مهم نیست که دین خود را. اگر خدا شما را به خدا، Adonai، خدا، ای کاش، بودا، سیذارتا است، مهم نیست. مهم این است که، در نام (بازدید کنندگان) خود، اگر انجام خوب

سرود کریسمس، که به من می دهد امید در شرایط دشوار

این در ماه دسامبر 2000 بود.

من فقط در یک لیست از بحث ملاقات کرده بود یک وکیل، یک شهرستان در گوییاس کشور که، اگر حافظه در خدمت، شهرستان Jataí بود.

مرا ببخش که عشق به دقت جغرافیایی، اما حتی من مطمئن هستم که در شهرستان در گوییاس است نیستم ...

واقعیت این است که او، دکتر سیمون شاید، یک مورد از اخراج برای علت به من در برابر یک شرکت است که فقط در برابر یک فرد زندگی با اچ آی وی در آن سال ها از سرب را انجام دادیم.

ما اخبار منتشر شده، اما این سایت تحت بسیاری از حملات هکرها شده است، و برخی از آنها من می دانم که با حمایت مالی (کرم ترسو که درست مشابه با من ثبت شده و وجود دارد برای یک سال در آنجا ماند و رها همه امیدوارم که آنها در آن قرار داده شده) و muiya چیز از دست داده، متاسفانه.

با این حال، بزرگترین بانک اطلاعات در تاریخچه ایدز در برزیل است در دست من و من به عنوان یک نگهبان ببر نگه دارید. همه چیز MS از دست داده بودند

من از آن زمان به یاد داشته باشید شد برای حفظ این سایت و چقدر سخت بود!

سپس دکتر سیمون من داستان یک درخت کاج است که خواب بودن درخت کریسمس گفت.

دیگر سنبه در او خندید چرا که او نیز یک درخت کاج پژمرده بود و هیچ کس آن را می خواهم.

اما او بزرگ شده، و یک روز (!)، او انتخاب شد!

او به یک خانه گرفته شده است، تزئین شده به مدت یک ماه و شادی در اطراف آن ساخته شده بود، که شادی را به بهشت ​​مطرح شده است.

در شب کریسمس سپس، چه شادی! این همه در اطراف او بود. هدایا، کودکان، بزرگسالان، افراد مسن، آهنگ و شب فوق العاده بود.

سپس او را به زیرزمین خانه گرفته شد و ... وجود دارد، فراموش ... چیزهای دیگر فراموش خانه به او خندید زیرا آنها خواهد بود و او تا به حال هیچ ایده که هنوز هم مقصد خود باشد.

یک روز خانم های خانه آمدند و او را در یک دروازه قرار دادند و با ضربات دردناک تبر، قهرمان ما را از بین برد، که در میان درد بسیار زیاد، نمی توانست فهمید چرا آنها آن را برای او انجام دادند تا او را به شومینه بردند خانه در شب بسیار سرد است.

در نهایت (!) او متوجه سرنوشت خود را (...) و تصمیم گرفت به او بهترین نور خود، بزرگترین گرما و حرارت من است که خانواده (اشک در اینجا) را.

سپس cinazas خود را به دور یک میدان ظاهرا استریل پرتاب شد، ....

وجود دارد، با توجه به افسانه ای، جنگل های برگ دار ترین متولد شد!

من فکر نمی کنم من مثل این کاج هستم، زیرا نور من است بیش از حد استخوان درشت نی و من زیر لب سخن گفتن.

اما ظاهرا، خدا به من، پس از نزدیک به پانزده سال از افراط و حماقت بر روی زمین، علیه زنان و در برابر زندگی داده، امکان کار در Seara او، راه من می دانم که انجام دهد. این یک راه کوچک و محدود است، در نظر بزرگان که حتی جرات مقایسه خودم.

من فقط یک بنده خدا هستم، بدون دین (دین من است خدا). من روحانی بود، اما من از روح خسته، چرا که آنها تقریبا همیشه می گویند "معنویت بالاتر حل همه چیز" و این باعث می شود من اسپاسم دردناک. معنویت است برتر برتر معنویت دقیقا به این خاطر حل مشکلات خود، انتظار نه برای دیگر را حل کند.

در مورد آن فکر می کنم.

نه میخواهید ایجاد جنگل ها، این جاه طلبی می تواند آنها را به جنون ...

در شب Gethsemane به، با اشک خونین، مسیح پرسید سه نفر از رسولان او خواب، "نه برای یک ساعت می تواند با من تماشا؟"

ستاد ویژه هوشیار ....

در یک کتاب از چیکو، تگزاس من جمله زیر بخوانید:

"استقامت در به خوبی با یقین است که شما را برای همیشه زنده خواهد شد! اگر هر روز به شما احساس تنهایی، به یاد داشته باشید عیسی مسیح. یک روز، او نیز به تنهایی، به صلیب کشیده شد، رها، در بالای یک تپه، به دنبال دشمنان و ذینفع ناسپاس رایگان. با توجه به مفهوم انسان، او تنها با خدا بود ... اما او، و خدا با او، اکثریت تشکیل، قبل از بسته baying ...

درود بر شما!

Aleiko سلام!

اگر شما می توانید، پشتیبانی کنید

ما پروژه های زیادی داریم، اما منابع نداریم.

از سوی دیگر، ما هزینه های عملیاتی ما را داریم، که کم نیستند.

اگر شما این کار را دوست دارید، می توانید به آن کمک کنید و آن را بخواهید، ما در واکنش ما همکاری می کنیم

با آنچه که می خواهید، ما را حمایت کنید.
این دکمه منجر به حرکت مالی نمی شود. اما، بله، تا زمانی که صفحه vakinha

در هیچ مصاحبه ای دیگر با من رفتار شده است و هرگز در مصاحبه ای که هیچ اتفاقی رخ نداده است، به استثنای Adtrid و Erotika MTV

برچسب ها:

بله، این عکس من است! برادر یا خواهر من از من خواست برای قرار دادن این تصویر متر پروفایل من! .... من در اینجا شرحی از من که یک فرد به عنوان "هتاک" طبقه بندی شده است. این، در واقع، حسن تعبیر به مرتب کردن آنچه در اینجا بود. من می دانم این است که یک "NGO"، که اشغال یک ساختمان داستان 10 با من همکاری می کند، و من سیاهههای مربوط از زمان مشارکت که خون آشام دیگر چرا که برای هر یک از افراد 150 که از سایت خودم بود، با کلیک کردن بر روی آنها، به طور متوسط، یک نفر وارد شد. وقتی وارد شدم و وارد شدم

پرسش و پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

این سایت از Akismet برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بدانید چگونه اطلاعات بازخورد شما پردازش می شود.

آخرین از:

ما از کوکی ها استفاده می کنیم تا بهترین تجربه آنلاین را به شما بدهیم. با قبول استفاده از کوکی ها مطابق با سیاست کوکی ما.

پایان خط در اینجا یکی دیگر از گزینه Start را امتحان کنید بازگشت به بالا - کلیک کنید
%d وبلاگ نویسان مثل این: