اگر اول شخص که من می بینم شما می باشد"?

من در حال حاضر ساخته شده بود تصمیم به خودم جدا از او و به ضرب گلوله به آن volleying توپ:

"آیا در مورد آن نگران نباشید، در کمتر از یک هفته وجود خواهد داشت هیچ اثری از حضور من در زندگی شما"

بدتر مورد به خاطر یکی از خانواده از او خواست اگر چنین چیزی (HIV مثبت) واقعی بود و شیطان گفت که او می دانست هیچ چیز.

من را از طریق رذل رفت.

نفرت موقت
من عصبانی کردن، به دلیل دروغ های زن

این تنها خشم من شدت گرفت و همان شب من من من به سائوپائولو را تکان داد و در حالی که در یک هتل در آنجا ماند، با کمک یک فرد که به من در اعتماد به نفس بالا داشته و در برخی از نقطه من claudiquei و اعتماد او خیانت کرده است. در دفاع از من، در این راستا، اما من فقط می توانم بگویم که این کسی که حمایت من نیز علت اصلی همه عدم تعادل روانی که در آن من نگه داشته شد، و یک شب از جنون بود ... من R $ 3.000,00 در دختران پاسخ به سر برد، تلاش برای طراحی در هر کدام از این، که من، در آن زمان، واقعا عاشق (هلن کاپری، این بار از بین رفته اند، شما در حال حاضر یک یادآوری گاهی اوقات شیرین، گاهی اوقات تلخ، شما می دانید، من می دانم که شما می دانید ...) .

در نهایت، من به سائوپائولو بازگشت.

از آنجا که ارتباط های دیگر وجود دارد، درست است، و متاسفانه من با یک فرد را خراب کرد و دوست دارم قادر به می دانم که اگر او ممکن است در حال حاضر از راه دور از حقایق رسیده و او را دیده است که من متمرکز نیست (من کاملا دیوانه بود، به دنبال در ده ها تن از زنان من هرگز نمی تواند، چرا که هر فرد است یک فرد یک فرد است و هیچ دیگر برابر وجود دارد، به جز برای دوقلوها، و او همه چیز را نمی بینم به وضوح، که آنچه که من در یک شب جنون بود که انجام نداده باشم هرگز در وجدان خوب بود و خدا می داند چه من آن را از دست رفته، و است که به من ببخشند! ... من نمی دانم اگر یک روز او می تواند آن را ببینید، و معلوم شد، من هم معتقدم که من نمی توانم مطمئن شوید ... (...) ...

چه من نمی دانم اگر شما می دانید که در آن سوراخ من به من مجبور شد کارآموزی یک کیت تحت 30 متر مربع، طرح تقریبا مثلثی، که، با وجود داشتن یک زمان خوب، یکی از بدترین مکان بود من من زندگی کردم، از جمله خیابان ها ...

ماریتا
این راه که در آن من این شخص که زندگی من شروع به تغییر دیدم ...

به هر حال، بعد از کمی بیش از یک سال از جنون تصمیم گرفتم آن را پایان همه، جنون من بود شروع به من در زمینه غیرقابل چاپ از بین ببرد، من را برداشت تلفن همراه من و به نام کسی که، برای بیش از سال 15 دوست من، عاشق و همدم بوده است. A "همدست"

HI!

HI!

می توانید بیش از امروز آمده؟

امروز من نمی توانم.

بنابراین من همه چیز را به خطر انداخته و فکر کردم: به Alea Jacta استراز:

من به او گفتم من می خواستم با او زندگی می کنند، یک زن و شوهر.

او پرسید: خیال من بود بیش از من اصرار داشت: در دست اجرا!

ما برای ... تلفن همراه برای پنج یا ده دقیقه یا شاید پانزده دقیقه صحبت کردیم! (مهم نیست که من فقط به یاد داشته باشم که یک هفته بعد از گذشت زمان، ما با هم زندگی می کردیم!) و این تقریبا برای پانزده سال بوده است.

در اینجا یک ادای احترام کوتاه

Marocaمارا T، M: این آهنگ آرمان از Juca چاوز بود. شما برای من انجام داد.

من شما را دوست دارم امروز بیشتر از دیروز و من مطمئن هستم فردا من حتی بیشتر دوست دارم ...

و من نمی خواهم که قادر به تحقق بخشیدن به این کمی من آن را انجام، نه از شما شده است !!!!!!!!!!!!

مشترک شدن در خبرنامه ما - این ماهانه با بهترین بهترین است






درباره شما چی؟ فکر میکنی؟

بسیاری از افراد، "مصاحبه شوندگان" با بی شرمی نسبت به افرادی که مبتلا به HIV هستند، نگاه می کنند.

یک دوست من (دوست قدیمی که کلیدی را گرفت ...) در گذشته، از شرایط من آگاه بود، به شخص دیگری اشاره کرد که به احتمالا توسط ویروس HIV به روش زیر آلوده شده است:

- "این یکی دیگر است که bichado" است.

تا همین امروز، نمی فهمم چرا من او را ندیده ام، تا زمانی که او را یک پای خر خرج نکردم، نمی دانم.

همانطور که این فرض جدی و واضح است، قبل از این ویدیو قرار می دهم:

در طول دهه ها تابو بود! شخصا از آن رنج می برم. و تو، یک رابطه رنجورزنده خواهی داشت

آیا شما یک حامل HIV هستید؟ اگر چنین است، آیا شما بازنشستگی یا کمک های مکرر را دریافت کردید، همانطور که آن را ارسال می کنید یا باید با سگ مبارزه کنید؟







تبلیغات

اظهارات 5

چه مدت یک فرد آلوده به ویروس برای شروع ویروس انتقال می یابد؟ · Seropositive.Org 10 10 آمریكا / Sao_Paulo دسامبر 10America / Sao_Paulo 2018 در 06: 49

[...] پس از یک فرد مبتلا به HIV، او، ویروس لعنتی، شروع به ضرب می کند و آنچه که ما بار بار ویروسی می نامیم به شدت افزایش می یابد. من [...] نیستم

سیفلیس و neurosyphilis چیست؟ · Seropositive.Org 8 08 آمریكا / Sao_Paulo دسامبر 08America / Sao_Paulo 2018 در 11: 30

[...] ایجاد ضایعات و ممکن است پیشرفت سریعتر از سیفلیس باشد. افراد مبتلا به اچ آی وی ممکن است موقتا سلول های CD4 خود را ببینند و در ... [

واکسیناسیون فرزندان من یا نه؟ واکسیناسیون افراد مبتلا به HIV بسیار متفاوت نیست. 19 19 آمریكا / Sao_Paulo اوت 19 آمریكا / Sao_Paulo 2018 در 13: 13

[...] اما در پاراگراف بالا یک بی احترامی احمقانه برای واکسیناسیون و یا گرفتن فرزند HIV مثبت خود را برای واکسیناسیون بدون صحبت کردن با دکتر "فقط به این دلیل که CDXUMUMX یا تعداد فرزند شما نزدیک است یا بالاتر از هزار من یک دکتر یا یک متخصص بهداشت نیستم من یک جانباز در آن چیزی هستم که زندگی را با اچ آی وی می نامند [...]

فابیو 13 13 آمریكا / Sao_Paulo نوامبر 13America / Sao_Paulo 2016 در 01: 19

VC کمک بسیاری از مردم، ES یک نفر مثل چند در جهان، آغوش Q خدا تی نور است.

کلودیو سوزا 13 13 آمریكا / Sao_Paulo نوامبر 13America / Sao_Paulo 2016 در 22: 58

با تشکر از شما و آمین

نظرات به حالت تعلیق درآمده است

این سایت از کوکی ها استفاده می کند و شما ممکن است این استفاده را رد کنید. اما شما ممکن است بخواهید بدانید که در هماهنگی با ما ضبط شده است سیاست حفظ حریم خصوصی

%d وبلاگ نویسان مثل این: